به گزارش اطلاع با ما ، اختلافات در تیم ترامپ و فشار لابی: با آغاز دولت دوم دونالد ترامپ و اتخاذ سیاست خارجی تهاجمی، شکافها و ناهماهنگیهای داخلی در تیم سیاسی او، در کنار فشارهای فزاینده از سوی لابیهای ضدایرانی و گروههای تندرو، مسیر هرگونه مذاکره با ایران را با پیچیدگی و موانع جدی مواجه کرده است. همزمان، تمایل آمریکا به استفاده از تاکتیک «چماق و هویج» و تلاش برای تغییر چارچوب گفتوگوها، خطر رسیدن به بنبست در مذاکرات را افزایش داده است.
دولت دوم ترامپ که در سال ۲۰۲۵ کار خود را با شعارهایی مبنی بر «سیاست خارجی تهاجمی و بدون مماشات» آغاز کرده، هنوز در ماههای نخستین با نشانههایی از تزلزل در انسجام درونی مواجه است. این اختلافات بهویژه در قبال موضوع ایران، به یک متغیر مهم در تحلیل مسیر احتمالی گفتوگوها تبدیل شده است:
در حالیکه چهرههایی چون مارکو روبیو، که در دوره جدید جایگاههای مهمی را در ساختار قدرت بهدست آوردهاند، به دنبال فشار بیشتر بر ایران هستند، دیگر چهرهها با نگاه اقتصادیتر به روابط خارجی، خواهان محدودسازی تنشها هستند. این اختلافات میتواند منجر به ارسال سیگنالهای متناقض به ایران شود و انسجام مذاکرات را از بین ببرد.
نقش لابیهایی مانند بنیاد دفاع از دموکراسی (FDD) و گروههای تندروی حامی اسرائیل، در جهتدهی سیاست خارجی آمریکا علیه ایران انکارناپذیر است. نفوذ این گروهها در کنگره، رسانهها و دستگاههای تصمیمساز، دولت ترامپ را تحت فشاری دائمی قرار داده تا از هرگونه تعامل دیپلماتیک با ایران دوری کند. این فشار میتواند فضا را برای مذاکره تنگتر و بیاعتمادی دوطرفه را عمیقتر کند.
ایالات متحده همچنان بهصورت سنتی به دنبال اعمال فشارهای حداکثری در کنار ارائه امتیازهای محدود بوده است. این رویکرد که پیشتر در مذاکرات ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ نیز ناکارآمدی خود را نشان داد، در شرایط جدید ممکن است دوباره تکرار شود و روند مذاکرات را از فضای سازنده خارج کرده و به سمت بنبست سوق دهد.
یکی دیگر از موانع بالقوه، تلاش ایالات متحده برای طرح خواستهها و شروط جدید در چارچوب مذاکرات است. تغییر چارچوب مورد توافق یا معرفی مطالبات فرابرجامی، مانند مسائل منطقهای یا موشکی، احتمالاً از سوی ایران بهعنوان زیادهخواهی تعبیر شده و واکنش منفی به همراه خواهد داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ