به گزارش اطلاع با ما ، تلویزیون: علی رفسنجانی– اظهارنظر جنجالی و عجیب یکیاز کارشناسان صداوسیما و دعوتِ مردم به مصرف «جو» در پی گرانیِ برنج، باردیگر موجی از واکنشهای اعتراضآمیزِ جامعه را برانگیخت؛ واکنشهایی از جنس اعتراض به توصیههای چندسال قبلِ کارشناس «فربه» تلویزیون، زمانیکه تأکید کرد:«مردم دیگر گوشت و مرغ و میوههای رنگارنگ نخورند و به حداقلها قانع باشند»!
طرح گاهوبیگاهِ چنین اظهاراتِ نسنجیدهای از رسانه ملی، حتی اگر با نیّت افزایش «تابآوری» جامعه از سوی کارشناسان و برنامهسازان باشد، در ذهن مخاطب تداعیگرِ ساختاری است که گویی هرسال مأموریتی تازه برای کوچکتر کردنِ سفره مردم تعریف میکند.
همزمان بهتازگی ویدئویی از پیرمردی کارگر وایرال شد که نشسته بر چرخدستی، نانِ خشک را در آب میزند و میخورد. تصویری تکاندهنده که میتواند نماد عینیِ همان «قناعت تحمیلی» باشد؛ سرنوشتی که بعید نیست ادامه نسخههای «نخورید و نپوشید» به آن ختم شود.
اگرچه، سالهاست مردم متوجه شدهاند چنین نسخههایی تنها برای آنهاست نه حلقههای متصل به قدرت و ثروت؛ مردمی که برخلافِ بستگان و وابستگانِ این حلقهها، سهم چندانی از تصمیمسازی ندارند اما بارِ همهی تصمیمات را به دوش میکشند.
در روزگاری که برخی بهجای رساندنِ صدای بیصدایان، مشغول توجیهِ شکافها و سهمیههای طبقاتیاند، طبیعی است که اقشار ضعیف و غیروابسته همچنان درگیر چرخهی بخورونمیر بمانند و هر دفعه با سازوکاری عجیب، به «قناعت» دعوت شوند؛ دیروز سیبزمینی، امروز جو و فردا خدا داند!
در پایان، این سؤال مطرح میشود که اگر «قناعت» و «سادهزیستی» به مفهومِ مذکور، تنها راهکارِ وضع موجود است و قرار نیست مشکلات حل شود، چرا همیشه طبقات فرودست باید خط مقدم باشند؟ آیا بهتر نیست برای یکبار هم که شده، بالادستیها عملاً آنرا اجرا کنند؟!
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ