به گزارش اطلاع با ما ، شجاع خلیلزاده: شبنم روحی– شجاع خلیلزاده پس از ناکامی تیم ملی در تورنمنت العین، بار دیگر با اظهارات تند و تحقیرکننده نسبت به منتقدان نشان داد که هیچ سنخیتی با رفتار حرفهای ندارد. او بهجای پذیرش ضعف فنی تیم، توپ را به زمین رسانهها و مردم انداخت؛ رفتاری که نه در فوتبال حرفهای پذیرفته است و نه کمکی به عبور تیم ملی از بحران میکند.
شجاع خلیلزاده در بازگشت تیم ملی از تورنمنتی که با صفر گل زده و شکست همیشگی مقابل ازبکستان همراه بود، دوباره ثابت کرد که فاصله زیادی با استانداردهای حرفهای دارد. او به جای صحبت درباره کیفیت ضعیف بازیها، عملکرد رسانهها و حتی مردم را مقصر دانست و ادعا کرد که «انتقادها باعث استرس بازیکنان شده است.»
این نخستینبار نیست که شجاع با ادبیات تند به منتقدان میتازد. استوری توهینآمیز اخیرش تازهترین نمونه از رفتارهایی است که در هیچ تیم حرفهای تحمل نمیشود. عجیب آنکه او بعد از چنین ادبیاتی، تلاش میکند نقش «قربانی» را بازی کند و ضعفهای فنی را به گردن همه بیندازد، جز بازیکنان و کادرفنی.
خلیلزاده که گاهی خودش را با «عقاب» مقایسه میکند، انگار فراموش کرده که در فوتبال حرفهای احترام، اصل اول است. مهم نیست بازیکن چه جایگاهی دارد؛ ادبیات توهینآمیز، پاسخ ندادن به نقد و طلبکاری مداوم، فقط اعتبار یک بازیکن را پایین میآورد.
در کرهجنوبی، پس از بازیهای دوستانه—even با نتیجه خوب—رسانهها عملکرد تیم را بهطور جدی نقد کردند. اما هیچ بازیکنی حتی نزدیک به چنین واکنشها و بیاحترامیهایی نبود. سؤال اینجاست: شجاع خلیلزاده این سطح از طلبکاری را از کجا به ارث برده است؟
تا زمانی که بخشی از رسانهها با روی باز، توهینهای یک بازیکن را «میپذیرند»، چنین رفتارهایی ادامه پیدا میکند. بازیکنی که به راحتی به مردم و منتقدان حمله میکند، بهتدریج باور میکند که مالک تیم ملی است و حق دارد به همه پاسخ تند بدهد.
«شجاع» بودن فقط اسم نیست؛ رفتار میخواهد. بازیکنی که نتواند انتقاد را تحمل کند، حرفهای نیست؛ حتی اگر سالها در سطح ملی بازی کرده باشد. فوتبال ایران از این «قهرمانسازیهای پوشالی» زیان دیده و حالا زمان اصلاح رفتاری جدی فرا رسیده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ