به گزارش اطلاع با ما ، بنزیندر سیاست ایران، برخی واژهها فراتر از معنای اولیهشان عمل میکنند. «بنزین» از همین جنس است؛ سوختی که سالهاست از مخزن خودروها جدا شده و وارد مخزن سیاست شده است. امروز پرسش ساده «لیتری چند؟» نه فقط یک استعلام اقتصادی، بلکه بخشی از منطق قدرت، امنیت، رقابت سیاسی و رابطه حکومت با جامعه است.
از دهه شصت تا امروز: مسیری که آرام شروع شد و انفجاری ادامه یافت
در دهه ۶۰، بنزین یک ابزار مدیریت بحران جنگ بود. قیمت پایین، سهمیهبندی و کارتهای کوپنی، همچون قطعات یک ساختار کنترل اجتماعی عمل میکرد و دولت وقت تلاش داشت فشار جنگ را روی زندگی مردم کمتر نگه دارد. اما همین کالای ظاهراً ساده، در دهههای بعد آرامآرام از حاشیه اقتصاد به مرکز سیاست مهاجرت کرد.
در دولت سازندگی، گفتمان از کوپن به توسعه تغییر یافت. قیمت حاملهای انرژی افزایش پیدا کرد اما هنوز «بنزین» تبدیل به میدان نبرد انتخاباتی نشده بود. دعواها حول توسعه، خصوصیسازی و شکاف طبقاتی میچرخید و بنزین بیشتر یک بحث کارشناسی بود تا پوستر انتخاباتی.
نقطه عطف واقعی در اواخر دولت خاتمی و با روی کار آمدن مجلس هفتم رقم خورد. اصولگرایان تازهوارد، با شعار «حمایت از مردم»، افزایش تدریجی قیمت سوخت را متوقف کردند. «طرح تثبیت قیمتها» نه یک تصمیم فنی بلکه یک اقدام کاملاً سیاسی بود؛ اقدامی برای محدود کردن دولت خاتمی و ساختن یک دستاورد انتخاباتی برای ۸۴. همین تصمیم، موتور بحران بعدی بود: توقف اصلاح تدریجی، یعنی انباشت بحران برای یک شوک بزرگ.
احمدینژاد با شعار حمایت از اقشار فرودست به قدرت رسید؛ اما دولت او بهزودی با واقعیتی روبهرو شد که دیگر نمیشد پنهانش کرد: مصرف سرسامآور، واردات سنگین و یارانهای که اقتصاد را فرسوده میکرد. هدفمندی یارانهها با تمام ابعاد درست و غلطش اجرا شد، اما از نظر سیاسی یک پیام روشن داشت: هرجا اصلاح تدریجی قربانی رقابت سیاسی شود، اصلاح ناگهانی و دردناک اجتنابناپذیر میشود.
روحانی در سالهای ابتدایی، افزایش قیمت سوخت را در چارچوبی قابل پیشبینی پیش برد. اما پس از برجام، با سقوط درآمد نفتی و تشدید ناترازی انرژی، دوباره همان چرخه آغاز شد: چند سال انجماد قیمت و بعد شوک. آبان ۹۸ لحظه انفجار این چرخه بود؛ تصمیمی ناگهانی و بدون گفتگو که معترضان را به خیابان کشاند و اینترنت را برای یک هفته خاموش کرد. جمله معروف روحانی که گفت «من هم صبح جمعه فهمیدم»، بیش از همه نشان داد تصمیم درباره بنزین در سطوحی گرفته میشود که حتی رئیسجمهور را نیز در حاشیه قرار میدهد.
روحانی: نقطه بحران اعتماد امروز بنزین دیگر فقط یک کالا نیست؛ یک شاخص است برای سنجیدن میزان اعتماد، ظرفیت گفتوگو و نحوه تصمیمگیری در ساختار قدرت.
دولت پزشکیان با انباشت ششساله قیمت ثابت، ناترازی بنزین، کسری بودجه و خاطره زنده آبان ۹۸ روبهرو است. افزایش قیمت ناگزیر است، اما پرسش اصلی این است: چگونه؟ اگر قرار باشد تصمیم پشت درهای بسته گرفته شود، سیستم دوباره به همان چرخه قدیمی «انجماد و شوک» بازمیگردد. اما اگر قرار باشد تجربه ۹۸ تکاندهنده باشد، اینبار سیاست سوخت باید از میدان امنیتی به مسیر گفتوگو منتقل شود؛ نه عددی که ناگهان اعلام میشود، بلکه فرآیندی که توضیح داده میشود، بحث میشود و مردم خود را در آن شریک میبینند.
اصل ماجرا نه سهنرخیشدن است و نه مقدار افزایش. اصل ماجرا این است که آیا جامعه احساس میکند در تصمیمگیری مشارکت دارد یا نه؟ بنزین چهار دهه است که میان نهادهای قدرت دستبهدست میشود؛ اما مقصد نهایی آن شاید باید جایی باشد که کمترین تجربهاش را داشته: گفتوگوی واقعی و شفاف با مردم. اگر این گفتوگو شکل نگیرد، شوک بعدی تنها مسئلهای فنی نخواهد بود؛ یک بحران سیاسی تازه خواهد بود با نامی متفاوت اما ریشهای مشابه.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ