به گزارش اطلاع با ما، بیمه تکمیلی بازنشستگان – شبکه گسترده درمانی سازمان تأمین اجتماعی، شامل صدها بیمارستان و مرکز تخصصی، سالها ستون اصلی خدمات درمانی بازنشستگان بوده است. با این حال، در دو دهه گذشته، نقش این مراکز کمرنگتر شده و بیمه تکمیلی به محور اصلی سیاستگذاری کانونها بدل شده است؛ تغییری که پیامدهای جدی برای بازنشستگان داشته است.
کانونهایی که در ابتدا برای نمایندگی و پیگیری مطالبات بازنشستگان شکل گرفته بودند، به مرور وارد حوزههایی شدند که از ماهیت اولیهشان فاصله داشت.
در سالهای اخیر، توجه کانونها بیش از آنکه معطوف به مراکز ملکی درمانی باشد، به سمت قراردادهای پرهزینه بیمه تکمیلی رفته است. این روند باعث شده خدمات مستقیم تأمین اجتماعی کمتر دیده شود و بازنشستهها ناچار باشند تمام امور درمانی را از مسیر بیمههای خصوصی پیگیری کنند.
کانونهای بازنشستگی در مقاطعی مسیرهایی برای تأمین منابع مالی ایجاد کردهاند که باعث پیچیدهتر شدن سیستم و دشوارشدن نظارت شده است؛ مجموعهای از پرداختها، حقالزحمهها و فعالیتهای اقتصادی که با ماهیت اولیه این نهادها همخوانی ندارد.
ورود برخی کانونها به فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای خارج از حوزه تخصصی، تمرکز مدیریتی را از امور درمانی بازنشستگان منحرف کرده و باعث کندی در پیگیری مطالبات درمانی شده است.
اختلافات اخیر میان کانون عالی بازنشستگان، شرکت بیمه طرف قرارداد و سازمان تأمین اجتماعی، عملاً باعث توقف خدمات بیمه تکمیلی شد و میلیونها نفر را در بلاتکلیفی قرار داد.
اعضای کمیسیونهای اجتماعی و بهداشت مجلس با دریافت گزارشهای متعدد از بازنشستگان، بهطور مستقیم وارد موضوع شدند و اعلام کردند که وضعیت به مرحله حساسی رسیده است. بر اساس اظهارات نمایندگان، مذاکرات فشردهای میان وزارت تعاون، سازمان تأمین اجتماعی و نمایندگان کانونها در جریان است تا پوشش تکمیلی دوباره برقرار شود.
هرچند مذاکرات میتواند خدمات تکمیلی را موقتاً برگرداند، اما کارشناسان و نمایندگان هشدار میدهند که این یک راهحل مقطعی است و مشکل اصلی در ساختار مدیریت و وابستگی شدید به بیمههای تکمیلی نهفته است.
در شرایطی که شبکه درمانی ملکی تأمین اجتماعی ظرفیت ارائه بخش عمدهای از خدمات را دارد، اتکای صرف به بیمههای تکمیلی نه تنها هزینهها را افزایش داده، بلکه بازنشستگان را در برابر اختلافات مالی میان نهادها آسیبپذیر کرده است. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، احیای درمان مستقیم، تقویت نظارت بر کانونها و شفافسازی فرآیندهای مالی تنها مسیر پایدار برای رفع بحران است.
تجربه اخیر نشان داد که وابستگی بیش از حد به بیمه تکمیلی، بدون شفافیت کافی و بدون تکیه بر ظرفیتهای درمانی موجود، مسیری پرخطر برای بازنشستگان است. برای جلوگیری از تکرار بحرانهای مشابه، اصلاحات ساختاری در کانونها و بازگرداندن جایگاه درمان مستقیم ضروری به نظر میرسد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ