به گزارش اطلاع با ما ، دیپلماسی : روابط ایران و اروپا در سال ۲۰۲۵ به نقطهای کمسابقه از رکود و انجماد رسیده است. جنگ اوکراین، فشار آمریکا، تحولات خاورمیانه و فقدان ابتکار دیپلماتیک، اروپا را به بازیگری کماثر در پرونده ایران تبدیل کردهاند. آینده این روابط در ۲۰۲۶، بیش از هر چیز به تصمیم و کنش ایران بستگی دارد.
روابط ایران و اروپا در سال ۲۰۲۵ به مرحلهای رسید که بسیاری از دیپلماتها از آن با عنوان «نقطه صفر» یاد میکنند؛ وضعیتی که نه به قطع رابطه انجامیده و نه نشانی از پویایی دیپلماتیک در آن دیده میشود. سفارتخانهها فعالاند، اما گفتوگویی مؤثر در جریان نیست. روابط وجود دارد، اما معنا ندارد.
آنچه روابط تهران و پایتختهای اروپایی را به این وضعیت کشاند، نه یک رخداد منفرد، بلکه زنجیرهای از بحرانهای بههمپیوسته بود. جنگ اوکراین، ایران را ناخواسته وارد یکی از حساسترین معادلات امنیتی اروپا کرد؛ جنگی که مستقیماً در حیاط خلوت ژئوپلیتیک این قاره جریان داشت. در کنار آن، تحولات خاورمیانه، جنگ غزه، تنشهای اسرائیل و نهایتاً جنگ ۱۲روزه، تصویر ایران را در ذهن سیاستمداران اروپایی پیچیدهتر و امنیتیتر کرد.
اروپا در ظاهر همچنان بر گفتوگو تأکید دارد، اما در عمل ابزارهای لازم برای اثرگذاری مستقل را از دست داده است. تجربه پسابرجام نشان داد که حتی اراده سیاسی اروپا بدون همراهی آمریکا به نتیجه نمیرسد. نظام مالی جهانی، تحریمها و فشارهای واشنگتن، دامنه مانور اروپا را به حداقل رسانده است. در چنین شرایطی، اروپا بیشتر نقش «پیامرسان» را بازی میکند تا میانجی واقعی.
پیام مشترک پایتختهای اروپایی روشن است: بدون گفتوگوی مستقیم ایران و آمریکا، هیچ گرهای باز نخواهد شد. از نگاه اروپا، پرونده هستهای، تحریمها و حتی امنیت منطقهای، همگی در نهایت به تصمیم واشنگتن وابستهاند. این واقعیت، اروپا را از یک شریک فعال به بازیگری حاشیهای در پرونده ایران تبدیل کرده است.
ادامه وضعیت موجود، بیش از آنکه محصول تصمیم آگاهانه باشد، نتیجه تعلیق تصمیمگیری است. نه گسست کامل رخ داده و نه ابتکار تازهای برای خروج از بنبست دیده میشود. روابط ایران و اروپا در نوعی «انجماد سیاسی» گرفتار شده؛ حالتی که در آن هزینهها ادامه دارد، اما دستاوردی حاصل نمیشود.
جنگ اوکراین همچنان متغیر کلیدی در معادلات اروپا باقی مانده است. تا زمانی که این بحران ادامه دارد، انتظار تغییر جدی در رویکرد اروپا نسبت به ایران واقعبینانه نیست. اما همزمان، پایان این جنگ نیز لزوماً بهمعنای بهبود خودکار روابط نخواهد بود؛ مگر آنکه ایران پیش از آن، ابتکار عمل دیپلماتیک مشخصی تعریف کند.
مشکل اصلی، فقدان یک نقشه راه فعال است. روابط خارجی بدون سناریو، بدون اولویتبندی و بدون تعریف منافع مشخص، به حالت انفعالی فرو میغلتد. اروپا هنوز ایران را بهعنوان کشوری با ظرفیتهای انرژی، بازار مصرف و موقعیت ژئوپلیتیک میشناسد، اما این شناخت بدون کنش دیپلماتیک، به فرصت تبدیل نمیشود.
چشمانداز روابط ایران و اروپا در سال ۲۰۲۶، بیش از هر عامل خارجی، به تصمیمهای تهران وابسته است. اگر مسیر فعلی ادامه یابد، رکود و تنش کنترلشده تداوم خواهد داشت. اما اگر سیاست خارجی از حالت واکنشی خارج شود و با نگاه توسعهمحور و واقعگرایانه بازتعریف شود، حتی در شرایط ضعف اروپا نیز امکان احیای تدریجی روابط وجود دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ