به گزارش اطلاع با ما ، استراتژی ایران : طرح ترامپ درباره آینده غزه، در صورت اجرایی شدن، میتواند به بازنگری در استراتژی منطقهای ایران منجر شود. اگرچه این طرح ابهامات و محدودیتهایی دارد، اما واقعیتهای میدانی جدید، زمینهای برای بازتعریف نقش جمهوری اسلامی در حمایت از مقاومت ایجاد کرده است.
طرح پیشنهادی دونالد ترامپ برای آینده غزه، حاوی موادی است که ساختار سیاسی و نظامی این منطقه را دگرگون میکند. در این طرح، اعضای حماس در صورت خلع سلاح و پذیرش همزیستی مسالمتآمیز، مشمول عفو عمومی میشوند و کسانی که مایل به ترک غزه باشند، گذر امن خواهند داشت. اداره منطقه نیز از حماس سلب و به نهادی موسوم به «کمیته تکنوکرات فلسطینی» واگذار میشود که زیر نظر شورای صلح بینالمللی به ریاست ترامپ و چهرههایی چون تونی بلر اداره خواهد شد؛ ساختاری که نوعی قیمومیت بینالمللی بر غزه ایجاد میکند.
در بخش اقتصادی، ترامپ از ایجاد «شهرهای مدرن خاورمیانه» و «منطقه ویژه اقتصادی غزه» سخن میگوید. اما این وعدهها بیشتر به شعار شبیهاند تا برنامهای واقعی. با این حال، همین بند میتواند زمینهای برای بازسازی و بازگشت ثبات نسبی به غزه باشد؛ بهویژه اگر محاصره اقتصادی برداشته شود.
در بندهای ۱۲ و ۱۶، دو نکته مثبت به چشم میخورد: نخست، ممنوعیت خروج اجباری مردم غزه و دوم، تعهد اسرائیل به عدم اشغال مستقیم این منطقه. اما در عمل، نظارت بر امنیت داخلی به دست نیروهای اسرائیلی و متحدان بینالمللی باقی میماند، که عملاً اختیار عقبنشینی را در دست تلآویو میگذارد.
با وجود فشارهای گسترده، طرح ترامپ نتوانسته هدف نهایی راستگرایان اسرائیلی، یعنی «تخلیه کامل غزه»، را محقق کند. حضور مردم در سرزمین خود، بزرگترین مانع در برابر این رویاست. غزه، با وجود ویرانیها، همچنان باقی است و این، شکستی برای ایده حذف کامل مقاومت محسوب میشود.
طرح ترامپ، صرفنظر از میزان اجرایی بودن آن، یک پیام روشن برای جمهوری اسلامی دارد: واقعیتهای جدید میدانی، ایران را ناگزیر از بازنگری در استراتژی حمایت از نیروهای مقاومت میکند. این بازاندیشی نه عدول از آرمان فلسطین، بلکه تطبیق تاکتیکها با شرایط تازه میدانی است. حماس دیگر صرفاً یک گروه نظامی نیست؛ بلکه نیرویی مردمی با پایگاه اجتماعی و هزینه انسانی سنگین است. در نتیجه، هر نوع موضعگیری ایران در قبال این طرح باید با در نظر گرفتن جایگاه واقعی مردم غزه تنظیم شود.
«طرح ترامپ» اگرچه هنوز در تعلیق است، اما خود بهتنهایی میتواند زمین بازی ژئوپلیتیکی خاورمیانه را تغییر دهد. ایران در این فضا، باید میان اصول ایدئولوژیک و واقعیتهای جدید سیاسی تعادلی تازه بیابد؛ تعادلی که میتواند شکل جدیدی از دیپلماسی مقاومت را رقم بزند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ