به گزارش اطلاع با ما ، دیپلماسی تجارت در سایه فشار: دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود در عربستان، از الگوی جدیدی برای سیاست خاورمیانهای آمریکا رونمایی کرد که بر مبنای «تجارت بهجای بیثباتی» و استفاده از ظرفیت کشورهای عربی برای مهار ایران طراحی شده است. در حالی که ادبیات او ظاهری صلحطلبانه داشت، اما در عمل، راهبرد فشار حداکثری در قالبی جدید و با مشارکت منطقهای بازتعریف شده است.
سفر اخیر دونالد ترامپ به عربستان، برخلاف ظاهر تجاریاش، پیامهای آشکاری برای سیاست منطقهای آمریکا داشت. او در سخنرانیاش تأکید کرد که در خاورمیانه جدید، جایی برای بازیگران ناامنساز باقی نخواهد ماند. این سخنان، در عمل، نشاندهنده تدوین راهبردی تازه بود: دیپلماسی مبتنی بر همکاری اقتصادی بهجای مداخله مستقیم نظامی.
تحلیلگران نشریه پلیتیکو معتقدند ترامپ در این سفر بهروشنی از سیاستهای سنتی آمریکا در زمینه دموکراسیسازی و ملتسازی فاصله گرفته است. او بهجای تأکید بر اصلاحات سیاسی، از مدل توسعهگرای عربستان و پیشرفتهای اقتصادی کشورهای عربی تمجید کرد؛ رویکردی که ممکن است تغییراتی در ساختار موازنه قدرت منطقهای ایجاد کند.
با وجود شعارهای صلحطلبانه، ترامپ ایران را بهعنوان بزرگترین تهدید منطقه معرفی کرد و وعده تداوم فشار حداکثری را داد. گرچه هدف اعلامی این فشارها، کنترل فعالیتهای هستهای ایران است، اما در واقع این راهبرد اکنون با همکاری کشورهای عربی دنبال میشود، نه صرفاً با تکیه بر ابزارهای یکجانبه آمریکا.
ترامپ بهوضوح پیوستن عربستان به توافق ابراهیم را منوط به ثبات منطقه و مهار نقش ایران دانست. در این میان، فشار حداکثری فقط به فعالیتهای هستهای محدود نیست، بلکه بخشی از پروژه مهار منطقهای گستردهتری است. حتی اگر در مذاکرات رسمی درباره برنامه هستهای مستقیماً مطرح نشود، نقش کشورهای عربی در کاهش نفوذ ایران برجسته شده است.
سخنرانی ترامپ و محتوای سفرش، اگرچه در چارچوب همکاری اقتصادی معرفی شد، اما در واقع ناظر به راهبردی است که فشار بر ایران را با مشارکت منطقهای و استفاده از اهرمهای اقتصادی دنبال میکند. بهنظر میرسد این ترکیب از فشار و دیپلماسی، نه بر اساس آرمان صلح، بلکه در جهت مدیریت منافع ژئوپلیتیکی آمریکا طراحی شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ