به گزارش اطلاع با ما در شرایط تورمی فعلی، قیمت کالاها دیگر ثبات گذشته را ندارند و بسیاری از فروشندگان روز خود را با بررسی نرخ ارز و کانالهای خبری آغاز میکنند. فاصله میان نرخهای رسمی و قیمتهای واقعی بازار، رفتار خریدار و فروشنده را تغییر داده و نااطمینانی به بخش ثابت اقتصاد روزمره تبدیل شده است.
پیش از آنکه کرکره مغازهها بالا برود، تلفنهای همراه روشن میشوند. نه برای مرور عادتهای روزمره، بلکه برای پاسخ به یک پرسش جدی: «امروز باید برچسبها عوض شود یا نه؟» این تصویر محدود به یک سوپرمارکت نیست؛ بسیاری از واحدهای صنفی، از لوازم خانگی تا پوشاک، نفس قیمتهایشان به خبر و نرخ ارز وابسته شده است.
بازار امروز بیش از هر زمان دیگری به فضایی تبدیل شده که قیمتها عمر کوتاه دارند. عددی که صبح روی کالا درج میشود، ممکن است تا شب اعتبار نداشته باشد. نوسان ارز، شکاف میان نرخ رسمی و بهای واقعی پرداختی مردم را عمیقتر کرده است؛ شکافی که مستقیماً به زندگی روزمره منتقل میشود.
کاهش ارزش ریال فقط به افزایش قیمتها ختم نمیشود؛ الگوی رفتار را هم دگرگون میکند. خریدار برای جلو زدن از موج بعدی گرانی، زودتر از نیاز خرید میکند و فروشنده برای جا نماندن از هزینه جایگزینی، محتاطتر قیمت میگذارد. در برخی روزها، قیمتها چند بار تغییر میکنند و گاهی یک جهش ناگهانی، همه محاسبات را به هم میریزد.
پژوهشهای حوزه اقتصاد رفتاری در ایران نیز نشان میدهد «انتظار گرانی» حتی پیش از وقوع آن، میتواند بازار را دچار تغییر کند.
گزارشهای رسمی از تورم سالانه بالای ۴۰ درصد حکایت دارد و در برخی گروههای کالایی بهویژه خوراکیها، رشد قیمتها شدیدتر بوده است. در چنین فضایی، شبکههای اجتماعی و کانالهای اطلاعرسانی عملاً به تابلوی غیررسمی قیمت تبدیل شدهاند؛ جایی که فعالان بازار پیش از تصمیمگیری، ابتدا به آن مراجعه میکنند.
اقتصادِ «تاریخ انقضای روزانه» یعنی برنامهریزی کوتاهمدت، نااطمینانی دائمی و برچسبهایی که پیش از جا افتادن، پاک میشوند. در این وضعیت، مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، فرسایش اعتماد و دشوار شدن تصمیمهای سادهای است که روزگاری بدیهی به نظر میرسید.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ