به گزارش اطلاع با ما، پارس جنوبی – میدان گازی پارس جنوبی که میان ایران و قطر مشترک است، بهعنوان بزرگترین منبع گاز طبیعی جهان شناخته میشود. قطر با استفاده از فرصت سرمایهگذاری گسترده و ثبات بینالمللی، از دهه ۱۹۹۰ توسعه این میدان را با سرعت بالایی آغاز کرد. ایران اما به دلایل مختلف از جمله تحریم، کمبود سرمایهگذاری و چالشهای مدیریتی، نسبت به طرف قطری عقب ماند.
یکی از مهمترین شرکتهایی که در فازهای اولیه توسعه این میدان در ایران حضور داشت، شرکت فرانسوی توتال بود. طبق اظهارات برخی مقامات پیشین صنعت نفت ایران، طراحی چاههای فازهای ۲ تا ۸ توسط توتال بهگونهای صورت گرفت که عمدتاً بر لایههای غیرمرزی تمرکز داشت؛ درحالیکه بهرهبرداری از لایههای مشترک در مرز با قطر، از نظر فنی و استراتژیک اهمیت بیشتری داشت.
در ادامه این روایتها، مطرح شده که میدان پارس جنوبی از ساختاری با چهار لایه گازی در طرف ایران و دو لایه در طرف قطر برخوردار است. با این حال، برنامهریزی صورتگرفته در آن زمان بر لایههای داخلی متمرکز بود، در نتیجه دست قطر برای برداشت بیشتر از لایههای مرزی بازتر شد.
فاز ۱۱ پارس جنوبی بهعنوان یکی از مهمترین پروژههای مرزی و راهبردی در این میدان، دو بار به قرارداد با توتال رسید، اما هیچگاه توسط این شرکت اجرایی نشد. پس از خروج این شرکت از پروژه، توسعه این فاز به شرکتهای داخلی مانند پتروپارس واگذار شد. برخی تحلیلگران معتقدند تأخیر در اجرای این فاز، سهم ایران از میدان مشترک را کاهش داده و رقابت را در عمل به نفع قطر تغییر داده است.
هرچند ایران در سالهای اخیر توانسته با اتکا به شرکتهای داخلی، بخش قابل توجهی از فازهای پارس جنوبی را به بهرهبرداری برساند، اما تجربه همکاری با شرکتهایی مانند توتال، این واقعیت را نشان میدهد که در پروژههای راهبردی، وابستگی صرف به شرکتهای خارجی، ممکن است منافع بلندمدت کشور را با چالش مواجه کند.
از سوی دیگر، فقدان شفافیت کامل در قراردادها، نبود نظام دقیق پایش و ارزیابی عملکرد پیمانکاران خارجی، و اتکا به مشاورههای فنی بدون کنترل مستقل، از عواملی بودهاند که مسیر توسعه این میدان عظیم را برای ایران دشوارتر کردهاند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ