به گزارش اطلاع با ما ، ورزشگاه آزادی: در حالی که نگاهها به بازسازی ورزشگاه آزادی دوخته شده، دیگر بخشهای کلیدی این مجموعه بزرگ ورزشی، از سالن ۱۲ هزار نفری تا استخر قهرمانی، با فرسودگی جدی و مشکلات ایمنی دستوپنجه نرم میکنند. شرایطی که پرسشهای جدی درباره اولویتبندی، مدیریت منابع و سرنوشت اعتبارات ورزش کشور ایجاد کرده است.
مجموعه ورزشی آزادی سالهاست بهعنوان نماد ورزش ایران شناخته میشود، اما پشت این تصویر رسمی، واقعیتی نگرانکننده جریان دارد. تمرکز رسانهای و مدیریتی بر بازسازی استادیوم فوتبال، باعث شده دیگر زیرساختهای حیاتی این مجموعه، عملاً به حاشیه رانده شوند؛ زیرساختهایی که امروز حتی توان میزبانی رویدادهای داخلی را هم بهسختی دارند.
سالن سرپوشیده ۱۲ هزار نفری آزادی، با بیش از پنج دهه قدمت، زمانی قلب تپنده مسابقات کشتی، والیبال و فوتسال بود. اما امروز نشانههای فرسودگی سازهای و تاسیساتی آن به نقطه هشدار رسیده است. از مشکلات سقف و نفوذ آب گرفته تا اختلال در سیستمهای تأسیساتی، همگی نشان میدهد این سالن نیازمند بازسازی اساسی است، نه تعمیرات مقطعی.
اوضاع زمانی نگرانکنندهتر میشود که حتی برگزاری یک رویداد یکروزه نیز با اما و اگر همراه است. تجربههای اخیر نشان داده که بیتوجهی به نوسازی اصولی، این سالن را به نقطهای رسانده که عملاً از چرخه میزبانی حرفهای خارج شده است؛ آن هم در کشوری که کشتی یکی از اصلیترین سرمایههای ورزشی آن بهشمار میرود.
بارها از طرحهای مقاومسازی و بازسازی سالن ۱۲ هزار نفری سخن گفته شده، اما نبود جدول زمانی شفاف و گزارش پیشرفت، این وعدهها را به فهرستی تکراری تبدیل کرده است. قرارگرفتن این سالن در سایه پروژه بزرگ ورزشگاه آزادی، عملاً باعث شده اولویت اجرایی آن به تعویق بیفتد.
استخر قهرمانی آزادی، تنها استخر استاندارد کشور برای میزبانی مسابقات بینالمللی ورزشهای آبی، بیش از ۴۵ سال عمر دارد. با این حال، هیچگاه بازسازی اصولی و همهجانبهای را تجربه نکرده است. فرسودگی سقف، ضعف سیستم گرمایش و نفوذ آب، شرایط تمرین و مسابقه را بهویژه در فصول سرد سال دشوار کرده است.
مشکلات فنی استخر آزادی تنها محدود به شناگران نیست. ورزشکاران رشته شیرجه که زمان بیشتری را خارج از آب سپری میکنند، بیش از دیگران از سرمای محیط آسیب میبینند. چکهکردن آب از سقف و شکافهای سازهای، این مجموعه را به فضایی فصلی و غیرایمن برای تمرین تبدیل کرده است.
آنچه امروز بیش از همه ذهن افکار عمومی را درگیر کرده، سرنوشت اعتبارات ورزش کشور است. طی سالهای گذشته، منابع قابلتوجهی به ورزش ایران اختصاص یافته، اما نتیجه آن در زیرساختهای مادر چندان قابلمشاهده نیست. اینکه مجموعهای به وسعت و اهمیت آزادی، با چنین شرایطی به مدیران بعدی تحویل شده، پرسشبرانگیز است.
در شرایطی که کشورهای منطقه با شتاب در حال ساخت ورزشگاهها و سالنهای مدرن هستند، فرسودگی سقفها، نفوذ آب و کیفیت نازل چمن و تأسیسات در برخی مجموعههای بزرگ کشور، تضادی آشکار ایجاد کرده است؛ تضادی که وقتی در کنار قراردادهای چند میلیون دلاری ورزش حرفهای قرار میگیرد، حساسیتها را دوچندان میکند.
مجموعه ورزشی آزادی بیش از آنکه به پروژههای مقطعی و تبلیغاتی نیاز داشته باشد، محتاج یک برنامه جامع، شفاف و زمانبندیشده برای نوسازی است. اگر قرار است این مجموعه همچنان ویترین ورزش ایران باقی بماند، باید پاسخ روشنی به این پرسش داده شود: منابع ورزش کجا هزینه شده و چرا زیرساختها به این نقطه رسیدهاند؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ