به گزارش اطلاع با ما در اقتصادی که تابآوری جامعه به حداقل رسیده، جهشهای قیمتی دیگر تصمیم اقتصادی نیستند؛ نشانه گسست سیاستگذاری از زندگی واقعی مردماند.
انفجار قیمت خودرو فقط یک مثال است. خودرو مسئله اصلی نیست، نشانه است؛ نشانه گسست تصمیمگیری از روان جامعه. جامعهای که هر روز با عددهایی مواجه میشود که هیچ نسبتی با توان زیستش ندارند، بهتدریج از «درک» عبور میکند و وارد فاز «تحمل اجباری» میشود.
این گرانیها نه محصول عرضه و تقاضاست و نه نتیجه یک منطق اقتصادی شفاف. حاصل بیاعتنایی به این واقعیت سادهاند که جامعه موجودی زنده است؛ حس دارد، حافظه دارد و خشم انباشتهشدهاش دیر یا زود خود را نشان میدهد. گرانیِ بیتوضیح و بیجبران، همان جرقهای است که انبار باروت جامعه را مستعد انفجار میکند.
بازاری که مهار نشود، فقط تورم تولید نمیکند؛ نابرابری و خشم میسازد. مردم با گرانی خودرو فقط گران شدن یک کالا را نمیبینند؛ ناتوانی خود در اداره زندگی، حس عقبماندن و حتی تحقیرشدن را تجربه میکنند. این احساس، آرام اما پیوسته، پایههای تعهد اجتماعی را فرسوده میکند.
وقتی فرد نتواند به خانوادهاش تعهد بدهد، به نظم عمومی هم پایبند نخواهد ماند؛ این یک واقعیت جامعهشناختی است. فروپاشی از خانه آغاز میشود و به خیابان میرسد. سالهاست ایران را کوچک میکنیم تا در خانهها جا شود، در حالیکه باید خانهها را آنقدر امن و قابل زیست کنیم که ایران در آنها معنا پیدا کند.
گرانی افسارگسیخته نشانه قطع رابطه سیاستگذاری با زندگی روزمره مردم است. سیاستی که زندگی را نبیند، دیر یا زود مشروعیت تصمیمهایش را از دست میدهد. پیش از بالا بردن قیمتها، باید پرسید ظرفیت روانی این جامعه چقدر است؛ پرسشی که پاسخ آن، از هر فرمول اقتصادی برای آینده مهمتر است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ