به گزارش اطلاع با ما ، کمبود دارو در ایران وارد مرحلهای شده که تنها داروهای خاص و گرانقیمت را درگیر نمیکند. حالا پیدا کردن برخی داروهای پرمصرف و حتی داروهای تولید داخل نیز برای بیماران دشوار شده است. مشکل از تولید و تأمین مواد اولیه تا نقدینگی، توزیع نامنظم و مدیریت موجودی داروخانهها ادامه دارد؛ شرایطی که باعث شده «دارو وجود دارد» الزاماً به معنای «دارو در دسترس بیمار است» نباشد.
کمبود دارو دیگر تصویری محدود به داروهای خاص، خارجی یا گرانقیمت نیست. در ماههای اخیر، برخی بیماران برای تهیه داروهای معمولی نیز با پاسخ تکراری «فعلاً نداریم» مواجه شدهاند؛ وضعیتی که گاهی آنها را مجبور میکند برای تکمیل یک نسخه، چندین داروخانه را جستوجو کنند.
در این شرایط، مسئله فقط خالی بودن قفسه یک داروخانه نیست. زنجیرهای از مشکلات در تولید، تأمین مواد اولیه، نقدینگی، توزیع و مدیریت موجودی میتواند باعث شود دارویی که در کشور تولید یا تأمین شده، در زمان مناسب به دست بیمار نرسد.
تصور کنید بیمار با نسخهای چندقلمی وارد داروخانه میشود، اما تنها بخشی از اقلام موجود است. برای یک دارو جایگزین پیشنهاد میشود و برای قلم دیگر گفته میشود که محموله بعدی هنوز نرسیده است.
نتیجه، نسخهای نیمهکاره و بیماری است که باید جستوجوی خود را از داروخانهای به داروخانه دیگر ادامه دهد.
این وضعیت زمانی نگرانکنندهتر میشود که دامنه آن از داروهای خاص فراتر رود و اقلامی که مصرف روزمره بیشتری دارند نیز با دسترسی نامنظم مواجه شوند.
یکی از نکات مهم درباره بازار دارو، تفاوت میان «نبود دارو» و «دسترسی ناپایدار» است.
ممکن است یک دارو برای مدتی وارد شبکه توزیع شود و چند روز در داروخانهها موجود باشد، اما پس از فروش موجودی، تأمین مجدد آن با تأخیر انجام شود. در چنین شرایطی، یک بیمار ممکن است داروی مورد نیاز خود را در یک منطقه پیدا نکند، اما همان دارو در داروخانهای دیگر موجود باشد.
از نگاه زنجیره تأمین، این مسئله میتواند به معنای توزیع نامتوازن موجودی باشد؛ اما از نگاه بیمار، تفاوت چندانی با کمبود ندارد. او دارو را زمانی میخواهد که نسخه در دستش است، نه زمانی که محموله جدید به بازار برسد.
تولید داخل لزوماً به معنای بینیازی کامل از واردات نیست. صنعت دارو برای تولید بسیاری از محصولات همچنان به مواد اولیه، مواد جانبی، تجهیزات، بستهبندی و برخی نهادههای وارداتی وابستگی دارد.
به همین دلیل، اختلال در تأمین ارز، واردات یا حملونقل میتواند در نهایت روی تولید یک داروی ایرانی نیز اثر بگذارد.
این اثر معمولاً بلافاصله در قفسه داروخانه ظاهر نمیشود. کارخانه ممکن است مقداری ذخیره داشته باشد، شرکت پخش موجودی محدودی در انبار نگه دارد و داروخانه نیز چند بسته در اختیار داشته باشد. اما با کاهش تدریجی موجودی، بیمار در نهایت با همان جمله آشنا مواجه میشود: «نداریم.»
قیمت پایین یک دارو الزاماً به معنای پایین بودن هزینه تولید آن نیست.
هزینه مواد اولیه، بستهبندی، حملونقل، نیروی انسانی، انرژی و سرمایه در گردش افزایش پیدا کرده و اگر قیمت فروش یک محصول با هزینههای واقعی تولید فاصله زیادی داشته باشد، ادامه تولید آن میتواند برای کارخانه دشوار شود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت دارو نیز راهحل سادهای نیست. اگر دارو با قیمت بالاتر بهوفور عرضه شود اما توان خرید بیماران کاهش پیدا کند، مشکل دسترسی همچنان پابرجا خواهد ماند.
در این نقطه، نقش بیمه و نحوه تأمین مالی زنجیره دارو اهمیت ویژهای پیدا میکند.
کمبود طولانیمدت میتواند رفتار داروخانهها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وقتی یک قلم دارویی به تعداد محدود در اختیار داروخانه قرار میگیرد، ممکن است مدیریت موجودی دشوارتر شود و داروخانه برای تحویل آن به برخی نسخهها یا بیماران اولویت بدهد.
البته نمیتوان چنین رفتاری را به تمام داروخانهها نسبت داد، اما اصل ماجرا این است که کمبود مستمر، تصمیمگیری درباره موجودی را پیچیدهتر میکند.
برای بیمار اما نتیجه ساده است: دارو شاید در شبکه وجود داشته باشد، ولی در لحظهای که به آن نیاز دارد، سهمی از آن موجودی نصیبش نمیشود.
یکی از خطاهای رایج این است که وضعیت بازار دارو تنها با تعداد اقلام قرارگرفته در فهرست کمبود سنجیده شود.
این شاخص مهم است، اما تجربه بیمار معیار دیگری هم دارد: برای کامل شدن یک نسخه، چند داروخانه باید جستوجو شود؟
اگر دارویی در یک شهر وجود داشته باشد اما توزیع آن به شکلی باشد که بیمار نتواند بهموقع به آن دسترسی پیدا کند، از منظر مصرفکننده عملاً با کمبود مواجه هستیم.
بنابراین ارزیابی بازار دارو باید علاوه بر «وجود دارو»، مسئله «دسترسی واقعی» را نیز در نظر بگیرد.
داروخانه آخرین حلقه زنجیره داروست؛ جایی که بیمار نتیجه تمام اختلالهای قبلی را میبیند.
وقتی تولید با مشکل مواجه شود، مواد اولیه دیر برسد، نقدینگی شرکتها تحت فشار قرار گیرد یا توزیع به شکل متوازن انجام نشود، اثر نهایی ممکن است در همان قفسهای دیده شود که بیمار برای دریافت داروی خود به آن مراجعه کرده است.
به همین دلیل، حل مشکل کمبود دارو تنها با افزایش تولید یک قلم یا واردات مقطعی یک محصول امکانپذیر نیست. زنجیره تأمین باید از ابتدا تا انتها پایدار باشد؛ از تأمین مواد اولیه و تأمین مالی تولیدکننده گرفته تا توزیع عادلانه و رساندن دارو به داروخانه.
در نهایت، مسئله اصلی فقط این نیست که «چند قلم دارو کم است؟»؛ پرسش مهمتر این است که بیمار برای پیدا کردن یک داروی معمولی چقدر باید جستوجو کند و آیا میتواند مطمئن باشد دارویی که امروز پیدا کرده، فردا هم در دسترس خواهد بود؟
اگر پاسخ این پرسش همچنان نامطمئن باشد، مشکل بازار دارو فراتر از خالی شدن چند قفسه است؛ مشکل، ناپایداری دسترسی بیمار به دارو است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ