به گزارش اطلاع با ما نسلی که روزگاری امید آینده کشور بود، حالا به تدریج وارد دوره سالمندی میشود. طبق آمار رسمی، بیش از ۱۰ میلیون ایرانی بالای ۶۰ سال سن دارند. اگر روند فعلی ادامه یابد، تا سال ۱۴۳۰ حدود یکسوم جمعیت کشور سالمند خواهد بود. این تحولی بیسابقه در ساختار جمعیتی ایران است که میتواند تبعات جدی در پی داشته باشد.
در حالی که حد جانشینی جمعیت ۲.۱ فرزند به ازای هر زن است، نرخ باروری در ایران به حدود ۱.۶ رسیده است. این کاهش نگرانکننده، زنگ خطری برای آینده نیروی کار، نظام اقتصادی و پویایی اجتماعی کشور به شمار میآید.
یکی از اصلیترین نگرانیها، نبود زیرساختهای کافی برای نگهداری و مراقبت از سالمندان است. بنا بر گزارش وزارت رفاه، تنها حدود ۴۰۰ مرکز رسمی نگهداری سالمندان در کشور وجود دارد که بسیاری از آنها فرسوده و غیراستاندارد هستند. در شهرهای کوچک و روستاها، این وضعیت بحرانیتر است.
در حال حاضر، پرستاران، مراقبان، روانشناسان و متخصصان تغذیه سالمندی در کشور بسیار محدودند. نه نظام آموزش عالی کشور برای تربیت این نیروها برنامه دارد و نه سیاستگذاریها انگیزهای برای اشتغال جوانان در این حوزه ایجاد کردهاند.
با افزایش جمعیت سالمند، دولت ناچار خواهد بود منابع بیشتری برای مستمری، بیمه درمانی و مراقبتهای سالمندی تخصیص دهد. این در حالی است که بودجه عمومی با کسری مواجه بوده و رشد اقتصادی کشور نیز تحت فشار رکود و کاهش بهرهوری نیروی کار قرار دارد.
تشویق صرف به فرزندآوری بدون حمایت عملی از خانوادهها کارساز نیست. جوانان با بیکاری، تورم و نبود امنیت شغلی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، برای بسیاری از خانوادهها فرزندآوری نه تنها اولویت نیست، بلکه غیرممکن است.
اگر امروز سیاستهای علمی، منسجم و حمایتی اجرا نشود، ایران در آیندهای نزدیک با بحرانی انسانی، اقتصادی و اجتماعی مواجه خواهد شد. بحرانی که هزینههای جبرانناپذیری به کشور تحمیل خواهد کرد. مقابله با بحران سالمندی نیازمند اقدام فوری، واقعبینانه و چندوجهی است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ