به گزارش اطلاع با ما ، بحران انرژی و اعتماد عمومی: در شرایط بحرانی انرژی، نحوه مواجهه رئیسجمهور با مردم، بهجای ایجاد حس همدلی، انتقاداتی را برانگیخته است. یادداشت داوود حشمتی تأکید دارد که مشکل اصلی نه در سبک زندگی مردم، بلکه در ساختارهای ناکارآمد و سیاستهای بلندمدت انرژی کشور است. او هشدار میدهد که زبان دستوری و روایتهای شخصی، راهحل بحران نیست؛ آنچه باید تغییر کند، قانون و عملکرد اجرایی است، نه توصیههای کلی به صرفهجویی.
اظهارات اخیر رئیسجمهور مبنی بر زندگی بدون کولر و تکیه بر تجربه شخصیاش، بازتاب گستردهای در فضای عمومی یافت. حشمتی در یادداشت خود، با زبانی هشدارآمیز این رویکرد را مورد نقد قرار داده و آن را فاصلهدار از واقعیت زندگی امروز مردم توصیف میکند.
برخلاف نگاه رئیسجمهور که ظاهراً مردم را عامل مصرف بالا میبیند، تحلیلگر یادآور میشود که ریشه بحران در سالها بیبرنامگی، فرسودگی زیرساختها و عدم توسعه نیروگاههاست. مردم، بهویژه در شرایط اقتصادی موجود، خود قربانی این وضعیت هستند، نه مسبب آن.
یکی از نکات مهم مطرحشده در این یادداشت، انتقاد از نحوه بیان رئیسجمهور است؛ لحنی که بیشتر رنگ دستور و تحکم دارد تا همراهی و همدلی. در حالیکه اعتماد عمومی نسبت به دولت نیازمند ترمیم است، اینگونه اظهارات میتواند موجب فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی شود.
اینکه رئیسجمهور تجربه شخصی خود در مقابله با گرما را بهعنوان الگو معرفی میکند، از نظر نویسنده، تلاشی غیرعلمی و ناکارآمد برای پاسخ به یک بحران ساختاری است. مردم انتظار دارند مسئولان با برنامهریزی مؤثر، نه توصیههای مقطعی، به حل مشکلات بپردازند.
در شرایطی که مشارکت سیاسی کاهش یافته و فاصله میان دولت و ملت افزایش یافته، زبان گفتار مسئولان باید مبتنی بر احترام و اقناع باشد، نه تحکم. یادداشت در پایان تأکید میکند که حتی در سیاست خارجی، برخی رهبران با زبان همدلی با مردم ایران صحبت میکنند؛ اما در داخل کشور، این رویکرد نایاب شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ