کد خبر : 257384
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۸:۴۸

توان موشکی ایران؛ خط قرمزی که از تجربه و بازدارندگی می‌آید

توان موشکی ایران؛ خط قرمزی که از تجربه و بازدارندگی می‌آید
توان موشکی ایران چرا قابل مذاکره نیست؟ بررسی منطق بازدارندگی، تجربه لیبی و عراق و اهداف واقعی فشارهای غرب.

توان موشکی ایران؛ خط قرمزی که از تجربه و بازدارندگی می‌آید

به گزارش اطلاع با ما، امنیت ملی: فشار برای محدودسازی توان موشکی ایران بار دیگر مطرح شده، اما این مطالبه با منطق امنیت ملی و تجربه‌های تاریخی همخوانی ندارد. توان دفاعی ایران به‌عنوان ابزار بازدارنده شکل گرفته و تجربه کشورهایی که مسیر خلع سلاح را رفتند نشان می‌دهد کاهش قدرت دفاعی نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه تهدید را نزدیک‌تر می‌کند.

بازگشت یک مطالبه قدیمی

در هفته‌های اخیر، موضوع محدودسازی توان موشکی ایران بار دیگر در ادبیات سیاسی آمریکا و اسرائیل مطرح شده است. اگرچه این درخواست با ادبیات «امنیت منطقه‌ای» بسته‌بندی می‌شود، اما در عمل پرسشی قدیمی را دوباره به افکار عمومی بازمی‌گرداند: چرا برنامه دفاعی ایران همواره هدف فشار است؟

دفاع؛ بخشی از حاکمیت ملی

در روابط بین‌الملل، توان دفاعی یکی از پایه‌های حاکمیت کشورها محسوب می‌شود. هیچ دولتی که تجربه تهدید، تحریم و فشار نظامی داشته باشد، ابزارهای دفاعی خود را موضوع معامله قرار نمی‌دهد. برای ایران نیز که دهه‌ها با انواع تهدیدات مواجه بوده، تقویت قدرت بازدارنده نه انتخابی سیاسی، بلکه ضرورتی امنیتی بوده است.

تجربه‌ای که فراموش نشد

حافظه تاریخی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری دکترین دفاعی ایران دارد. در دوره‌ای که کشور از توان موشکی محروم بود، هزینه‌های سنگینی پرداخت شد و حمایت عملی از سوی مدعیان صلح و حقوق بشر دیده نشد. همین تجربه، مسیر اتکای به توان بومی و بازدارندگی فعال را هموار کرد.

بازدارندگی؛ نه ابزار تهاجم

توان موشکی ایران بر اساس یک منطق مشخص طراحی شده است: افزایش هزینه هرگونه تجاوز احتمالی. این توان نه برای اشغال سرزمین دیگران، بلکه برای جلوگیری از ماجراجویی نظامی شکل گرفته است. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که وجود همین بازدارندگی، نقش مهمی در مهار تنش‌های بزرگ‌تر داشته است.

هدف واقعی مذاکره موشکی چیست؟

طرح مذاکره درباره توان موشکی، بیش از آنکه به کاهش تنش منجر شود، می‌تواند به تضعیف تدریجی قدرت دفاعی بیانجامد. تجربه توافق‌های پیشین نشان داده است که عقب‌نشینی در یک حوزه، معمولاً به پایان فشارها ختم نمی‌شود و مطالبات تازه‌ای را به دنبال می‌آورد.

استاندارد دوگانه در موضوع تسلیحات

یکی از چالش‌های اصلی، نگاه دوگانه غرب به مسئله تسلیحات است. کشورهایی که خود بزرگ‌ترین فروشندگان سلاح در جهان هستند و برخی بازیگران منطقه‌ای را به پیشرفته‌ترین تجهیزات مجهز می‌کنند، هم‌زمان ایران را به‌خاطر توان دفاعی‌اش تحت فشار قرار می‌دهند؛ رویکردی که بیش از آنکه امنیت‌محور باشد، سیاسی است.

درس لیبی و عراق

نمونه‌هایی مانند لیبی و عراق، به‌روشنی نشان می‌دهد خلع سلاح الزاماً به امنیت منجر نمی‌شود. این کشورها پس از کاهش یا از دست دادن توان دفاعی، با مداخله نظامی روبه‌رو شدند و هزینه اعتماد به تضمین‌های بیرونی را پرداختند. این تجربه‌ها در محاسبات راهبردی ایران نقش پررنگی دارد.

قدرت دفاعی؛ پشتوانه دیپلماسی

دیپلماسی مؤثر بدون پشتوانه قدرت، شکننده است. حفظ توان بازدارنده، نه در تقابل با مذاکره، بلکه مکمل آن است و می‌تواند محاسبات طرف مقابل را به سمت گفت‌وگو سوق دهد. تجربه‌های اخیر نیز نشان داده که توازن قوا نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری میز مذاکره دارد

بر این اساس، مذاکره بر سر توان موشکی ایران با منافع امنیتی و تجربه تاریخی کشور همخوانی ندارد. آنچه در این میان اهمیت دارد، حفظ بازدارندگی مؤثر در کنار دیپلماسی فعال است؛ مسیری که امنیت ملی را حفظ می‌کند و از تبدیل فشار به تهدید جلوگیری خواهد کرد.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.