به گزارش اطلاع با ما ، فائزه فداکار : توهم راهبردی در سیاست خارجی، با بزرگنمایی توان داخلی و نادیدهگرفتن محدودیتها، بارها مذاکرات را به تعلیق کشانده است. تکرار این چارچوب تحلیلی در شرایط کنونی میتواند فرصتهای محدود پیشرو را بار دیگر بسوزاند.
چالش بنیادین سیاست خارجی، صرفاً فشارهای بیرونی یا رفتار غیرقابل پیشبینی بازیگران خارجی نیست؛ مسئله اصلی، چارچوب تحلیلیای است که تصمیمگیریها بر پایه آن شکل میگیرد. در سالهای اخیر، نوعی «توهم راهبردی» بهتدریج جای واقعگرایی را گرفت؛ نگاهی که بهجای سنجش دقیق هزینه و فایده، بر برداشتهای خوشبینانه و فرضیات اثباتنشده تکیه داشت.
در مقاطعی که مذاکرات به مراحل حساس و نزدیک به تصمیم رسیده بود، این چارچوب تحلیلی خود را با توقفهای مکرر و تغییر ناگهانی اولویتها نشان داد. توافقهایی که میتوانست بخشی از فشارها را کاهش دهد، نه به دلیل ضعف ذاتی، بلکه بهدلیل نگاه حداکثری و غیرعملی کنار گذاشته شد؛ آن هم بدون آنکه مسیر جایگزین کمهزینهای تعریف شود.
یکی از مؤلفههای اصلی این توهم، بزرگنمایی ظرفیتهای داخلی و نادیدهگرفتن محدودیتهای اقتصادی و ساختاری بود. در چنین فضایی، تحریمها بهعنوان مسئلهای قابل تحمل یا موقتی تصویر میشدند و هزینههای انباشته آنها در معیشت و اقتصاد، به حاشیه رانده میشد.
در این روایت، تحولات نظام بینالملل نه بهعنوان روندی تدریجی و پیچیده، بلکه بهصورت یک گسست ناگهانی تفسیر میشد؛ گویی با کمی صبر، موازنهها بهطور خودکار تغییر خواهد کرد. نتیجه این نگاه، تعویق مداوم تصمیمها و تبدیل مذاکره از ابزار مدیریت ریسک، به میدان اثبات یک روایت سیاسی بود.
نگرانکننده آن است که نشانههای همان تفکر، امروز نیز در تحلیل تحولات اخیر دیده میشود. پرهیز مقطعی بازیگران خارجی از تنش یا درگیری، نه بهعنوان بخشی از یک راهبرد حسابشده، بلکه بهعنوان نشانه ضعف یا ناتوانی آنها تفسیر میشود؛ برداشتی که میتواند مبنای تصمیمسازیهای شکننده قرار گیرد.
تجربه نشان داده است که در شرایط عدم تقارن قدرت، زمان متغیری خنثی نیست. طولانیشدن بنبستها معمولاً به نفع طرفی است که منابع اقتصادی، مالی و نهادی گستردهتری دارد. امید بستن به فرسایش طرف مقابل، اغلب نتیجهای جز تضعیف قدرت چانهزنی در پی ندارد.
خطا در سیاستگذاری اجتنابناپذیر است، اما اصرار بر چارچوبی که پیامدهای منفی آن بارها آشکار شده، دیگر خطا نیست. مذاکرات اخیر فرصتی محدود برای مدیریت بحران و کاهش ریسک است، نه صحنهای برای آزمون دوباره فرضیاتی که ناکارآمدی آنها پیشتر اثبات شده است. بازگشت به واقعگرایی و پذیرش محدودیتها، پیششرط هر سیاست خارجی مؤثر است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ