به گزارش اطلاع با ما ، نتانیاهو : جنگ ۴۰ روزه رمضان که با تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران آغاز شد، برخلاف پیشبینی دشمنان، به تغییرات بنیادینی در منطقه انجامید. دکتر سعدالله زارعی، کارشناس ارشد مسائل بینالملل، در یادداشتی ۴ تحول اساسی را تشریح کرده است: فروپاشی ذهنیت شکستپذیری ایران، احیای نقش منطقهای حزبالله، پیچیدهتر شدن پروندههای ایران برای آمریکا، و ظهور وضعیت جدید در جهان اسلام. نظرسنجیها نشان میدهد ۹۳ درصد ایرانیها و حتی ۶۶ درصد آمریکاییها تاکنون جنگ را به نفع ایران ارزیابی میکنند.
جنگ چهل روزه رمضان، برخلاف تمام پیشبینیهای اولیه، نه فقط به پایان نرسیده است، بلکه تصویر منطقه را از اساس دگرگون کرده. آنچه امروز میبینیم، جنگی نیست که دو طرف برای حل یک یا دو مسئله وارد آن شده باشند. این یک «تغییرات بزرگ هوشمندانه» بود که از همان لحظه اول، چه با پیروزی ایران و چه با شکست آن، قرار بود نقشه خاورمیانه را بازنویسی کند.
دکتر سعدالله زارعی، کارشناس ارشد مسائل بینالملل، در یادداشتی که اخیراً منتشر شده، به چهار تغییر بنیادین اشاره کرده که در جریان این جنگ شکل گرفته است. تغییراتی که برخی از آنها پیش از این غیرممکن به نظر میرسید.
در روزهای ابتدایی جنگ، همه میپرسیدند: «آیا ایران میتواند در برابر ماشین جنگی آمریکا تاب بیاورد؟» اما امروز، سؤال کاملاً متفاوت شده است: «آیا آمریکا میتواند با یک دستاورد قابل قبول از این جنگ خارج شود؟»
این یعنی جنگ به نفع ایران در حال رقم خوردن است. استعفا و برکناری متعدد مقامات نظامی آمریکا، که ناشی از ناکامیهای میدانی و اختلافات داخلی بر سر چرایی این ناکامیهاست، در حالی رخ میدهد که جمهوری اسلامی ایران با وجود شهادت فرماندهان ارشد، هیچ احساس ناکامی در جنگ ندارد.
نظرسنجیها نیز این واقعیت را تأیید میکنند: ۶۶ درصد آمریکاییها و ۹۳ درصد ایرانیها جنگ را تا اینجا به نفع ایران ارزیابی میکنند.
پیش از این جنگ، یک تصور گسترده – حتی در میان برخی کشورهای نزدیک به ایران – وجود داشت که ایران از طریق ترکیبی از فشار نظامی، اقتصادی و جنگ روانی قابل شکست است و حتی ممکن است فرو بپاشد.
حذف این توهم، نه تنها محیط منطقهای را تحت تأثیر آنی قرار داده، بلکه در روابط بینالمللی ایران نیز اثرات عمیقی گذاشته است.
نشانه روشن این تغییر: سومالی در روزهای اخیر عبور و مرور کشتیهای متعلق به رژیم اسرائیل را از تنگه بابالمندب ممنوع کرد. اقدامی که پیش از این جنگ، برای هیچ کشور اسلامی امکانپذیر یا نتیجهبخش ارزیابی نمیشد. امروز، این اقدام نه ممکن که «لازم» تلقی میشود. تغییر دوم: احیای حزبالله لبنان؛ خیال خام نتانیاهو بر باد رفت
نتانیاهو هرگز گمان نمیکرد جنگ رمضان به احیای نقش منطقهای حزبالله منجر شود.
تا پیش از این جنگ، حزبالله در یک دوره ۱۵ ماهه سکوت نظامی اجباری قرار داشت. زیر فشار شدید خارجی و داخلی برای خلع سلاح (و عملاً محو موجودیت)، روزانه شهید و زخمی میداد و تعرضهای فیزیکی به خاک لبنان را بنا به مصلحت تحمل میکرد.
حزبالله به زمانی بازگشت که طی ۶۶ روز، ارتش اسرائیل را زیر ضرب سنگین خود قرار داده بود. فراتر از آن، این جنبش انقلابی اعلام کرد: هر نقض آتشبس یا هر تحرک نظامی پس از پایان آتشبس، با فوریت و متناسب با اقدام دشمن پاسخ داده خواهد شد.
آمارها گویاست: طبق گزارش سایت ارتش اسرائیل، طی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه گذشته ۴۵ عنصر نظامی و غیرنظامی اسرائیل زخمی شدهاند. همچنین از آغاز آتشبس (طی ده روز)، ۷۳۵ عنصر نظامی و مدنی اسرائیل در جنگ با لبنان زخمی شدهاند.
از یک سو، قادر به تغییر معادله نظامی کنونی و غلبه بر حزبالله نیست.
از سوی دیگر، بازگشت حزبالله به موقعیت جنگی زمان سید حسن نصرالله، او را در داخل تحت فشار شدید قرار داده است.
وقتی کارتهای بازی کسی اینقدر محدود شود، چارهای جز بازگشت به جنگی با «انتهای نامعلوم» نمیبیند.
پس از این جنگ، نه تنها اداره پروندههای سابق ایران برای آمریکا و متحدانش دشوارتر میشود، بلکه پروندههای جدیدی اضافه شده که بیش از عناصر قبلی، به نفع ایران قدرتآفرین هستند.
نکته کلیدی: ایران به احتمال زیاد در پایان این جنگ، مرحله «تهدید به جنگ» را پشت سر میگذارد. در چنین شرایطی، اعتبار گزینههای غیرنظامی آمریکا – از جمله تحریمها – یا به کلی از بین میرود و یا تأثیر آن محدود میشود.
از همه مهمتر: تسلط جبهه مقاومت بر دو آبراه حساس جهان که جمعاً ۵۰ درصد تجارت جهانی را در خود جای داده است. این دو آبراه (که قطعاً یکی از آنها تنگه هرمز است) نه تنها مشکلات اقتصادی و تجاری جبهه مقاومت را حل میکند، بلکه ایران و دیگر اضلاع مقاومت را در موقعیت تعیین معادلات اقتصادی جهانی قرار میدهد.
رسانههای غربی از تسلط ایران بر تنگه هرمز به عنوان «بمب ایرانی» یاد کردهاند. این بمب، صورتبندی منطقه را برای همیشه تغییر خواهد داد. تغییر چهار: بیداری جهان اسلام؛ ترکیه، مصر و سومالی در کنار مقاومت
شاید یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان، ایجاد یک وضعیت جدید در جهان اسلام از حیث سیاسی و فرهنگی باشد.
در حین جنگ و هرچه به پایان دوره چهل روزه نزدیک میشدیم، دو کشور اسلامی که خارج از جبهه مقاومت بودند – ترکیه و سومالی – رژیم صهیونیستی را تهدید به جنگ نظامی کردند. همچنین مصر در برابر مداخلات اسرائیل در بحث سومالیلند، تحرک نظامی علیه آن نشان داد.
این تغییر، فقط به اقدامات نظامی محدود نمیشود. آنچه اهمیت دارد، تغییر در وضع ذهنی کشورهای اسلامی است که سالها بر جهان اسلام سایه افکنده و سبب انفعال شدید آن و خیال آسوده دشمن شده بود. این ذهنیت امروز در معرض تندبادی اساسی قرار گرفته است.
گرایشات شدید ملتهای اسلامی به مقاومت، دولتها را نیز به تدریج به سمت مواضع فعالتر سوق میدهد.
جنگ رمضان هنوز به پایان نرسیده و دستاوردهای نهایی آن قابل جمعبندی قطعی نیست. اما آنچه امروز مشخص است، تغییرات بنیادینی است که رخ داده و دیگر قابل بازگشت نیست:
آمریکا با پروندههای جدید و دشوارتری در قبال ایران مواجه است.
جهان اسلامی به تدریج از انفعال خارج میشود و به سمت مقاومت فعال حرکت میکند.
رسانههای غربی از «بمب ایرانی» در تنگه هرمز میگویند، اما شاید بمب واقعی، همین تغییرات راهبردی است که آرام، بیصدا و در طول چهل روز، تمام معادلات قبلی را منفجر کرده است. جهانی که منتظر تحولات بزرگ بود، امروز شاهد آغاز آنهاست
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ