به گزارش اطلاع با ما ، مهریه : مهریه که در گذشته بخشی از دارایی واقعی داماد و نشانهای از احترام و تأمین ابتدایی زندگی زن بود، طی ۳۰ سال اخیر به دلیل تغییرات فرهنگی، رقابتهای اجتماعی و خلأهای حقوقی به موضوعی پرتنش و گاه ابزار سوءاستفاده تبدیل شده است. افزایش بیقاعده تعداد سکهها، نبود قوانین حمایتی از زنان، و محافظهکاری مردان در انتقال اموال، چرخهای معیوب ایجاد کرده که امروز به بحران خانوادگی، مالی و اجتماعی منتهی شده است. بازگشت به سنت واقعی مهریه، اصلاح حقوق زنان، و تقویت نظامهای بیمهای و تأمین اجتماعی، سه محور اصلی برای کاهش آسیبهاست.
مهریه در فرهنگ ایرانی، هدیهای از سوی مرد و نشانهای از احترام و تعهد به زندگی مشترک بود. در گذشته، خانواده داماد بخشی از خانه، زمین، حقابه یا مقداری طلا و نقره را به عنوان مهریه تعیین میکردند؛ چیزی واقعی، قابل لمس و متناسب با دارایی مرد.
اما از دهه ۷۰ به بعد، با ورود سکه به عنوان معیار اصلی مهریه، روندی جدید شکل گرفت؛ روندی که در آن تعداد سکه نه بر مبنای دارایی واقعی خانواده پسر، بلکه بر اساس رقابتهای اجتماعی، چشموهمچشمی و معیارهای ظاهری ارزشگذاری دختران تعیین شد. همین نقطه شروع، ریشه بسیاری از تنشهای امروز است.
پرسش کلیدی همینجاست: چه شد که مهریه از هدیه به ابزار فشار تبدیل شد؟
وقتی مهریه «بخشی از ملک یا دارایی موجود» بود، هیچگاه از توان داماد فراتر نمیرفت. اما با «سکه» ملاک شدن، مهریه عملاً از سطح مالی خانواده جدا شد و با «عدد» معنا پیدا کرد.
عدد مهریه گاهی از کل دارایی سه نسل خانواده داماد هم بیشتر باشد
جامعه به شکلی نانوشته پذیرفت: «هر چه سکه بیشتر، ارزش دختر بالاتر!» این ذهنیت بهسرعت تبدیل به عرف شد، بیآنکه واقعاً ریشهای در فرهنگ گذشته داشته باشد.
نبود حمایتهای قانونی از زنان (حق اشتغال، حق خروج از کشور، امنیت مالی، بیمه و…) باعث شد مهریه به عنوان تنها ابزار دفاعی زن دیده شود. زنانی که ابزار دیگری نداشتند، طبیعی بود که مهریه را سپری برای امنیت آینده ببینند.
در دهههای اخیر طلاق بهطور قابل توجهی افزایش یافته و در نتیجه:
پیامدهای تبدیل مهریه به ابزار فشار
وقتی عدد مهریه غیرواقعی است، زندگی از ابتدا با نوعی حسابگری و بدبینی آغاز میشود.
که همین موضوع، خانواده و بهویژه فرزندان را در آینده از حق ارث محروم میکند.
زنانی که با نیت سوءاستفاده وارد زندگی میشوند و مردانی که دارایی، فرزند، حق خروج یا حق جراحی را ابزار فشار میکنند
کودکانی که در این روند گرفتار میشوند، نه امنیت عاطفی دارند نه امنیت مالی
بخش عمدهای از بحران مهریه، نه از خود مهریه، بلکه از نبود حقوق پایهای زنان ناشی میشود:
وقتی قانون، امنیت حداقلی برای زن فراهم نمیکند، مهریه ناگزیر تبدیل به سپر دفاعی او میشود.
پیشنهادهای اصلاحی (واقعبینانه و قابل اجرا)
باشد. این یعنی مهریه سنگین اما بیپایه جای خود را به مهریه واقعی و قابل سنجش بدهد.
مهریه نه شرّ مطلق است نه تضمین مطلق.
تا زمانی که زنان از حقوق پایهای و امنیت مالی مستقل برخوردار نشوند، مهریه در ایران همچنان:
راهحل نه حذف مهریه است نه سنگینتر کردن آن. راهحل، بازطراحی ساختار حقوق خانواده بر پایه کرامت، عدالت و مسئولیتپذیری متقابل است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ
مشکل فقط بخاطر این است که طلا بابت مهریه را بعد از عقد نباید بصورت جهانی محاسبه کرد ،اگر به فکر پشتوانه زن هستید چونکه هر دو در کشور با یک اقتصاد زندگی میکنند باید بعد از عقد سالهای بعد را با شاخص افزایش تورم سالانه بانک مرکزی محاسبه کنید که حقوق کارگران و کارمندان مشخص میشود تا تعادل بین تعهد مرد نسبت به مهریه و درآمد آقا برقرار باشد نه اینکه آن تعهد بعد از چند ماه به عدد تخیلی برسد که مرد و خانواده و نسل آن نتوانند آن را پرداخت کنند.کسانی که نسبت به طرح کاهش مهریه نامتعارف اعتراض میکنند یا تجارتشان لطمه میبیند یا عوامل دشمن هستند برای از بین بردن خانواده ایرانی و رواج ازدواج سفید و بی بندوباری و مجرد ماندن جوانان