به گزارش اطلاع با ما، معیشت و اشتغال – اظهارات رئیس کانون انجمنهای صنفی کارگران استان آذربایجان شرقی درباره کاهش تمایل جوانان به کار با حقوقهای ماهانه ۹ تا ۱۰ میلیون تومان، بازتابی از بحران اقتصادی و معیشتی است که جامعه ایران را درگیر کرده است. این مسئله نشاندهنده شکاف عمیق میان هزینههای زندگی و درآمدهای کارگران و همچنین تغییرات در نگرش نیروی کار نسبت به شغلهای موجود است.
طبق گفته فتاحی، هزینههای جاری زندگی، بهویژه اجاره مسکن، بخش بزرگی از درآمد ماهانه کارگران را مصرف میکند. در شرایطی که حداقل هزینه معیشت یک خانوار، چندین برابر حقوق مصوب کارگران است، حقوق ۹ تا ۱۰ میلیون تومان عملاً کفاف زندگی افراد را نمیدهد.
جوانان ترجیح میدهند وقت خود را صرف فعالیتهای جایگزین با انعطافپذیری و سوددهی بیشتر کنند، حتی اگر این فعالیتها رسمی نباشند. این تغییر نگرش، ناشی از عدم تناسب پاداش مالی با تلاش فیزیکی و ذهنی است که در کارگاهها و مشاغل سخت صرف میشود.
کارگران برای جبران کمبود درآمد، به کار دو یا چند شیفت روی آوردهاند، اما همچنان در تأمین نیازهای اساسی خود دچار مشکل هستند. این وضعیت علاوه بر فشار مالی، آثار منفی روانی و جسمی نیز بر نیروی کار دارد.
فتاحی کاهش نرخ بیکاری را نه نتیجه ایجاد اشتغال واقعی، بلکه به دلیل خروج افراد از بازار کار به دلیل ناامیدی از یافتن شغل مناسب دانسته است. این موضوع بیانگر تضاد میان آمارهای رسمی و شرایط واقعی در جامعه است.
با کاهش تمایل به اشتغال رسمی، ممکن است جوانان به سمت فعالیتهای غیررسمی یا اقتصاد زیرزمینی روی آورند. این مسئله میتواند پیامدهایی چون کاهش امنیت شغلی، عدم پوشش بیمهای و مالیاتی، و افزایش بیثباتی اقتصادی را به دنبال داشته باشد.
ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی، فشار بر خانوارها را افزایش میدهد و ممکن است منجر به گسترش فقر، کاهش رفاه اجتماعی و افزایش نابرابری شود.
کاهش مشارکت نیروی کار در فعالیتهای مولد، بهرهوری بنگاههای اقتصادی را کاهش داده و به رکود در بخشهای مختلف اقتصاد دامن میزند.
دولت و کارفرمایان باید متناسب با نرخ تورم و هزینههای زندگی، حقوق کارگران را افزایش دهند. اصلاح ساختارهای مزدی میتواند انگیزه نیروی کار را برای ورود به بازار رسمی افزایش دهد.
تسهیلات مالی، کاهش مالیات و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط میتواند به ایجاد اشتغال پایدار و افزایش توان پرداخت حقوق منجر شود.
اصلاح سیاستهای اقتصادی و کنترل تورم، بهویژه در بخش مسکن و کالاهای اساسی، میتواند فشار اقتصادی را بر کارگران کاهش دهد.
اظهارات سعید فتاحی نمایانگر عمق بحران معیشتی و اشتغال در ایران است. کاهش تمایل جوانان به کار با حقوقهای پایین، زنگ خطری برای سیاستگذاران اقتصادی است که باید با اصلاحات ساختاری و حمایت از نیروی کار، این وضعیت را بهبود بخشند. بیتوجهی به این مسائل میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جدیتری به همراه داشته باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ