به گزارش اطلاع با ما ،ایران : پس از درگیری مستقیم و کمسابقه میان ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵، احتمال تکرار تنش نظامی همچنان بالا ارزیابی میشود، اما نه بدون ملاحظات جدی. درحالیکه روایت «تهدید ایران» همچنان در واشنگتن و تلآویو برجسته است، هزینههای یک جنگ تمامعیار، بازیگران اصلی را در وضعیت بازدارندگی شکننده نگه داشته است. سناریوی غالب، نه جنگ فراگیر، بلکه تداوم درگیریهای محدود و کنترلشده است.
پس از درگیری دوازدهروزه میان ایران و اسرائیل در تابستان ۲۰۲۵، جایگاه تهران در معادلات امنیتی منطقهای وارد مرحلهای تازه شده است. هرچند آتشبس نانوشته برقرار مانده، اما سطح تنش بهگونهای است که بسیاری از تحلیلگران از «آرامش ناپایدار» سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن، احتمال بازگشت درگیری همواره وجود دارد.
در آمریکا و اسرائیل، روایت غالب همچنان بر بزرگنمایی «تهدید ایران» استوار است. برنامه هستهای، توان موشکی و نفوذ منطقهای تهران، محور اصلی این گفتمان را تشکیل میدهد؛ گفتمانی که کارکرد آن، توجیه فشارهای سیاسی، اقتصادی و در مواردی، اقدام نظامی محدود است. این روایت، بیش از آنکه صرفاً امنیتی باشد، ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و اجماعسازی سیاسی محسوب میشود.
در محافل امنیتی اسرائیل، ارزیابیها یکدست نیست. بخشی از نخبگان نظامی معتقدند ایران از مواجهه مستقیم اخیر آسیب جدی ندیده و همین برداشت، تمایل به اجرای ضربات محدود اما پیدرپی را تقویت کرده است؛ رویکردی که هدف آن، فرسایش تدریجی توان ایران و افزایش نقشآفرینی آمریکا در معادله است.
در واشنگتن، تصمیمگیری درباره ایران با شکاف سیاسی جدی همراه است. یکسو جریانهایی قرار دارند که هرگونه ورود به جنگ جدید در خاورمیانه را مغایر با منافع داخلی آمریکا میدانند. در سوی دیگر، طیفی از سیاستمداران و بازیگران بانفوذ، فشار برای اتخاذ موضع سختتر و حتی اقدام نظامی را افزایش دادهاند. این دوگانگی، سیاست آمریکا را در وضعیت تعلیق و محاسبه دائمی قرار داده است.
برآوردهای تحلیلی نشان میدهد خطر درگیری مجدد بهطور کامل از میان نرفته، اما موانع جدی بر سر راه جنگ تمامعیار وجود دارد. توان پاسخ متقابل ایران، نگرانی از گسترش منطقهای درگیری و هزینههای سیاسی–اقتصادی برای آمریکا و اسرائیل، همگی نقش بازدارنده ایفا میکنند.
در شرایط کنونی، محتملترین مسیر، تداوم درگیریهای محدود، عملیاتهای موضعی و فشارهای غیرمستقیم است؛ الگویی از تقابل که از آستانه جنگ فراگیر عبور نمیکند، اما تنش را در سطحی بالا نگه میدارد. این وضعیت، نوعی «جنگ کنترلشده» است که هر لحظه میتواند با خطای محاسباتی از کنترل خارج شود.
ایران در مرکز میدان تنش قرار دارد، اما بازیگری منفعل نیست. توان بازدارندگی و تجربه مواجهه مستقیم، هزینه هر اقدام نظامی گسترده را بالا برده است. پاسخ به این پرسش که «آیا ایران هدف جنگ بعدی است؟» فعلاً روشن نیست؛ آنچه روشن است، تداوم یک موازنه شکننده است که در آن، عقلانیت هزینه–فایده، فعلاً جایگزین شلیک نخست شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ