به گزارش اطلاع با ما، تحلیل سیاست خارجی آمریکا: تاریخ سیاست خارجی آمریکا روایتگر رقابت میان دو جریان اصلی در برخورد با جهان است: جکسونیها و ویلسونیها. این دو دیدگاه نشاندهنده تمایز میان جمهوریخواهان و دموکراتها در مواجهه با جنگ و مداخلات خارجی است.
دیدگاه مبتنی بر گسترش لیبرال دموکراسی و نقش فعال آمریکا بهعنوان “پلیس جهانی”.
از جنگ جهانی اول تحت وودرو ویلسون تا مداخلات گسترده در ویتنام، یوگسلاوی، و افغانستان، دموکراتها سابقهای طولانی در بهرهگیری از ابزار نظامی برای تثبیت نظم بینالمللی مطلوب خود دارند.
تأکید بر استثناگرایی آمریکایی و تمرکز بر مسائل داخلی مانند مهاجرت و اقتصاد.
این نگاه اگرچه از مداخلهگری پرهیز میکند، اما در صورت تهدید منافع مستقیم آمریکا (مانند حمله به عراق و افغانستان در دوره بوش)، بیپروا عمل میکند.
گرچه تصور عمومی جنگطلبی بیشتر جمهوریخواهان است، اما آمار و شواهد تاریخی نشان میدهد که دموکراتها نقش عمدهای در بسیاری از جنگهای قرن بیستم و بیستویکم داشتهاند. سیاستهای خارجی وودرو ویلسون، فرانکلین روزولت، جان اف کندی و باراک اوباما گواهی بر این مدعاست.
اجماع دو حزبی در حمایت از اسرائیل، نشاندهنده تأثیر لابی صهیونیستی بر سیاستهای منطقهای آمریکاست. با وجود اختلافات جناحی، کمکهای مالی و تسلیحاتی به اسرائیل حتی در شرایط بحرانی (مانند جنگ غزه) متوقف نمیشود.
پیروزی احتمالی دونالد ترامپ ممکن است مداخلات مستقیم آمریکا در مناطق بحرانی را کاهش دهد. با این حال، نفوذ اسرائیل و متحدان منطقهای همچنان عاملی اساسی در تشدید تنشها با محور مقاومت خواهد بود.
سیاست خارجی آمریکا صرفنظر از حزب حاکم، همواره در راستای حفظ منافع واشنگتن و متحدان راهبردی آن بوده است. اگرچه دموکراتها بیشتر بر مداخلههای جهانی تأکید دارند، جمهوریخواهان نیز در صورت نیاز از گزینه نظامی ابایی ندارند. نهایتاً، سیاستهای منطقهای آمریکا بهویژه در خاورمیانه تحت تأثیر لابیهای داخلی و بازیگران خارجی شکل میگیرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ