به گزارش اطلاع با ما بیکاری جوانان/ رزومهها ارسال میشوند، مصاحبهها نیمهکاره میمانند و فصلها یکی پس از دیگری میگذرند؛ اما شغل، همچنان نمیرسد. این فقط روایت بیکاری چند نفر نیست، بلکه داستان **نسلی است که درست در آستانه ورود به بازار کار، متوقف شده است**.
مسئله اصلی، نداشتن یک موقعیت شغلی نیست؛ مسئله این است که **شروع زندگی حرفهای به تعویق افتاده**. جوانانی که باید تجربه جمع کنند، مهارت بسازند و مسیرشان را شکل دهند، در وضعیتی معلق قرار گرفتهاند؛ نه بیکار مطلق، نه شاغل واقعی.
بر اساس دادههای رسمی، نرخ بیکاری گروه سنی **۱۵ تا ۲۴ سال** در سال ۱۴۰۳ حدود **۲۰.۱ درصد** ثبت شده است؛ یعنی از هر پنج جوان، یک نفر عملاً پشت خط ورود به بازار کار مانده. در بازه سنی **۱۸ تا ۳۵ سال** نیز نرخ بیکاری **۱۴.۵ درصد** اعلام شده؛ جمعیتی که باید پیشران تولید و اقتصاد باشد، اما بخشی از آن هنوز بیرون میدان ایستاده است.
بیکاری جوانان فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ **تعویق زندگی است**. نبود شغل، استقلال را عقب میاندازد، مهارتها را مستهلک میکند و برنامههای آینده را به انتظار تبدیل میکند؛ انتظاری فرساینده که انرژی، انگیزه و اعتمادبهنفس را ذرهذره تحلیل میبرد.
نسلی که در بهترین سالهای عمر خود در بدترین نسخه بازار کار گیر کرده، ناگزیر هزینه این مکث را خواهد پرداخت؛ هزینهای که دیر یا زود از مسیرهای آشنایش بازمیگردد: **مهاجرت، فرسایش اجتماعی و کاهش سرمایه انسانی**. مسیری که نهتنها آینده جوانان، بلکه آینده اقتصاد را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ