به گزارش اطلاع با ما از قطعنامه های شورای امنیت تا تهدید/ مکانیسم ماشه، یکی از مهمترین بندهای برجام، ریشهای عمیق در روند ۲۰ ساله پرونده هستهای ایران دارد. از صدور قطعنامههای شورای امنیت در دولت احمدینژاد تا مذاکرات دولت روحانی، این سازوکار اکنون دوباره در مرکز تهدیدهای غرب قرار گرفته است.
مکانیسم ماشه، سازوکاری است که در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و به عنوان ضمیمه برجام گنجانده شد. اما پیشینه آن به سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ بازمیگردد؛ زمانی که ایران با سیاستهای تقابلی در مذاکرات هستهای و صدور ۶ قطعنامه شورای امنیت، با فشارهای بیسابقه اقتصادی و سیاسی روبهرو شد.
در دولت یازدهم، تیم مذاکرهکننده به ریاست محمدجواد ظریف توافق برجام را به نتیجه رساند. مکانیسم ماشه در این توافق به عنوان ابزاری برای بازگشت خودکار تحریمها در صورت «عدم پایبندی اساسی» ایران درج شد. این بند، بدون نیاز به رأیگیری مجدد در شورای امنیت، تحریمهای پیشین را قابل بازگشت میکرد.
پس از نهاییشدن برجام، در مجلس ایران کمیسیون ویژه بررسی برجام تشکیل شد. سعید جلیلی، به عنوان مذاکرهکننده پیشین، و محمدجواد ظریف، به عنوان طراح اصلی برجام، دیدگاههای متفاوتی ارائه کردند. مخالفان معتقد بودند مکانیسم ماشه حقوق ایران را محدود میکند؛ حامیان تأکید داشتند در صورت پایبندی ایران، این سازوکار فعال نخواهد شد.
با روی کار آمدن دولت ترامپ، آمریکا از برجام خارج شد و تلاش کرد مکانیسم ماشه را فعال کند؛ تلاشی که با مخالفت اکثریت اعضای شورای امنیت ناکام ماند. با این حال، تهدید به فعالسازی مکانیسم ماشه همچنان به عنوان یک ابزار فشار سیاسی باقی ماند.
در تیرماه ۱۴۰۴ و پس از گذشت سه هفته از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، کشورهای غربی بار دیگر تهدید به فعالکردن مکانیسم ماشه کردهاند. این تهدیدها بار دیگر اهمیت رویکرد دیپلماسی و تصمیمگیری استراتژیک در سیاست خارجی ایران را برجسته میکند.
مکانیسم ماشه، محصول ترکیبی از سیاستهای گذشته و توافقات بینالمللی است. اکنون این سازوکار بار دیگر در مرکز تحولات سیاسی و دیپلماتیک قرار دارد و مسیر آینده پرونده هستهای ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ