به گزارش اطلاع با ما ، ایران : پاسخ غیرمنتظره ایران به آمریکا، معادلات ترامپ را بر هم زد. تهران نهتنها حاضر به نابودی زیرساخت غنیسازی نشد، بلکه بیاعتمادی تاریخی خود را با پرسشی کلیدی پیوند زد: «چه تضمینی که توافق بعدی پاره نشود؟» این گزارش نشان میدهد چرا اختلاف از سرِ درصد غنیسازی فراتر رفته و به نزاعی بر سر استقلال سیاسی، آینده منطقه و پایان اشغالگری گره خورده است.
در هفتههای اخیر، واشنگتن تلاش کرد فضایی بسازد که گویی ایران در آستانه فروپاشی و ناچار از تسلیم است. ترامپ با ادبیات همیشگیِ تهدید، فشار روانی و نمایش قدرت، منتظر پاسخِ همراه با عقبنشینی تهران بود. اما پاسخ ایران نهتنها او را غافلگیر کرد، بلکه نشان داد تهران در حساسترین مقطع تاریخ معاصر منطقه، از موضع ضعف سخن نخواهد گفت. سؤال اینجاست: چرا با وجود انعطاف ایران در کاهش غنیسازی و پذیرش بازرسیهای گسترده، مذاکرات همچنان به نتیجه نمیرسد؟
برخلاف انتظار کاخ سفید، تهران نهتنها در پاسخ دادن عجله نکرد، بلکه زمان را به نفع خود مدیریت کرد. پاسخ رسمی زمانی به میانجی پاکستانی تحویل شد که ترامپ از تکرار تهدیدهایش دست کشیده بود. همزمان، انتشار تصاویر دیدار رهبر جمهوری اسلامی با فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا، پیامی روشن داشت: ساختار قدرت در ایران منسجم است و ادعاهای آمریکا درباره آشوب یا خلأ قدرت، واقعیت ندارد. ترامپ پس از دریافت پاسخ، آن را «احمقانه» و «کاملاً غیرقابل قبول» خواند؛ واکنشی عصبی که نشان داد او چنین موضعی را پیشبینی نمیکرده است.
آنچه تاکنون از پاسخ ایران فهمیده میشود، نشان میدهد که تهران مسئله اصلی را نه صرفاً درصد غنیسازی، بلکه تضمین آینده هر توافقی میداند. تجربه خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸، هنوز برای ایران یک زخم باز است. ایران میپرسد: «اگر بار دیگر وارد توافقی شویم، چه تضمینی وجود دارد که رئیسجمهور بعدی آمریکا دوباره آن را پاره نکند؟» آمریکا خواهان امتیازهای غیرقابل بازگشت (نابودی زیرساخت غنیسازی) است، بدون آنکه تضمین محکمی برای پایبندی خود ارائه دهد.
گزارشها حاکی است ایران آمادگی خود را برای کاهش غنیسازی به میزانی پایینتر از برجام اعلام کرده است. همچنین تهران پذیرفته که ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود را به حداکثر ۲۰ درصد کاهش دهد و با بازرسیهای ناگهانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کند. اما آمریکا همچنان بر نابودی کامل زیرساخت غنیسازی پافشاری میکند؛ مطالبهای که ایران آن را غیرقانونی و مغایر با پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) میداند. از نگاه تهران، عضویت در NPT به کشورها حق برخورداری از فناوری هستهای صلحآمیز را میدهد.
در پسِ اختلافات فنی، یک نزاع بنیادین جریان دارد: هدف واقعی آمریکا و اسرائیل، جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت علمی، فناوری و مستقل در منطقه است. از این منظر، پرونده هستهای تنها یک ابزار فشار است. ایران باور دارد که واشنگتن و تلآویو نمیخواهند کشوری در منطقه شکل بگیرد که هم استقلال سیاسی داشته باشد، هم توان فناوری پیشرفته و هم حاضر نباشد در مدار سیاستهای آمریکا حرکت کند. به همین دلیل، ایران حاضر نیست تحت فشار تهدید نظامی یا تحریم، از «حق توسعه مستقل» خود عقبنشیند.
پاسخ اخیر ایران فقط دفاع از یک برنامه هستهای نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر معادله کل منطقه است. تهران میخواهد هرگونه توافق احتمالی، تنها محدود به مسئله هستهای نباشد، بلکه شامل توقف جنگها در همه جبههها (بهویژه غزه و لبنان) نیز شود. ایران در حال ارائه چارچوبی جایگزین بر محورهای زیر است:
آزادی تجارت جهانی در خلیج فارس از طریق توافقی منطقهای میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس بر اساس قوانین بینالمللی
در سوی دیگر، نگرانی بزرگی وجود دارد: بنیامین نتانیاهو. او اصلیترین ذینفع ادامه جنگ در منطقه است و بارها توانسته آمریکا را به درگیریهای پرهزینه بکشاند. اگر جنگی تازه میان ایران و اسرائیل آغاز شود، دیگر شبیه درگیریهای محدود قبلی نخواهد بود. منطقهای که بخش بزرگی از انرژی جهان را تأمین میکند، ممکن است وارد آشوبی فراگیر شود که فقط اقتصاد جهانی را فلج نمیکند، بلکه میتواند به جنگ جهانی تبدیل شود.
تفاوت بنیادین ایران و آمریکا در ماهیت سیاست، مذاکرات را به شدت دور از دسترس کرده است. آمریکا خواهان نابودی زیرساخت غنیسازی بدون تضمین پایدار است، در حالی که ایران به دنبال توافقی است که هم استقلال فناوریاش را حفظ کند و هم به بحرانهای منطقهای (اشغالگری و جنگ) پایان دهد. تا زمانی که واشنگتن از «الگوی فشار حداکثری» دست نکشد و تضمین قابل قبولی برای پایبندی به تعهداتش ارائه ندهد، بیاعتمادی تاریخی پابرجا خواهد ماند و توافق هستهای در هالهای از ابهام باقی میماند
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ