به گزارش اطلاع با ما ، اقتصاد ایران: تجربه دو دهه اخیر نشان میدهد کاهش تنش سیاسی با غرب، الزاماً به گشایش اقتصادی پایدار برای ایران منجر نشده است. در مقابل، طراحی یک چارچوب اقتصادی مشخص با چین، مبتنی بر دلارزدایی، پترویوان و سرمایهگذاری مستقیم خارجی، میتواند مسیر متفاوتی برای کاهش اثر تحریمها و توسعه زیرساختی ایجاد کند؛ مسیری که در صورت اتصال به پروژههای جغرافیایی مانند چابهار و بندرعباس، قابلیت اجرایی بیشتری پیدا خواهد کرد.
در سالهای گذشته، یکی از پیشفرضهای مهم در سیاستگذاری اقتصادی ایران این بوده که با کاهش تنشهای سیاسی، مسیر ورود سرمایه و فناوری غربی هموار میشود. با این حال، بررسی تجربههای قبلی نشان میدهد این رابطه، خطی و تضمینشده نیست.
حتی در دورههایی که فضای سیاسی نسبتاً تعدیل شده، جریان قابلتوجهی از سرمایهگذاری خارجی از سوی کشورهای غربی شکل نگرفته است. این موضوع را میتوان ناشی از عواملی مانند ساختار مالی مبتنی بر دلار، ریسک بازگشت تحریمها و ملاحظات اقتصادی و سیاسی شرکتهای بینالمللی دانست.
در مقابل، چین بهعنوان یکی از بازیگران اصلی اقتصاد جهانی، رویکرد متفاوتی در تعامل با کشورها دارد. این کشور برای تأمین انرژی و توسعه مسیرهای تجاری خود، به همکاریهای بلندمدت و زیرساختی توجه نشان داده است.
برای ایران، مسئله کلیدی این است که رابطه با چین از سطح صادرات محدود انرژی فراتر رفته و به یک همکاری ساختاری در حوزههای مالی، صنعتی و زیرساختی تبدیل شود.
سه ستون یک همکاری اقتصادی پایدار
دلارزدایی در صورتی میتواند موثر باشد که بهصورت تدریجی و برنامهریزیشده اجرا شود. استفاده از ارزهای ملی در بخشی از تجارت دوجانبه و توسعه کانالهای مالی جایگزین، از جمله ابزارهایی است که برخی کشورها برای کاهش وابستگی به دلار به کار گرفتهاند.
استفاده از یوان در مبادلات انرژی، یکی از گزینههایی است که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این مدل، بخشی از درآمدهای حاصل از صادرات انرژی میتواند در همان چرخه اقتصادی و برای واردات کالا و خدمات مورد استفاده قرار گیرد.
این سازوکار، در صورت طراحی دقیق، میتواند به کاهش ریسکهای مرتبط با محدودیتهای مالی بینالمللی کمک کند.
یکی از عناصر کلیدی در هر همکاری اقتصادی پایدار، جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی است. تمرکز بر حوزههایی مانند انرژی، زیرساختهای حملونقل، صنایع پایه و انرژیهای نو میتواند زمینهساز توسعه بلندمدت باشد.
در این میان، طراحی قراردادهای شفاف و متوازن، نقش مهمی در موفقیت چنین همکاریهایی ایفا میکند.
هیچ برنامه اقتصادی بدون اتصال به جغرافیا و زیرساخت، به نتیجه عملی نمیرسد. در این میان، مناطقی مانند چابهار و بندرعباس میتوانند بهعنوان نقاط کلیدی در توسعه همکاریهای منطقهای مطرح شوند.
این مناطق، به دلیل موقعیت استراتژیک خود، قابلیت تبدیل شدن به مراکز لجستیکی و صنعتی را دارند و میتوانند در چارچوب پروژههای بینالمللی نیز تعریف شوند.
تدوین نقشه راه مشخص با اهداف قابل اندازهگیری ایجاد سازوکارهای مالی و بانکی متناسب تعریف پروژههای شاخص و قابل اجرا
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیتهای متعددی مواجه است، اتکا به یک مسیر مشخص و عملیاتی برای همکاریهای اقتصادی میتواند اهمیت زیادی داشته باشد. همکاری با چین، در صورتی که بر پایه یک چارچوب شفاف و متوازن طراحی شود، میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی در این زمینه باشد.
با این حال، موفقیت چنین رویکردی، بیش از هر چیز به نحوه طراحی، اجرا و مدیریت آن بستگی دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ