به گزارش اطلاع با ما، دلار ۱۲۰ هزار تومانی: سقوط ریال در مهر ۱۴۰۴ به اوج رسیده و دلار از مرز ۱۱۷ هزار تومان عبور کرده است. در این گزارش تحلیلی، نگاهی داریم به دلایل نوسانات ارزی، عملکرد بانک مرکزی و تأثیر آن بر زندگی روزمره مردم.
سقوط ریال رکورد زد / دلار ۱۲۰ هزار تومانی زندگی مردم را قفل کرد
در مهرماه ۱۴۰۴، سقوط ریال به یکی از جدیترین بحرانهای اقتصادی سالهای اخیر تبدیل شده است. دلار در بازار آزاد از مرز ۱۲۰ هزار تومان عبور کرده و این رشد بیوقفه نرخ ارز، نهتنها قیمتها را بالا برده، بلکه سبک زندگی خانوارها را نیز به چالش کشیده است.
کارشناسان معتقدند وضعیت امروز بازار ارز، نتیجه ناهماهنگی در سیاستهای پولی و نبود اعتماد عمومی به تصمیمات نهادهای اقتصادی است. در حالی که مرکز مبادله ارز تلاش میکند با «تالار دوم» نرخ دلار را کنترل کند، فاصله میان نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد روزبهروز بیشتر شده و اثر سیاستهای اعلامشده را خنثی کرده است.
افزایش نرخ ارز دیگر برای مردم شوکآور نیست، بلکه به بخشی از زندگی روزمره آنها تبدیل شده است. شهروندان با نرخ دلار بازار آزاد زندگی میکنند، نه با عددهایی که بانک مرکزی اعلام میکند. فاصله میان روایت رسمی و واقعیت بازار، موجب از بین رفتن اعتماد عمومی شده است.
مرکز مبادله ارز و ایجاد تالار دوم با هدف تثبیت بازار راهاندازی شد، اما در عمل نتوانست جلوی رشد قیمت دلار را بگیرد. دلار رسمی حدود ۹۲ هزار تومان است، اما در بازار آزاد به بالای ۱۲۰ هزار تومان رسیده؛ اختلافی که خود محرک تورم و افزایش رانت ارزی است.
چندنرخی بودن ارز، یکی از ریشههای اصلی سقوط ریال است. واردکنندگان خاص با دلار ارزان کالا وارد میکنند و با نرخ دلار آزاد میفروشند. این شکاف ارزی، باعث ایجاد رانت، افزایش قیمت کالاها و گسترش نابرابری در اقتصاد شده است.
در خیابانها و بازارها، صدای گلایه مردم شنیده میشود. بازنشستگان، کارگران و صاحبان کسبوکارهای کوچک بیش از همه تحت فشار هستند. کاهش قدرت خرید، گرانی کالاهای اساسی، و ناامیدی از آینده، به بحران اجتماعی دامن زده است.
اختلاف میان مقامهای اقتصادی کشور، یکی از دلایل اصلی تشدید نوسانات ارزی است. نبود هماهنگی میان سیاستگذاران و نبود شفافیت در برنامهها، باعث شده بازار بهجای اعتماد به مسئولان، به سیگنالهای غیررسمی و نوسانات روزانه واکنش نشان دهد.
سقوط ریال فقط به معنای افزایش نرخ دلار نیست؛ بلکه نشانهای از کاهش اعتماد عمومی، ضعف سیاستگذاری و آسیب مستقیم به معیشت میلیونها ایرانی است. تا زمانی که اصلاحات ساختاری و شفافسازی واقعی در نظام ارزی رخ ندهد، نباید انتظار بازگشت ثبات را داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ