به گزارش اطلاع با ما ، گندم در تله بحران: نخستین موج خرید تضمینی گندم در سال جاری با کاهش محسوس تولید، تأخیر در پرداخت مطالبات و نارضایتی کشاورزان همراه شده است. درحالیکه دولت وعده خودکفایی در تولید گندم را داده، آمارها حاکی از کاهش جدی برداشت در برخی مناطق و آغاز واردات این محصول راهبردی هستند. این وضعیت، زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی و آینده بخش کشاورزی کشور است.
بررسی وضعیت خرید تضمینی گندم در سال جاری، آشکارا از فاصله بین آمار رسمی و روایت میدانی کشاورزان خبر میدهد. گزارشهای وزارت جهاد کشاورزی از کاهش ۱۰ درصدی تولید حکایت دارند، در حالیکه فعالان صنفی از افت ۳۰ درصدی در مناطق جنوب کشور مانند بوشهر، هرمزگان و جنوب کرمان میگویند. کاهش تولید در استان مهمی مانند گلستان نیز به سطح نگرانکنندهای رسیده است، بهطوریکه خرید تضمینی در این استان ممکن است به نصف سال گذشته هم نرسد.
یکی از مهمترین چالشهای پیشروی کشاورزان، تأخیر در پرداخت مطالبات است. با وجود وعده پرداخت ۴۸ ساعته، گندمکاران بیش از ۴۰ روز است که منتظر دریافت پول خود هستند. این روند نهتنها باعث کاهش اعتماد به سیاستهای دولت شده، بلکه موجب شده کشاورزان از انجام عملیات مهمی مانند سمپاشی و استفاده از کود شیمیایی صرفنظر کنند که در نهایت، به کاهش کمی و کیفی محصول منجر شده است.
در تعیین نرخ خرید تضمینی گندم، دو مؤلفه اساسی یعنی هزینه تولید و نرخ تورم نادیده گرفته شدهاند. درحالیکه تورم بیش از ۳۴ درصد است، قیمت خرید تضمینی بهگونهای تعیین شده که با واقعیتهای اقتصادی هیچ سنخیتی ندارد. کارشناسان بر این باورند که نرخ عادلانه باید بیش از ۲۳ هزار تومان باشد، اما در عمل حمایتی درخور مشاهده نمیشود.
در تضاد کامل با اهداف اعلامشده در برنامه هفتم توسعه برای خودکفایی ۹۰ درصدی، ایران عملاً واردکننده گندم شده است. خرید گندم از کشورهایی مانند ازبکستان با نرخهای دلاری، نشاندهنده شکست در تحقق الگوی کشت، بیبرنامگی در تأمین نهادهها و نبود سازوکار منسجم حمایتی است.
چالش گندم تنها بحران یک محصول نیست؛ بلکه بازتابدهنده ناترازی عمیق در بخش کشاورزی کشور است. از قطع برق چاههای کشاورزی گرفته تا نبود متولی برای خرید سایر محصولات مانند کلزا، همگی از بینظمی و سردرگمی در حکمرانی کشاورزی حکایت دارند. در چنین شرایطی، امنیت غذایی با تهدید جدی مواجه شده و پایداری تولید در معرض خطر قرار دارد.
بحران فعلی در حوزه تولید گندم، هشداری جدی درباره فروپاشی تدریجی زیرساختهای کشاورزی کشور است. تأخیر در پرداخت مطالبات، کاهش تولید، نرخگذاری غیرواقعی و ورود به فاز واردات، همگی نشانههایی هستند از شکاف بزرگ میان اهداف اعلامشده و واقعیت میدانی. اگر دولت فوراً نسبت به اصلاح سیاستها، تأمین منابع مالی و بازتعریف سازوکارهای حمایتی اقدام نکند، رؤیای خودکفایی در گندم به کابوس وابستگی و واردات دائمی تبدیل خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ