به گزارش اطلاع با ما ، تورم: تورم تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ پدیدهای است خزنده و ویرانگر که بر روان، اخلاق و همبستگی اجتماعی سایه میافکند. در جامعهای که قیمتها بیوقفه بالا میرود و ارزش پول ملی کاهش مییابد، نه فقط سفره مردم بلکه بنیانهای اخلاقی و انسانی هم در معرض تهدید جدی قرار میگیرد.
در اغلب تحلیلها، تورم به عنوان یک متغیر اقتصادی مورد بررسی قرار میگیرد؛ اما آثار اجتماعی و اخلاقی آن بسیار عمیقتر از نمودارهای اقتصادی است. افزایش مداوم قیمتها و کاهش قدرت خرید، مردم را در مقابل نیازهای اساسی زندگی بیپناه میکند. در این شرایط، بسیاری ناچار به چشمپوشی از معیارهای اخلاقی میشوند. فریب، دلالی، رانت، دروغ، و رشوهخواری به تدریج عادی میشوند و فاصله طبقاتی عمیقتر از گذشته، جامعه را به دو قطب کاملاً متفاوت تبدیل میکند.
تورم مزمن باعث تضعیف سرمایه اجتماعی میشود. اعتماد بین شهروندان، امید به آینده، روحیه مشارکت جمعی و همدلی، همگی زیر فشار سنگین معیشت و نابرابری اقتصادی رنگ میبازند. جامعهای که سرمایه اجتماعیاش فرو بریزد، در برابر بحرانهای آینده بیدفاع خواهد بود؛ چرا که انسجام درونی و پیوندهای اخلاقی مردم از بین رفتهاند.
ارنست همینگوی، نویسنده مشهور آمریکایی، در یکی از گزارشهای مطبوعاتی خود از آلمانِ پس از جنگ جهانی اول، تصویر ملموسی از تبعات انسانی تورم ارائه داده است. او روایت میکند که چگونه در آن دوره، پول بیارزش شده و مردم شریفی که پیشتر زندگی معمولی داشتند، توان خرید ابتداییترین مایحتاج مانند یک سیب را هم از دست داده بودند. در مقابل، سفتهبازان و گردشگران خارجی با سوءاستفاده از تفاوت نرخ ارز، در شهرهای تورمزده آلمان با ولع میخوردند و میخریدند؛ بیتوجه به حسرت نگاه پیرمردی که حتی توان خرید یک میوه ساده را نداشت.
در شرایطی که حقوق ثابت میماند اما هزینههای زندگی هر روز افزایش مییابد، کرامت انسانی در معرض تهدید جدی قرار میگیرد. فقر و اضطراب دائمی نهتنها رفاه را از مردم میگیرد، بلکه آنها را در مسیرهایی میبرد که در گذشته از آنها دوری میکردند. انسانی که پیشتر حاضر نبود از اصول اخلاقی خود عدول کند، حالا ممکن است برای بقای خانوادهاش، به خلافهایی تن دهد که زمانی آنها را تقبیح میکرد.
جان مینارد کینز، اقتصاددان برجسته قرن بیستم، هشدار داده بود: «اگر میخواهید ملتی را نابود کنید، کافیست یک تورم بلندمدت ایجاد کنید.» تورم بلندمدت، آرامآرام نهتنها بنیانهای اقتصادی، بلکه ستونهای اخلاقی و اجتماعی یک کشور را هم تخریب میکند. آنچه در نگاه اول صرفاً یک مشکل اقتصادی به نظر میرسد، در واقع ریشه بسیاری از بحرانهای اجتماعی و انسانی آینده خواهد بود.
امروز نیز در بسیاری از جوامع، تکرار بحرانهایی مانند بیکاری، صفهای کالا، قطعی آب و برق و دشواری تأمین نیازهای اولیه، زنگ خطری برای فروپاشی اخلاق عمومی است. وقتی نارضایتی، فقر، فساد و تبعیض نهادینه میشود، دیگر نباید منتظر بروز یک بحران یکباره بود؛ بلکه باید نگران روند آرام، اما بیوقفهای بود که در نهایت جامعهای بیاخلاق، بیاعتماد و بیامید خواهد ساخت.
تورم فقط دشمن اقتصاد نیست؛ دشمن خاموش اخلاق، اعتماد و انسانیت است. سیاستگذاران باید بدانند که مهار تورم، تنها بهبود شاخصهای اقتصادی نیست، بلکه دفاع از کرامت انسانی و اخلاق جمعی یک ملت است. آیندهای پایدار بدون کنترل این موریانه خاموش، ممکن نخواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ