به گزارش اطلاع با ما ، مستاجر : جنگ فقط آوار آجر و سنگ بر سر مردم نمیریزد؛ تبعات اقتصادی آن، اجارهنشینها را هدف گرفته. اسفند ۱۴۰۴، همزمان با تشدید درگیریها، موج تعدیل نیرو راه افتاد و حالا مستاجرهای بیکار شده، ناچارند از موجر خود «تنفس یکماهه» یا «برداشت از ودیعه» را درخواست کنند. برخی خودرویشان را میفروشند، برخی به خانه پدری برمیگردند و برخی هم با «پسانداز شدید» سعی در عبور از بحران دارند. در سوی دیگر، موجرها هم «گزینشی» عمل میکنند و سراغ مستاجرهای دارای شغل تثبیتشده میروند.
بحران اجارهبها در ایران هرسال با شروع سال جدید کلید میخورد، اما امسال قصه فرق دارد. تبعات اقتصادی جنگ اسفند ۱۴۰۴، یک لایه بحرانی دیگر به دغدغه همیشگی مستاجرها اضافه کرده است: بیکاری گسترده و واهمه از تعدیل نیرو.
بر اساس جدیدترین دادههای مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳، هزینه مسکن برای یک خانوار مستاجر در کشور ۴۳ درصد و در شهر تهران نزدیک به ۶۰ درصد (۵۹.۹ درصد) سبد هزینه را تشکیل میدهد. حالا با افزوده شدن موج اخراجها در هفتههای پایانی سال، این سهم از سفره خانوارهای آسیبدیده فراتر رفته و به مرز فروپاشی معیشتی رسیده است.
بررسی میدانی «دنیای اقتصاد» از گفتوگو با مستاجران، موجران و مشاوران املاک، تصویر روشنی از عمق فاجعه ترسیم میکند:
۱. درخواست «وقت اضافه» – مستاجران بیکارشده از موجر میخواهند مهلت بیشتری برای پرداخت اجاره ماهانه بگیرند.
۲. ودیعه در حال سوختن است – برخی مستاجران پیشنهاد میدهند اجاره ماهانه از محل ودیعهای که پیشتر به موجر دادهاند، کسر شود.
۳. کوچ اجباری – رفتن به خانهای کوچکتر در محلهای ارزانتر، اولین گزینه پس از اتمام مهلتهاست.
۴. حقوق بهمن، اجاره اسفند – بسیاری اجاره اسفند را با حقوق بهمن پرداختهاند و از تأمین اجاره ماههای آینده ناامیدند.
۵. پسانداز شدید – حذف تمام هزینههای غیرضروری، از تفریح گرفته تا خریدهای ساده، در دستور کار قرار گرفته است.
۶. مهاجرت به حاشیه – ترک پایتخت و کوچ به شهرهای اطراف، گزینه نهایی بسیاری از خانوادههاست.
۷. فروش خودرو برای خانه – برخی مستاجران، تنها دارایی ارزشمند خود را میفروشند تا بتوانند ودیعه خانه جدید را تأمین کنند.
۸. بازگشت به خانه پدری – شکستخوردهترین اما آخرین سنگر، بازگشت تحمیلی به خانه والدین.
۹. حقوق بیکاری کافی نیست – دریافتی بیمه بیکاری، حداکثر به اندازه اجارهبهاست و جیب خالی برای خورد و خوراک باقی میگذارد.
۱۰. تاکسی اینترنتی هم جواب نمیدهد – کاهش تقاضای سفر به دلیل وضعیت اقتصادی سایر شهروندان، درآمد این شغل جایگزین را هم کاهش داده است.
۱۱. موجرها گزینشی میشوند – صاحبخانهها دیگر سراغ هر مستاجری نمیروند؛ شغل تثبیتشده و حقوق ثابت، شرط اول قرارداد اجاره شده است.
۱۲. شکاف شمال و جنوب تهران – در مناطق جنوبی، مشکل «عدم توان پرداخت» به مراتب حادتر از شمال شهر است.
۱۳. قفل شدن رشد اجاره – برخلاف سالهای قبل، احتمال افزایش سنگین اجارهبها در قراردادهای جدید کم است؛ چراکه توان خرید مستاجر دیگر وجود ندارد.
پسر جوانی که نیمه دوم سال ۱۴۰۴ ازدواج کرده، در هفتههای ابتدایی جنگ در مرز تعدیل قرار گرفت. او میگوید: «من و همسرم قصد داشتیم با کادوهای عروسی ماشین بخریم، اما ترس از بیکاری باعث شد همه پول را در صندوق طلا بگذاریم. حالا اگر فردا تعدیل شوم، تنها راهم برداشت از همین پسانداز است.»
زن جوانی که در اسفند اخراج شده، میگوید: «حقوق بیکاری فقط اجاره را پوشش میدهد؛ نه خرج زندگی من و پسرم را. اگر کار پیدا نکنم، چارهای جز برگشتن به خانه پدری ندارم؛ آن هم با پسری نوجوان که این تصمیم برای همه مان سخت است.»
زن تعدیل شده با همسری که هنوز شغل دارد، روایت میکند: «حقوق همسرم به تنهایی فقط کفاف اجاره و خورد و خوراک حداقلی را میدهد. قسط ماشین مانده و پسانداز هم دیگر معنی ندارد.»
مردی با یک فرزند خردسال که تعدیل شده، میگوید: «حالا من از بچّه نگهداری میکنم تا همسرم برود سر کار. حقوق او به سختی اجاره را میدهد. شبها هم تاکسی اینترنتی کار میکنم، اما مسافر نیست. هزینه بنزین هم از درآمدم بیشتر شده.»
مرد میانسالی که مغازه شخصی دارد اما خانهاش اجارهای است، میگوید: «بازار کساد است. فروش به صفر رسیده. اگر این وضع ادامه پیدا کند، چاره ندارم جز اینکه به حاشیه تهران یا یک منطقه ارزانتر نقل مکان کنم.»
مشاوران املاک از دو رفتار متفاوت اما قابل پیشبینی موجرها در روزهای اخیر خبر میدهند:
در مناطق جنوبی شهر، بسیاری از مستاجران چنان در فشارند که ودیعه آنها عملاً صرف پرداخت اجارهبهای ماهانه شده است. در مناطق میانی و شمالی نیز موج بیکاری تازه به بازار اجاره رسیده و موجرهای قدیمی ترجیح میدهند قرارداد خود را با مستاجر «دارای شغل تثبیت شده» تمدید کنند.
گزارشها حاکی از آن است که در تهران، اکثر موجرها حداقل «یک ماه تنفس» برای پرداخت اجاره به مستاجران بیکارشده دادهاند، اما سختگیری برای عقد قراردادهای جدید، بیسابقه توصیف میشود.
جنگ تنها خانههای بمبارانشده را ویران نمیکند. تبعات اقتصادی آن، بیصدا و آرام، زیر پوست شهر حرکت میکند و اجارهنشینها اولین و بزرگترین قربانیان این موج خاموش هستند.
با ادامه جنگ و استمرار شرایط نامساعد اقتصادی، کارشناسان پیشبینی میکنند که شمار مستاجران در نوبت تعدیل افزایش یابد و «بحران گزینش موجرها» به معضلی فراگیر تبدیل شود. در این میان، سؤال بیپاسخ بسیاری از خانوادهها همچنان باقی است: اگر جنگ تمام نشود، اجاره را با چه بپردازیم؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ