به گزارش اطلاع با ما ، آش شور سازمان ملل: بعد از پایان فاجعهبار جنگ جهانی دوم، قدرتهای پیروز تصمیم گرفتند نهادی به نام «سازمان ملل متحد» را تشکیل دهند. هدف؟ جلوگیری از درگیریهای جهانی در آینده. اما خیلی زود مشخص شد که این نهاد بیشتر از آنکه برای جلوگیری از جنگ ساخته شده باشد، برای مدیریت منافع قدرتهای بزرگ طراحی شده است.
بعد از پایان فاجعهبار جنگ جهانی دوم، قدرتهای پیروز تصمیم گرفتند نهادی به نام «سازمان ملل متحد» را تشکیل دهند. هدف؟ جلوگیری از درگیریهای جهانی در آینده. اما خیلی زود مشخص شد که این نهاد بیشتر از آنکه برای جلوگیری از جنگ ساخته شده باشد، برای مدیریت منافع قدرتهای بزرگ طراحی شده است.
پنج کشور عضو دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا) با گرفتن «حق وتو» عملاً تصمیمگیری جهانی را در اختیار خود گرفتند. اگر حتی همه کشورهای دنیا به تصمیمی رأی مثبت دهند، مخالفت یکی از این پنج کشور کافی است تا آن تصمیم اجرا نشود.
در جدیدترین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، دونالد ترامپ با لحنی طعنهآمیز گفت:
«هدف سازمان ملل چیست؟ تنها کاری که انجام میدهند، نوشتن نامههای شدیداللحن و پیگیری نکردن آنهاست.»
انتقادی که از زبان رئیسجمهور سابق آمریکا بیان شد، بیش از آنکه یک حمله واقعی باشد، نشان از بحران درونی این سازمان دارد؛ بحرانی که حتی متحدانش هم دیگر نمیتوانند نادیدهاش بگیرند.
حرف ترامپ از یک زاویه درست است؛ سازمان ملل در بسیاری از بحرانهای جهانی تنها نظارهگر بوده. اما تناقض ماجرا اینجاست که آمریکا خود یکی از معماران این سازوکار نابرابر است.
باید کسی همان لحظه بلند میشد و پاسخ میداد که تو از سیستمی انتقاد میکنی که خودت پایهگذارش هستی.
امروز سازمان ملل بیشتر شبیه یک نمایش پر زرقوبرق است؛ با کتشلوارهای اتوکشیده، اسکورتهای چندلایه و جلساتی که اغلب خروجی عملی ندارند. اما در میان همه این نمادها، سؤال اصلی همچنان باقیست: آیا این نهاد واقعاً میتواند جلوی جنگها را بگیرد یا تنها ابزاری برای حفظ منافع چند کشور خاص است؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ