به گزارش اطلاع با ما هدف ترامپ از تهدید ایران / تحرکات نظامی آمریکا در منطقه بیش از آنکه نشانه جنگ باشد، ابزاری برای فشار در مسیر مذاکره با ایران تلقی میشود. تحلیلها نشان میدهد هدف اصلی ترامپ رسیدن به توافقی جدید با تکیه بر «تهدید معتبر» است.
پس از کاهش نسبی تنشها در پروندههایی مانند غزه و ونزوئلا، تمرکز سیاست خارجی ترامپ بهطور محسوسی به سمت ایران سوق پیدا کرده است. این تغییر اولویت، ایران را به مهمترین پرونده باقیمانده برای نمایش قدرت و دیپلماسی دولت آمریکا تبدیل کرده است.
پس از ناکامی تلاشها برای احیای برجام، در فضای سیاسی آمریکا نوعی اجماع شکل گرفت که مذاکره با ایران بدون پشتوانه فشار نظامی نتیجهبخش نخواهد بود. این دیدگاه نهتنها از سوی جمهوریخواهان، بلکه توسط برخی کارشناسان نزدیک به دموکراتها نیز مطرح شده است.
اگرچه ترامپ بارها از حمله «شدیدتر» سخن گفته، اما سناریوهایی مانند اقدام نظامی مستقیم یا محاصره دریایی در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. تهدید نظامی در این مقطع بیشتر نقش ابزار روانی و چانهزنی را ایفا میکند تا مقدمه جنگ.
راهبرد فعلی آمریکا بر ترکیب تحریمهای اقتصادی با تهدید نظامی استوار است. هدف از این رویکرد، افزایش هزینه «نه گفتن» به مذاکره و وادار کردن طرف مقابل به پذیرش گفتوگو در شرایط مطلوب واشنگتن عنوان میشود.
اگرچه ادبیات تهدیدآمیز پررنگ شده، اما واقعیت این است که رفع تحریمها تنها از مسیر دیپلماسی امکانپذیر است. تجربه نشان داده مواضع واقعی آمریکا نه در بیانیهها، بلکه پشت میز مذاکره و در جریان چانهزنی مشخص میشود.
در شرایطی که جنگ گزینه مطلوب هیچیک از طرفین نیست، مذاکره—even همراه با فشار—میتواند مسیر کمهزینهتری باشد. تصمیمگیری درباره این مسیر، نیازمند درک واقعبینانه از توازن قوا و اهداف طرف مقابل است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ