به گزارش اطلاع با ما ، راهبرد دیپلماتیک ایران: محمدرضا اسلامی با نگاهی ژرف به ساختار اجتماعی و سیاسی ایالات متحده، این باور رایج را به چالش میکشد که آمریکا کشوری همگن و تغییرناپذیر است. او با بررسی ریشههای مهاجرپذیر این کشور، از مارکو روبیو تا باراک اوباما، بر این نکته تأکید میکند که قدرت در آمریکا به واسطه انعطاف و فرصتهای ساختاریاش به دست آمده است. به باور او، ایران در گذشته با درک نادرست از ماهیت متغیر و انعطافپذیر سیاستورزان آمریکایی، فرصتهای دیپلماتیک مهمی را از دست داده و اکنون نیز با بازگشت ترامپ به قدرت، باید از تکرار همان اشتباهات پرهیز کند. او پیشنهاد میدهد که تعامل مستقیم با ترامپ، بدون واسطههایی چون مارکو روبیو یا ویتکاف و با حضور در صحنه رسانه، راهی برای مدیریت بهتر این دوره پرچالش باشد.
اسلامی با آوردن مثالهایی از مارکو روبیو و باراک اوباما به نقش مهاجران در تولید ساختار قدرت در آمریکا میپردازد. از نظر او، نظام ایالات متحده برخلاف تصورات مرسوم در ایران، نه تنها انعطافپذیر، بلکه مبتنی بر ارتقاء شایستهسالارانه مهاجرانی است که هم قویاند و هم منعطف. این روحیه مهاجرتی در تضاد با ساختارهای بستهتر قدرت در کشورهایی مانند روسیه، آلمان یا ژاپن است.
او از فقدان روابط دیپلماتیک مستقیم میان ایران و آمریکا به عنوان مانعی برای شناخت و بهرهگیری از این “غیرهمگنی” در قدرت ایالات متحده یاد میکند. فرصتی که میتوانست در بزنگاههایی مانند حمله آمریکا به صدام یا گفتوگوهای هستهای مورد بهرهبرداری قرار گیرد، اما از دست رفت.
اسلامی اعتقاد دارد تعامل با چهرههایی مانند مارکو روبیو یا ویتکاف، مسیر موثری برای مدیریت رابطه با آمریکا نیست، زیرا این افراد خود محصول ساختاری هستند که سریع دگرگون میشود و با واسطهها نمیتوان تصمیمگیر نهایی را متأثر ساخت.
تحلیلگر بر این باور است که ترامپ را باید در عرصهای به میدان آورد که قدرتش در آن تعریف میشود: رسانه. ترامپ اگر احساس کند جدی گرفته میشود، رفتار متفاوتی از خود نشان خواهد داد. از اینرو، مذاکره مستقیم مسعود پزشکیان با ترامپ، در برابر رسانههای بینالمللی، اقدامی هوشمندانهتر از تعامل با واسطههاست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ