به گزارش اطلاع با ما ، مجلس : طرح تازه مجلس برای واگذاری ۳۰ درصد از اختیارات وزارتخانهها به استانداران، بحثی جدی درباره تمرکززدایی در ایران به راه انداخته است. حامیان، آن را گامی به سوی چابکسازی مدیریت میدانند و منتقدان هشدار میدهند که این طرح بدون شفافیت و پاسخگویی، به تمرکز فساد و تضعیف انسجام ملی منجر میشود.
طرح جدید مجلس برای واگذاری ۳۰ درصد از اختیارات وزارتخانهها به استانداران، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات سیاسی و اداری ماههای اخیر بدل شده است. حامیان آن معتقدند اداره کشور از تهران دیگر ممکن نیست و باید تصمیمگیریها به نزدیکترین سطح به مردم سپرده شود. اما مخالفان هشدار میدهند که تمرکززدایی بدون شفافیت، میتواند به تمرکز فساد و گسترش بینظمی در مدیریت منجر شود.
بر اساس جزئیات منتشرشده، استانداران قرار است اختیار تصمیمگیری درباره اولویت پروژههای عمرانی، تخصیص بودجه و مدیریت منابع انسانی را در سطح استانی بهدست آورند. مجلس این اقدام را در راستای اصل ۱۲۷ قانون اساسی تفسیر میکند. اما کارشناسان میگویند تا زمانی که استانداران منصوب دولت مرکزیاند و انتخاب مردمی ندارند، تفویض اختیار واقعی رخ نخواهد داد. در عمل، قدرت از وزارتخانهها به استانداریها منتقل میشود، نه به مردم.
یکی از نگرانیهای اصلی منتقدان، نبود سازوکار نظارتی شفاف است. در ساختاری که نظارت محلی و رسانههای مستقل قدرت محدودی دارند، واگذاری اختیار ممکن است به گسترش رانت و فساد منجر شود.
«واگذاری اختیار بدون پاسخگویی، شبیه امضای چک سفید است؛ قدرت منتقل میشود اما مسئولیت در همانجا میماند.»
برخی نمایندگان پیشنهاد کردهاند شورای عالی نظارت استانی تشکیل شود تا با حضور نمایندگان مجلس و دیوان محاسبات، از انحرافهای احتمالی جلوگیری کند.
در بسیاری از کشورها، تمرکززدایی ابزار توسعه بوده است. در ترکیه، با انتخاب مستقیم مقامات محلی، کارآمدی افزایش یافت. اما در برخی کشورها مانند عراق، واگذاری عجولانه اختیارات به فساد ساختاری و شکافهای قومی انجامید. کارشناسان ایرانی نیز تأکید دارند که تمرکززدایی بدون نهادهای نظارتی مستقل، شفافیت مالی و نظام ارزیابی عملکرد، نتیجهای معکوس خواهد داشت.
اگر اجرای طرح با آموزش مدیران محلی، نظارت دقیق و انتشار عمومی بودجه همراه شود، میتواند به احیای اعتماد عمومی و افزایش مشارکت مردم منجر شود. اما در صورت اجرای شتابزده، خطر تضعیف هماهنگی ملی و شکلگیری شبکههای قدرت محلی بسیار بالاست.
در نهایت، موفقیت این طرح به پاسخ به یک پرسش کلیدی بستگی دارد: آیا هدف، انتقال واقعی قدرت به مردم است یا فقط جابهجایی آن میان مقامات؟
اگر پاسخ اول باشد، این طرح میتواند به یک «انقلاب خاموش مدیریتی» بدل شود؛ در غیر این صورت، تنها چهرهای تازه از تمرکزگرایی کهنه خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ