به گزارش اطلاع با ما ، تعارض آمریکا و انصارالله یمن: تحولات اخیر در یمن، بهویژه درگیری آمریکا با انصارالله، فراتر از یک مناقشه محلی است و در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران و آمریکا قابل تحلیل است. ایالات متحده در تلاش است تا با تضعیف انصارالله، نفوذ منطقهای ایران را کاهش داده و تهران را به پذیرش توافقی جدید وادار کند. از سوی دیگر، این درگیری به نظر میرسد بخشی از یک تقسیم کار میان ترامپ و نتانیاهو باشد، که همزمان با تحولات غزه، دو جبهه نبرد را به صورت همزمان مدیریت میکنند. پاسخ موشکی انصارالله به سرزمینهای اشغالی نیز نشانهای از پیوند استراتژیک میان این جبهههای مقاومت است.
ایالات متحده از زمان خروج از برجام، راهبرد «فشار حداکثری» را علیه ایران دنبال کرده است. یکی از ابزارهای این راهبرد، کاهش نفوذ منطقهای ایران از طریق مهار گروههای همپیمان آن، از جمله انصارالله در یمن است.
بابالمندب، یکی از تنگههای کلیدی جهان، تحت تأثیر تحرکات انصارالله قرار دارد و تهدیدات این گروه علیه کشتیرانی در این آبراه راهبردی، عاملی مهم در معادلات منطقهای محسوب میشود. آمریکا تلاش دارد تا با تضعیف انصارالله، ایران را از یک اهرم فشار مهم در منطقه محروم کند.
در این میان، گزارشها حاکی از آن است که ترامپ در نامهای به مقامات ایرانی، بر لزوم امضای توافق جدید تا دو ماه آینده تأکید کرده است. این مسئله نشان میدهد که واشنگتن به دنبال ایجاد فشار چندجانبه، از جمله از طریق یمن، برای تحمیل شرایط جدید بر ایران است.
هرچند اروپا و آمریکا در بسیاری از مسائل بینالمللی دچار اختلافات عمیق شدهاند، اما در موضوع ایران همچنان همسو هستند. اروپا، باوجود انتقاد از سیاستهای ترامپ، ایران را مخرج مشترک اختلافات خود با آمریکا میبیند. این همسویی، میتواند به تقویت فشارهای بینالمللی علیه ایران منجر شود.
یکی از نکات کلیدی در تحلیل تحولات یمن، پیوند آن با مسائل فلسطین و غزه است. با آغاز مجدد درگیریها در نوار غزه، به نظر میرسد که آمریکا و اسرائیل در حال تقسیم کار برای مدیریت همزمان دو جبهه هستند.
– اسرائیل، تمرکز خود را بر سرکوب مقاومت فلسطینی در غزه قرار داده است. – آمریکا، با حمله به مواضع انصارالله، تلاش دارد جبهه یمن را تضعیف کند.
در این چارچوب، حملات موشکی انصارالله به سرزمینهای اشغالی، بخشی از یک راهبرد مقابلهای برای پیوند دادن این دو جبهه است. این اقدام نشان میدهد که محور مقاومت قصد دارد اجازه ندهد که جنگهای منطقهای بهطور مجزا مدیریت شوند.
این تحولات میتوانند سناریوهای متعددی را رقم بزنند: افزایش فشارهای سیاسی و نظامی بر ایران: تشدید حملات به انصارالله، میتواند به عنوان هشداری غیرمستقیم به ایران تعبیر شود. گسترش دامنه درگیری به مناطق دیگر: حملات انصارالله به اسرائیل نشان میدهد که این گروه حاضر است جغرافیای نبرد را گسترش دهد که این مسئله میتواند معادلات منطقهای را پیچیدهتر کند. احتمال ورود بازیگران جدید به درگیریها: اگر تنشها در یمن و غزه ادامه پیدا کند، ممکن است سایر گروههای منطقهای نیز وارد معادله شوند.
درگیری آمریکا با انصارالله یمن، تنها یک نبرد محدود در شبهجزیره عربستان نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان واشنگتن برای فشار بر ایران محسوب میشود.
ترامپ و نتانیاهو به دنبال تقسیم کار در دو جبهه یمن و غزه هستند، اما پاسخ انصارالله به سرزمینهای اشغالی نشان میدهد که جبهه مقاومت، قصد دارد این دو نبرد را به یکدیگر پیوند دهد.
فشارهای آمریکا بر ایران از طریق یمن، اروپا و دیگر جبههها ادامه خواهد داشت، اما واکنشهای محور مقاومت نیز میتواند این معادله را تغییر دهد.
آینده این تعارض، بستگی به میزان تأثیرگذاری حملات آمریکا، توانایی انصارالله در پاسخگویی، و واکنش ایران در برابر این فشارها خواهد داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ