به گزارش اطلاع با ما، دیپلماسی فعال: افغانستان با الگوبرداری از ترکیه و اسرائیل، سیاستهای آبی خود را به سمت کنترل منابع آب و جنگ منطقهای بر سر آب سوق داده است.
دولت سیزدهم بهجای دیپلماسی، رویکردی پوپولیستی اتخاذ کرد و اولتیماتوم رئیسجمهور ایران به طالبان، بدون پشتوانه اجرایی، توسط کابل به تمسخر گرفته شد.
انتشار اخبار نادرست از سوی برخی مقامات ایرانی درباره همکاری طالبان در رفع موانع هیرمند، باعث سوءبرداشت افکار عمومی و تضییع منافع ملی ایران شد. بحران زیستمحیطی، کاهش حقابه و تضعیف جایگاه ایران در منطقه از پیامدهای این مناقشه است. ایران باید با ابزارهای دیپلماتیک، حقوقی و اقتصادی، سیاستی قاطع در تأمین حقابه هیرمند اتخاذ کند و درعینحال، با توسعه پروژههای آبی داخلی، وابستگی خود را کاهش دهد.
طی ۱۵ سال اخیر، سیاستهای آبی افغانستان با الهام از مدلهای ترکیه و اسرائیل، به سمت کنترل منابع آبی و توسعه کشاورزی حرکت کرده است. این استراتژی به جای رویکرد دیپلماتیک، باعث ایجاد تنشهای منطقهای بر سر آب شده و تأثیرات مستقیمی بر روابط ایران و افغانستان داشته است. ساخت سدهای متعدد از جمله سد کجکی، کمالخان و بخشهایی از بند سلما، جریان آب ورودی به ایران را کاهش داده و به بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی در استانهای شرقی ایران دامن زده است.
ترکیه: الگوی سیاست آبی ترکیه که شامل احداث سدهای عظیم برای کنترل منابع آبی و افزایش نفوذ منطقهای است، در سیاستگذاری آبی افغانستان تأثیر داشته است.
اسرائیل: نقش مشاورتی اسرائیل در مدیریت منابع آب، طراحی سدها و پروژههای مهندسی اجتماعی در افغانستان، میتواند به کاهش وابستگی افغانستان به ایران کمک کند.
پاکستان و کشورهای عربی: برخی تحلیلها نشان میدهد که پاکستان و برخی کشورهای عربی نیز با سرمایهگذاری در پروژههای آبی افغانستان، تلاش کردهاند تا ایران را در منطقه هیرمند و شرق کشور تحت فشار قرار دهند.
دولت سیزدهم بهجای دیپلماسی، رویکردی پوپولیستی نسبت به مسئله آب اتخاذ کرد.
اولتیماتوم رئیسجمهور ایران به طالبان که بدون پشتوانه عملی و دیپلماتیک بود، توسط طرف افغان جدی گرفته نشد و حتی به تمسخر مقامات ایرانی از سوی طالبان منجر شد.
برخی نهادها و افراد مرتبط با سیاست خارجی ایران با انتشار اخبار نادرست، مانند ادعای اصلاح بند کمالخان توسط طالبان، باعث سوءبرداشت افکار عمومی و تضییع منافع ملی ایران شدند.
تیمهای رسانهای داخلی نیز تلاش کردند تا تصویری غیرواقعی از همکاری طالبان با ایران در مسئله آب ارائه دهند، در حالی که واقعیتهای میدانی خلاف آن را نشان میداد.
بحران زیستمحیطی: کاهش حقابه هیرمند به خشکسالی در سیستان و بلوچستان، افزایش گردوغبار و تخریب اکوسیستم هامون منجر شده است. تضعیف جایگاه ایران در دیپلماسی منطقهای: ناتوانی در تأمین حقابه، جایگاه ایران را در مذاکرات منطقهای تضعیف کرده است. افزایش وابستگی به مذاکرات امنیتی: ایران بهجای استفاده از ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک، مجبور شده از ابزارهای امنیتی و تهدید نظامی استفاده کند که تاکنون بینتیجه بوده است.
تدوین یک استراتژی دیپلماتیک مؤثر: باید بهجای مواضع شعاری و تهدیدهای بیعمل، مذاکرات جدی و فنی را با دولت طالبان دنبال کرد. اتکا به نهادهای بینالمللی: استفاده از ظرفیت کنوانسیونهای بینالمللی و شکایت به مراجع حقوقی میتواند فشار دیپلماتیک بر افغانستان را افزایش دهد. بهرهگیری از اهرمهای اقتصادی و تجاری: افغانستان وابستگی زیادی به تجارت با ایران دارد؛ ایران میتواند از ابزارهای اقتصادی برای تضمین حقابه هیرمند استفاده کند.
سرمایهگذاری در پروژههای انتقال آب: ایجاد زیرساختهای انتقال آب از دریای عمان میتواند بحران کمآبی در شرق کشور را کاهش دهد.
سیاست آبی افغانستان به سمت جنگ آب منطقهای سوق پیدا کرده و ایران باید بهجای رویکردهای پوپولیستی، استراتژی دیپلماتیک مؤثری در پیش بگیرد.
عدم اقدام قاطع از سوی ایران در مقابل اقدامات آبی افغانستان، موجب تضعیف منافع ملی و بحرانهای زیستمحیطی در شرق کشور شده است.
ضروری است که ایران از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و حقوقی برای تأمین حقابه هیرمند استفاده کند و در عین حال، برای کاهش وابستگی آبی خود به افغانستان، پروژههای داخلی مدیریت منابع آب را توسعه دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ