کد خبر : 256317
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۹:۰۵

چرا در روزهای بحران، رسانه ملی نتوانست صدای جامعه باشد؟

چرا در روزهای بحران، رسانه ملی نتوانست صدای جامعه باشد؟
قطع طولانی اینترنت و عملکرد جهت‌دار رسانه‌ها، شکاف عمیق اعتماد عمومی را عیان‌تر کرد. در روزهایی که جامعه نیازمند روایت دقیق، آرام‌کننده و قابل اتکا بود، نه رسانه رسمی و نه رسانه‌های برون‌مرزی توانستند تصویر متوازن و قابل اعتمادی ارائه دهند. نتیجه، سرخوردگی عمومی و تشدید بحران مرجعیت رسانه‌ای بود.

چرا در روزهای بحران، رسانه ملی نتوانست صدای جامعه باشد؟

به گزارش اطلاع با ما، اینترنت: قطع طولانی اینترنت و عملکرد جهت‌دار رسانه‌ها، شکاف عمیق اعتماد عمومی را عیان‌تر کرد. در روزهایی که جامعه نیازمند روایت دقیق، آرام‌کننده و قابل اتکا بود، نه رسانه رسمی و نه رسانه‌های برون‌مرزی توانستند تصویر متوازن و قابل اعتمادی ارائه دهند. نتیجه، سرخوردگی عمومی و تشدید بحران مرجعیت رسانه‌ای بود.

زمانِ ایستاده و جامعه‌ای در سوگ

از میانه زمستان، جامعه در وضعیتی فرساینده فرو رفت؛ روزهایی کش‌دار، اندوهی انباشته و خیابان‌هایی که نشانه‌های سوگواری در آن‌ها تکرار می‌شد. هر نشانه عزاداری، فقط روایت یک فقدان نبود، بلکه نمادی از شرایط بغرنج اجتماعی بود؛ شرایطی که در آن، دسترسی به اطلاعات نیز ناگهان محدود شد.

سکوت دیجیتال و خلأ روایت

قطع طولانی اینترنت، جامعه را وارد نوعی خلأ ارتباطی کرد. در غیاب جریان آزاد اطلاعات، مردم میان دو روایت متضاد معلق ماندند؛ روایت رسمی که بسیاری آن را ناکافی می‌دانستند و روایت‌های بیرونی که اغلب تصویری تیره و بی‌امید ارائه می‌دادند. این دوگانه، نه روشنگر بود و نه آرام‌کننده.

رسانه‌ای برای خواص، نه برای مردم

یکی از چالش‌های جدی، فاصله گرفتن رسانه رسمی از دغدغه‌های عمومی است. در شرایط بحرانی، به‌جای پاسخ به پرسش‌های واقعی جامعه، برنامه‌هایی تولید شد که بیشتر مخاطب خاص داشت؛ برنامه‌هایی که نه همدلی ایجاد می‌کرد و نه اعتماد. نتیجه، تشدید احساس نادیده‌گرفته‌شدن در میان افکار عمومی بود.

افراط رسانه‌ای؛ از انکار تا سیاه‌نمایی

در یک سوی ماجرا، رسانه رسمی با فاصله گرفتن از واقعیت‌های ملموس، مخاطب را پس زد و در سوی دیگر، برخی رسانه‌های خارجی با اغراق و سیاه‌نمایی، امید اجتماعی را تضعیف کردند. این افراط دوگانه، جامعه را از دسترسی به تصویری متوازن و واقعی محروم ساخت.

خطای فردی یا بحران ساختاری؟

برخی رخدادهای رسانه‌ای اخیر، خشم عمومی را برانگیخت؛ اما مسئله فراتر از یک خطای فردی بود. این واکنش‌ها نشانه انباشت نارضایتی از یک روند طولانی‌مدت است؛ روندی که در آن، اخلاق رسانه‌ای، حرفه‌گرایی و درک حساسیت‌های اجتماعی به حاشیه رفته است.

مرجعیت ازدست‌رفته و پیامدهای آن

وقتی رسانه داخلی نتواند نقش مرجع خبری را ایفا کند، مخاطب ناگزیر به منابع دیگر رجوع می‌کند؛ حتی اگر به آن‌ها نیز اعتماد کامل نداشته باشد. این جابه‌جایی مرجعیت، نه انتخابی آگاهانه، بلکه نتیجه خلأ داخلی است؛ خلأیی که در بزنگاه‌های بحرانی، پررنگ‌تر می‌شود.

مسئله اصلی؛ لجاجت یا بازسازی؟

چالش امروز رسانه‌ای، صرفاً تغییر افراد نیست. مسئله، اصرار بر الگوهایی است که با میل و نیاز مخاطب همخوانی ندارد. بازسازی اعتماد، نیازمند پذیرش واقعیت جامعه، تنوع صداها، رعایت حداقل‌های اخلاقی و فاصله گرفتن از نگاه جناحی است؛ مسیری دشوار، اما اجتناب‌ناپذیر.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :رسانه ملی ، عزاداری

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.