به گزارش اطلاع با ما به نقل از اندیشکده تهران، آیا مسئله نظارتها: یکی از مسائل فنی گفتوگوهای هستهای که میتواند رسیدن به توافق را دشوار سازد حدود و کیفیت نظارت بر برنامه هستهای ایران است. برای درک اهمیت این موضوع با مرور تجربه برجام به برخی از مهمترین مسائل در این رابطه پرداخته میشود.
ایران با امضای برجام چند تعهد مهم را در خصوص نظارتهای آژانس پذیرفت. نخست، ایران طبق بند ۱۳ برجام، به طور داوطلبانه و موقت (بدون تصویب در مجلس شورای اسلامی) اجرای پروتکل الحاقی را آغاز کرد تا حسن نیت خود را نشان دهد. با اجرای این پروتکل، مأموران آژانس میتوانند هر مکان و تأسیسات هستهای را که لازم ببینند بازرسی کنند. همچنین ایران کد اصلاحی ۳.۱ از ترتیبات فرعی موافقتنامه پادمان را پذیرفت که مطابق آن، ایران هر زمان که «تصمیم» به ساخت یک تأسیسات جدید بکند باید به آژانس اطلاع دهد.
بند ۶۷ از پیوست ۱ برجام نیز ایران را به نصب دوربینهای نظارتی آنلاین آژانس (OLEM) و حفظ آنها تا ۱۵ سال ملزم میکرد. همچنین طبق این بند ایران باید تعداد بازرسان آژانس را به ۱۳۰ تا ۱۵۰ (از کشورهایی که روابط دیپلماتیک با ایران دارند) نفر افزایش میداد.
در صورتی که طرف آمریکایی هدف خود را معطوف به راستیآزمایی برنامه هستهای کند، دو موضوع اصلی در حوزه نظارتها شکل میگیرد: ۲. توقف اجرای تعهدات نظارتی ایران در برجام ۲. احتمال بازشدن مجدد پرونده PMD. در همین راستا سه موضوع نظارت بر مکانهای نظامی، تاسیسات ادعایی جدید و بازرسان آمریکایی نیز حائز اهمیت است.
در خصوص موضوع نخست وضعیت فعلی ایران مشابه وضعیت پیشابرجامی است. ایران پروتکل الحاقی و کد ۳.۱ اصلاح شده را اجرا نمیکند، دوربینهای آنلاین آژانس دیگر فعال نیستند و آژانس اعلام کرده است که از سال ۲۰۲۳ دیگر نمیتواند هیچ بروزرسانی از وضعیت برنامه هستهای ایران ارائه دهد. با این حال یک راهحل مشترک میان طرفین در موضوع نخست قابل دسترسی است.
موضوع PMD نه تنها میتواند گره گفتوگوها را پیچیدهتر کند، بلکه حتی به شکست آن بیانجامد. تا پیش از برجام، آژانس در گزارشهای متعددی، نگرانیهای خود را پیرامون بحث PMD ابراز کرده بود که ریشه آن به برنامه هستهای ایران پیش از ۱۳۸۱ بازمیگشت. تفاوت مهمی که میان مذاکرات کنونی و مذاکرات برجامی وجود دارد، اسنادی است که اسرائیل در سال از ۱۳۹۷ از ایران به سرقت برد. اسرائیل مدعی است که توانسته نشان دهد ایران پس از ۱۳۸۱ برنامه ساخت بمب را به صورت محرمانه پیش برده است.
اکنون طرف آمریکایی میتواند ادعاهای جدید را دستاویزی قرار دهد تا درخواست نظارت بر مکانهای نظامی ایران بکند. چیزی که ویتکاف تلویحاً در یکی از مصاحبههای خود به آن اشاره کرد. این به معنای باز شدن پرونده موشکی در مذاکرات است و ایران نباید نظارت بر این صنعت حیاتی را بپذیرد. حتی اگر ایران چنین درخواستی را قبول کند، باز هم روند مذاکرات آسیب خواهد دید.
به این موارد، گزارش جدید فاکسنیوز در خصوص تأسیسات اعلامنشده ایران در سمنان نیز اضافه میشود. این رسانه خبری مدعی است که ایران در این تأسیسات تریتیوم استخراج میکند که تنها برای ساخت بمب به کار میرود. هرچند چنین سخنی در خصوص کاربرد تریتیوم از نظر علمی قابل پذیرش نیست. با این حال میتواند تبدیل به اهرم فشاری برای طرف آمریکایی شود.
مسئله دیگر که عملی بودن آن نیز با تردید مواجه است.، درخواست از ایران برای ورود بازرسان آمریکایی (نه آژانس) برای اعمال نظارتها است. این کار به منزله نقض حاکمیت ایران است و قابل پذیرش نیست. با این حال میتوان برای این مسئله راهحل میانهای مانند اجازه ورود دادن به بازرسانی از آژانس که ملیت آمریکایی دارند یافت.
مسئله نظارتها به نوبه خود نمیتوانند مذاکرات را به بنبست بکشانند. آنچه اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، کمیت و کیفیت محدودیتها خواهد بود. تمرکز ایران باید بر بحث غنیسازی باشد. اگر ایران و آمریکا بتوانند در حوزه غنیسازی به یک نقطه مشترک برسند، چگونگی نظارتها مانعی جدی نمیشود. ایران میتواند تا حدودی نظارتهای برجامی را در ازای تضمینهای عملی تشدید کند تا با طرف آمریکایی به یک توافق مطلوب برسد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ