به گزارش اطلاع با ما ، لاتاری آمریکا سالهاست بهعنوان بلیط ورود به «رویای آمریکایی» تبلیغ میشود؛ اما واقعیت آن بسیار پیچیدهتر از برداشت عموم است. از شانس کمتر از یک درصد تا هزینههای سنگین، مسیر دشوار مهاجرت و شکاف میان تصور و واقعیت، لاتاری بیش از آنکه بخت طلایی باشد، یک مسیر پر چالش است.
لاتاری از ابتدا میان دو مفهوم «شانس» و «سهم» حرکت میکرد؛ واژهای که ریشهاش به زبانهای ژرمنی میرسد و معنای آن «قسمت و بهره تصادفی» است. در اروپا، لاتاری روزگاری وسیلهای اداری برای تقسیم زمین، انتخاب افراد برای کارهای عمومی یا سازماندهی گروههای نظامی بود. بعدها در ایتالیا و فرانسه تغییر شکل داد و تبدیل به بلیتهایی شد که مردم برای توسعه شهری یا کمک به نیازمندان خریداری میکردند؛ نوعی مالیات داوطلبانه که بیشتر برای منافع عمومی بود تا یک بختآزمایی جذاب.
لاتاری وقتی به آمریکا رسید، فرم تازهای پیدا کرد. برنامه «Diversity Visa Lottery» که از سال ۱۹۹۰ آغاز شد، دیگر نه مالیات بود و نه تقسیم زمین؛ بلکه قرعهکشی یک ویزای مهاجرتی با ظرفیت حدود ۵۵ هزار نفر. هر سال بیش از ۲۰ میلیون نفر شرکت میکنند، اما شانس واقعی انتخاب حدود ۰.۶۵ درصد است؛ یعنی از هر ۱۵۰ نفر تنها یک نفر برگزیده میشود. برای متقاضیان برخی کشورها این میزان حتی کمتر است. میلیونها نفر آینده خود را به نرمافزاری میسپارند که کاملاً مکانیزه است و هیچ دخالت انسانی در نتیجه وجود ندارد.
دهها ویدئو، عکس کنار مجسمه آزادی، روایتهای هیجانانگیز و داستانهایی از «اولین روز در آمریکا» طی سالها تصویری اغراقشده از لاتاری ساختهاند؛ تصویری که میگوید تنها کافی است اسمتان از قرعه بیرون بیاید تا باقی مسیر خودبهخود درست شود. اما واقعیت، زمین دیگری است. برنامههایی که در شبکههای اجتماعی دیده میشود تنها بخش کوچک و زیبا از یک مسیر سخت را نشان میدهد؛ نه هزینهها، نه استرسها، و نه شوک فرهنگی روزهای اول را.
«امیر» بیش از دو دهه در آمریکا زندگی میکند و با بسیاری از خانوادههای مهاجر از نزدیک در ارتباط بوده است. او میگوید: «مهاجر همیشه مهاجر است. حتی اگر کار بگیرید یا موفق باشید، نگاه متفاوت در جامعه وجود دارد. لاتاری بلیت سفر به بهشت نیست. اگر مهارت و رزومه قوی نداشته باشید، ممکن است از همان روزهای اول زیر فشار اقتصادی له شوید. خیلیها با شوق میآیند و بعد از چند ماه میبینند هزینهها، فاصله فرهنگی و نبود شبکه حمایتی آنها را به مرز فروپاشی میرساند.» حرفهای او تصویری از واقعیت ارائه میدهد؛ اینکه رؤیای آمریکایی نه تضمینی برای موفقیت است و نه نسخهای که برای همه جواب بدهد.
در دوره اخیر، از میان بیش از پنج هزار برنده ایرانی، فقط حدود نیمی از آنها موفق به دریافت ویزا شدهاند. هزینه ۳۳۰ دلاری سفارت، ضرورت داشتن تمکن مالی، نداشتن مدارک کافی، یا حتی ضعف زبان باعث شده بسیاری برنده لاتاری باشند اما هرگز پا به آمریکا نگذارند.
* اجاره یک آپارتمان تکخوابه در شهرهای متوسط: حداقل ۱۵۰۰ دلار * هزینه خوراک، حملونقل و مخارج ماهانه: ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ دلار
تازهواردی که سابقه اعتباری ندارد، برای اجاره خانه یا خرید ماشین معمولاً باید چند برابر پیشپرداخت بدهد و همین سبب میشود بسیاری ماهها در خانههای چند نفره زندگی کنند تا بتوانند از پس هزینهها برآیند.
طبق گزارش مؤسسه سیاست مهاجرت آمریکا، حدود **۳۰ درصد مهاجران تحصیلکرده** در پنج سال نخست در مشاغلی پایینتر از سطح مهارت خود کار میکنند. مهندسها راننده میشوند، پزشکان کارهای پشتیبانی انجام میدهند، و مدیران در انبارها مشغول میشوند. حقوق ساعتی این مشاغل معمولاً بین ۱۶ تا ۲۲ دلار است و بعد از کسر مالیات، چیزی برای پسانداز باقی نمیماند.
ثبتنام لاتاری در ایران خود به یک صنعت تبدیل شده است؛ از گرفتن عکس مخصوص تا مشاوره و فرمنویسی. برای هر نفر چند میلیون تومان هزینه میشود، در حالی که احتمال انتخاب کمتر از یک درصد است. برخی آژانسها حتی برای افزایش «شانس موهوم» مبالغ چند ده تا چند صد میلیونی درخواست میکنند که هیچ پشتوانهای ندارد.
برنده شدن در لاتاری آغاز یک مسیر سخت است، نه پایان خوش یک قرعهکشی. خیلیها با امید رؤیای آمریکایی میروند، اما بعد از سالها میبینند آنچه تصور میکردند با واقعیت فاصله زیادی داشته است. برخی حتی بهدلیل فشارهای روحی و اقتصادی به وطن بازمیگردند و عدهای نیز میمانند بدون اینکه آن رؤیای ترسیمشده را تجربه کرده باشند.
با نزدیک شدن به پایان مهلت ثبتنام، صفحات و کانالهای اطلاعرسانی دوباره شلوغ شدهاند. هر سال میلیونها نفر با امید و هیجان نامنویسی میکنند، در حالی که لاتاری بیش از اینکه «بخت طلایی» باشد، یک مسیر دشوار و پرابهام است که تنها با مهارت، برنامهریزی و پشتکار میتوان از آن عبور کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ