به گزارش اطلاع با ما ، «هفت خان رستم» به عنوان یک تجربه تلخ برای گیرندگان وامهای خرد در برابر نظام بانکی ربوی توصیف میشود. این مقاله بر روی مشکلاتی مانند بیاحترامیها، تاخیرها، و مشکلات اسنادی در فرآیند گرفتن وام تأکید دارد. در حالی که گیرندگان وامهای کلان به طور نسبی با سهولت و بدون مشکلات گوناگون وام دریافت میکنند. این تفاوتها و نادیده گرفتن حقوق گیرندگان وام خرد نشانگر ناکارآمدی و ناعادلی در نظام بانکی است.
مردم عادی برای دریافت وام خرد باید «هفت خان رستم» را رد کنند اما نورچشمیها وام کلان میگیرند
از بیاحترامیهای همان ورود اولیه به بانک و تلخی کارکنان گرفته تا دریافت اسناد بیشمار و ریزودرشت فیزیکی در عصر دولت الکترونیک! و تعویق و غالباً ندادن وام به بهانههای واهی. همه این موارد با گزاره بامسمای «هفت خان رستم» قابل توصیف است، اما این مسئله درباره گیرندگان وامهای کلان که معمولاً سفارشیها و نورچشمیها هستند و در یک کلام «خواص» تعریف میشوند! صدق پیدا نمیکند، چه آنکه به راحتی خوردن یک لیوان آب، وام کلان دریافت میکنند و میخورند و یک لیوان آب هم روی آن. دیگر خبری هم از پس دادن وام نیست؛ اصولاً برای پس ندادن، وام گرفتهاند و بانکها نیز به خوبی به حرامخواری این قماش عادت کردهاند وای بسا شریک هم هستند. اگر غیر از این بود آمار عجیب ۲۰۰ هزارمیلیارد تومان معوقات بانکی از گوشهوکنار شنیده نمیشد. حال یک مقام ناظر لب به سخن گشوده و گفته که معوقات وامهای خرد زیر یک درصد و معوقات وامهای کلان بالای ۹۹ درصد است!
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ