به گزارش اطلاع با ما ، زلزله : دادههای جدید بازار کار از بازگشت روند افزایشی بیکاری و افت محسوس نرخ مشارکت حکایت دارد؛ ترکیبی که نشان میدهد مسئله صرفاً کمبود شغل نیست، بلکه ناامیدی گسترده در میان نیروی کار در حال شکلگیری است. بررسی روند هشتساله نشان میدهد بازار کار ایران بیش از آنکه متکی به پویایی درونی باشد، به شدت تحت تأثیر شوکهای ژئوپلیتیک، تحریمها و بیثباتیهای کلان اقتصادی قرار دارد.
زلزله در بازار کار؛ چرا نیروی کار از اقتصاد ایران فاصله میگیرد؟
انتشار گزارش فصلی مرکز آمار ایران درباره بازار کار پاییز ۱۴۰۴ تصویری نگرانکننده از وضعیت اشتغال ارائه میدهد. نرخ بیکاری پس از چند فصل کاهش، روندی صعودی به خود گرفته و همزمان نرخ مشارکت اقتصادی نیز افت کرده است.
این همزمانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کاهش مشارکت به معنای خروج افراد از بازار کار است، نه الزاماً ایجاد شغل جدید. به بیان سادهتر، بخشی از جمعیت در سن کار دیگر حتی در جستوجوی شغل هم نیستند.
در سالهای گذشته نیز مقاطعی وجود داشت که نرخ بیکاری کاهش یافت، اما نرخ مشارکت نیز افت کرد. این وضعیت معمولاً نشانه پدیده «کارگران دلسرد» است؛ افرادی که به دلیل نبود چشمانداز روشن، جستوجوی کار را متوقف میکنند.
در چنین شرایطی، شاخص بیکاری بهطور ظاهری بهبود مییابد، اما نسبت اشتغال و کیفیت فرصتهای شغلی تغییر محسوسی نمیکند. بنابراین تحلیل بازار کار بدون بررسی همزمان سه شاخص بیکاری، مشارکت و نسبت اشتغال میتواند گمراهکننده باشد.
بازار کار ایران طی سالهای اخیر به شدت به متغیرهای سیاسی و ژئوپلیتیک واکنش نشان داده است. خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۱۳۹۷، تشدید تحریمها، رکود ناشی از همهگیری کرونا و محدودیتهای تجاری، هر کدام موجی از بیثباتی را به بازار کار منتقل کردند.
در دوره همهگیری، کاهش نرخ بیکاری همزمان با افت محسوس مشارکت ثبت شد؛ نشانهای از اینکه بسیاری از فعالان اقتصادی از بازار خارج شده بودند. پس از آن نیز هرگونه بهبود نسبی، بیشتر به تثبیت کوتاهمدت متغیرهای کلان وابسته بود تا شکلگیری یک موتور پایدار اشتغالزایی.
در دادههای اخیر، افزایش نرخ بیکاری همراه با افت مشارکت اقتصادی نشان میدهد بازار کار وارد مرحله تازهای از فشار شده است. این ترکیب بیانگر دو روند همزمان است: از یکسو از دست رفتن بخشی از فرصتهای شغلی و از سوی دیگر، افزایش نااطمینانی که برخی افراد را از حضور فعال در بازار بازمیدارد.
در فضای افزایش ریسک سرمایهگذاری، نوسانات شدید قیمتها و محدودیتهای مالی، بسیاری از بنگاهها به جای توسعه فعالیت، استراتژی بقا را در پیش گرفتهاند. این رویکرد معمولاً با تعویق استخدام، کاهش ظرفیت تولید و کنترل هزینه نیروی انسانی همراه است.
بخشی از نیروی کار، بهویژه جوانان و متخصصان، به فکر مهاجرت یا خروج از چرخه اشتغال رسمی میافتند.
این روند به تدریج سرمایه انسانی را تضعیف میکند و اقتصاد را در چرخهای از رشد پایین و اشتغال ناپایدار گرفتار میسازد.
بررسی روند پاییز به پاییز از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ نشان میدهد بازار کار ایران بیش از آنکه حاصل یک دینامیک درونی پایدار باشد، تابعی از شوکهای سیاسی و خارجی است. هر بار که ریسکهای کلان افزایش یافتهاند، نخستین واکنش در توقف سرمایهگذاری و سپس در کاهش اشتغال نمایان شده است.
در چنین ساختاری، حتی کاهش موقت نرخ بیکاری نیز الزاماً به معنای رونق نیست؛ بلکه ممکن است بازتاب خروج نیروی کار از صحنه باشد.
وضعیت کنونی بازار کار را میتوان مرحلهای از «فشار همزمان بر اشتغال و مشارکت» توصیف کرد؛ مرحلهای که در آن هم فرصتهای شغلی محدودتر شده و هم انگیزه حضور در بازار کاهش یافته است. آینده این روند به میزان کاهش ریسکهای کلان، ثبات سیاستگذاری اقتصادی و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران وابسته خواهد بود. تا زمانی که این متغیرها به تعادل نرسند، بازار کار همچنان در معرض نوسانات شدید باقی خواهد ماند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ