به گزارش اطلاع با ما ، بحث درباره آینده حمایت از کارگران شاغل در محیطهای سخت و زیانآور وارد مرحله تازهای شده است. در رویکردهای جدید، قرار نیست حمایت از نیروی کار صرفاً به سالهای پایانی اشتغال و استفاده از امکان بازنشستگی زودتر از موعد محدود شود؛ بلکه پیشگیری از آسیب، ارتقای ایمنی و فراهم کردن امکان ادامه فعالیت سالم نیز مورد توجه قرار گرفته است.
این دیدگاه میتواند نگاه سنتی به مشاغل سخت را تغییر دهد؛ با این حال، مطرح شدن چنین رویکردی به معنای حذف قطعی بازنشستگی پیش از موعد نیست و اجرای هر تغییر احتمالی نیازمند سازوکارهای حمایتی مشخص خواهد بود.
یکی از محورهای مهم این رویکرد، توجه بیشتر به شرایط واقعی محل کار است. صرف داشتن یک عنوان شغلی مشخص نمیتواند بهتنهایی میزان فشار و آسیب واردشده به نیروی کار را نشان دهد.
برای مثال، شرایط کاری دو فرد با شغل مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در تجهیزات، تهویه، میزان آلودگی، سروصدا، گرما یا سایر عوامل محیطی کاملاً متفاوت باشد. بنابراین، ارزیابی میزان سختی کار بر اساس شرایط واقعی محیط میتواند تصویر دقیقتری از میزان مواجهه کارگران با عوامل زیانآور ارائه کند.
یکی از پیشنیازهای اصلاح این نظام، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره وضعیت مشاغل مختلف است. در چنین سامانهای میتوان عواملی مانند نوع خطر موجود در محیط کار، میزان مواجهه با عامل زیانآور، مدت زمان فعالیت و سوابق شغلی افراد را ثبت و بررسی کرد.
با استفاده از این اطلاعات، امکان تفکیک مشاغلی که با اصلاحات فنی قابل ایمنسازی هستند از فعالیتهایی که همچنان ریسک بالایی دارند، بیشتر خواهد شد.
در الگوی پیشنهادی، میتوان مشاغل سخت را بر اساس امکان اصلاح شرایط کاری دستهبندی کرد.
گروه نخست، فعالیتهایی هستند که با استفاده از تجهیزات و استانداردهای فنی میتوان میزان خطر آنها را کاهش داد یا شرایط کار را به وضعیت ایمنتری رساند.
گروه دوم شامل مشاغلی است که حذف کامل عوامل زیانآور در آنها دشوار است، اما با اقدامات پیشگیرانه میتوان میزان مواجهه کارگر با خطر را کاهش داد.
گروه سوم نیز فعالیتهایی را دربرمیگیرد که به دلیل ماهیت شغل، همچنان با سختی و ریسک قابلتوجه همراه هستند و امکان حذف کامل این ویژگیها وجود ندارد.
یکی دیگر از ایدههای مطرحشده، ایجاد سازوکاری برای ثبت سابقه مواجهه افراد با عوامل زیانآور است. در این مدل، سابقه کاری و میزان مواجهه با شرایط دشوار میتواند در تعیین نوع حمایت مورد استفاده قرار گیرد.
این حمایت لزوماً به بازنشستگی محدود نمیشود و میتواند شامل آموزشهای جدید، تغییر سمت، کاهش میزان مواجهه با عوامل خطرناک یا انتقال فرد به یک موقعیت شغلی مناسبتر باشد.
یکی از مشکلات مشاغل سخت این است که در برخی موارد، ادامه فعالیت فرد در همان شرایط میتواند فرسودگی جسمی بیشتری ایجاد کند. به همین دلیل، انتقال نیروی کار به بخش دیگری از مجموعه، پس از آموزش و کسب مهارتهای لازم، میتواند بهعنوان یکی از گزینههای حمایتی مورد توجه قرار گیرد.
در این حالت، کارگر به جای خروج کامل از بازار کار، فرصت ادامه فعالیت در شرایط کمخطرتر را خواهد داشت.
مطرح شدن این اصلاحات به خودی خود به معنای حذف بازنشستگی زودهنگام برای مشاغل سخت نیست. آنچه در این رویکرد تغییر میکند، جایگاه بازنشستگی پیش از موعد در مجموعه حمایتهاست.
بر اساس این نگاه، ابتدا باید تلاش شود از ایجاد آسیب جلوگیری شود، سپس میزان مواجهه با خطر کاهش یابد و در صورت امکان، فرد به فعالیتی مناسبتر منتقل شود. اگر هیچکدام از این راهکارها امکانپذیر نباشد و شرایط شغلی همچنان آسیبزا باقی بماند، بازنشستگی میتواند بهعنوان یکی از گزینههای حمایتی مطرح باشد.
هر تغییری در این حوزه باید میان سه موضوع اصلی تعادل ایجاد کند؛ حفظ حقوق کارگران، افزایش مسئولیت کارفرمایان در زمینه ایمنی و حفظ توان مالی صندوقهای بیمهای.
اگر اصلاحات صرفاً با هدف کاهش هزینههای بازنشستگی انجام شود، اما محیط کار همچنان ناایمن باقی بماند، فشار اصلی به نیروی کار منتقل خواهد شد. در مقابل، افزایش استانداردهای ایمنی و الزام کارفرمایان به کاهش عوامل خطر میتواند از فرسودگی زودهنگام نیروی انسانی جلوگیری کند.
به نظر میرسد مسیر پیشنهادی برای اصلاح مشاغل سخت، حرکت از یک مدل صرفاً مبتنی بر «بازنشستگی زودتر» به سمت یک نظام حمایتی چندمرحلهای است؛ نظامی که پیشگیری، ایمنی، کاهش مواجهه با خطر، توانبخشی و جابهجایی شغلی را در کنار بازنشستگی مورد توجه قرار میدهد.
بنابراین، پاسخ به این پرسش که «بازنشستگی زودهنگام حذف میشود؟» در شرایط فعلی حذف قطعی این امکان نیست؛ بلکه بحث اصلی، تغییر رویکرد و تبدیل بازنشستگی پیش از موعد از تنها راه حمایت به یکی از گزینههای یک نظام جامعتر است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ