به گزارش اطلاع با ما ، بنزین : بحث درباره اینکه بنزین در ایران ارزان است یا گران، ریشه در تفاوت شاخصها و زاویه نگاه دارد. از نظر دلاری، بنزین ایران در میان ارزانترینهای جهان است، اما با توجه به قدرت خرید، کیفیت خودرو، ضعف حملونقل عمومی و هزینه زندگی، نمیتوان آن را مطلقاً «ارزان» دانست. واقعیت این است که ساختار معیوب مصرف و توزیع یارانه، ریشه اصلی بحران بنزین در کشور است.
پس از تصویب طرح سهنرخی شدن بنزین، فضای عمومی و کارشناسی دوباره به دو قطب تقسیم شد. گروهی میگویند قیمت بنزین در ایران غیرواقعی و بسیار پایین است و باید اصلاح شود؛ در مقابل، عدهای یادآور میشوند که دستمزدها جهانی نیست و بنزین ارزان هم نیست؛ بلکه هزینه جانبی زندگی در ایران آن را به کالایی گران تبدیل کرده است. این دو نگاه، پایه بزرگترین اختلاف امروز درباره سوخت را شکل میدهند.
قیمت بنزین در ایران از دهه ۷۰ تاکنون با موجهای متعددی تغییر کرده است. از ۵ تومان در سال ۱۳۷۳ تا ۸۰ تومان در اوایل دهه ۸۰ مسیر تدریجی داشت، اما با تصویب قانون تثبیت قیمتها، این روند متوقف شد و مصرف جهش کرد. در نهایت، سهمیهبندی، دونرخی شدن و اجرای هدفمندی یارانهها در سالهای بعد پدیدار شد. هر بار که قیمتها ثابت ماند، مصرف بالا رفت؛ هر بار که جهش اتفاق افتاد، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن باقی ماند.
تقریباً همه کارشناسان تأکید میکنند تفاوت بزرگ قیمت داخلی با کشورهای همسایه، انگیزه قاچاق را بالا میبرد. اما نکته مهمتر این است که حتی اگر بنزین ایران ۴۰ هزار تومان هم باشد ـ یعنی برابر با ارزانترین کشور همسایه یعنی کویت ـ باز قاچاق بهصرفه است؛ زیرا اختلاف قیمتی با پاکستان و افغانستان همچنان بزرگ میماند. بنابراین نمیتوان کاهش قاچاق را صرفاً با افزایش نرخ توضیح داد؛ موضوع پیچیدهتر از آن است که صرفاً با قیمت اصلاح شود.
وقتی گفته میشود بنزین ایران ۰.۰۱ تا ۰.۰۲ دلار است، در نگاه اول ارزان بهنظر میرسد، اما هزینه خرید خودرو در ایران دو تا سه برابر کشورهای دیگر است. خودرویی که در ایران ۶ هزار دلار قیمت دارد، برای کسی که حداقل حقوق میگیرد، معادل چندین سال پسانداز است. در بسیاری از کشورها، با وجود بنزین گران، خودرو ارزانتر و دسترسیپذیرتر است. به همین دلیل قیاس صرفاً دلاری، واقعیت زندگی مردم را منعکس نمیکند.
مشکلات حملونقل عمومی در شهرهای بزرگ ـ از اتوبوسهای فرسوده تا متروهای شلوغ ـ باعث شده وابستگی مردم به خودرو شخصی بالا بماند. تا زمانی که ناوگان حملونقل نوسازی نشود، هر تغییری در قیمت سوخت اثر مستقیم و ناگهانی بر رفاه خانوار خواهد داشت. همین ضعف زیرساختی است که مصرف بالای بنزین در ایران را توضیح میدهد، نه بدمصرف بودن مردم.
در حالی که بسیاری از کشورها وارد دوره خودروهای برقی، هیبریدی یا حتی هیدروژنی شدهاند، خودروهای داخلی ایران هنوز مصرف سوخت بالایی دارند. حدود ۱۳ میلیون خودروی فرسوده در کشور تردد میکند؛ اگر فقط ۲ لیتر از مصرف این خودروها کاسته شود، روزانه بیش از ۲۶ میلیون لیتر صرفهجویی ایجاد میشود. بنابراین بخش بزرگی از مصرف بنزین ناشی از کیفیت خودروهاست، نه قیمت سوخت یا رفتار مصرفکننده.
در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، افزایش قیمت بنزین تقریبا همیشه یک موج تورمی بههمراه دارد. دلیل آن روشن است: ضعف نظارت، انتقال سریع هزینهها از حلقههای تولید و توزیع به مصرفکننده، و نبود کنترل بر قیمتها. بهمحض افزایش نرخ سوخت، زنجیره حملونقل دچار شوک میشود و سایر بخشها نیز قیمتها را بهصورت پیشدستانه بالا میبرند.
تنها ۵۶ درصد خانوارها در ایران خودرو دارند. یعنی بیش از ۴۳ درصد اصلاً از بنزین سهمیهای یا یارانهای استفاده نمیکنند. علاوه بر این، برخی خانوارها چند خودرو دارند و چند برابر دیگران یارانه میگیرند. این نشان میدهد ساختار فعلی توزیع یارانه بنزین عادلانه نیست و بخش بزرگی از جامعه از آن بیبهره میماند.
قدرت خرید و قیمت نسبی؛ چرا هنوز بنزین ایران ارزان محسوب میشود؟
اگر شاخص «دستمزد روزانه نسبت به قیمت بنزین» را پایه قرار دهیم، باز هم بنزین در ایران نسبتاً ارزان است. با حداقل حقوق روزانه، یک ایرانی میتواند بیش از ۱۴۵ لیتر بنزین بخرد؛ این عدد در آمریکا ۷۱ لیتر است. این در حالی است که قدرت خرید آمریکاییها در مجموع ۴.۵ برابر بیشتر است. بنابراین تحلیل قیمت بنزین باید همزمان به دو موضوع توجه کند: درآمد واقعی مردم و هزینههای جانبی زندگی.
قیمت سوخت در ایران یک مسئله تکبعدی نیست. اگر فقط به نرخ دلاری نگاه شود، بنزین بسیار ارزان است؛ اگر هزینه خودرو، کیفیت ناوگان حملونقل، فرسودگی خودروها و قدرت خرید مردم را لحاظ کنیم، بنزین برای بسیاری از خانوارها «گران» تمام میشود. واقعیت این است که قیمت پایین سوخت، به مصرف بالا، قاچاق، فشار بودجهای و واردات سنگین منجر شده است. اما اصلاح قیمت بدون اصلاح ساختار، فقط فشار بیشتری بر مردم کمدرآمد وارد خواهد کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ