به گزارش اطلاع با ما ، بازنشستگی : نگار صالحی– بازنشسته شدن سن و سال خودش را دارد. اما بعضی افراد را میبینید که هنوز به پنجاه سالگی هم نرسیدهاند اما سالهاست درونشان بازنشستهاند و قید کار را میزنند. نه اینکه نخواهند کار کنند، نه؛ فقط دیگر چیزی در آن کار برایشان نمانده است. هیچ انگیزهای، هیچ دلخوشی کوچکی که صبحها بیدارشان کند.
عنوان قانونی آن بازخرید شدن است. برای اینکه استراحت کنند، اما بیشترشان از تکرار فرار میکنند. از جلسات بیثمر، از امضاهایی که معنایی ندارند، از مدیرانی که خستگی را نمیفهمند و از سالهایی که در رفتوبرگشت میان میز و دیوار، فرسوده شدند.
این بازنشستگیهای زودهنگام فقط یک تصمیم شخصی نیستند؛ علامت هشدارند. نشانهی سیستمی که آدمها را زودتر از موعد تهنشین میکند. جایی که کار دیگر رشد نیست، فقط دوام است.
خیلی از این کارمندان روزی با شوق استخدام شدند، اما حالا دلشان میخواهد فقط خلاص شوند. از ساعت حضور، از حقوقی که به آخر ماه نمیرسد، از بیتفاوتی مدیران، از تکراری بودن هر روز.
بهتر است بهجای اینکه بپرسیم چرا کسی زود بازنشسته شد، بپرسیم چرا در سیستم کاری دیگر جایی برای ماندن نیست؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ