به گزارش اطلاع با ما ، آینده: پس از تعیینتکلیف بانک آینده، اکنون مؤسسه ملل در کانون اصلاحات بانکی قرار گرفته است؛ ناترازی شدید، زیان انباشته سنگین و نسبت کفایت سرمایه منفی، سیاستگذار را وادار کرده تا با برنامهای فشرده مسیر احیای این مؤسسه را آغاز کند. اقدامی که بخشی از راهبرد بزرگتر دولت برای مهار خلق پول بیضابطه و بازگرداندن شبکه بانکی به نقش توسعهای خود است.
حرکت تازه دولت برای بازسازی نظام بانکی وارد مرحلهای جدید شده است. پس از آنکه بانک آینده با تصمیم سیاستگذار وارد فرآیند اصلاح و ادغام شد، اکنون نگاهها به مؤسسه مالی و اعتباری ملل دوخته شده است؛ مؤسسهای که نشانههای ناترازی عمیق آن سالها پنهان مانده و امروز ابعاد واقعیاش آشکار شده است.
آخرین دادههای مالی از زیان انباشته حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان و شکاف نقدینگی ۴۵ همت حکایت دارد؛ ارقامی که نشان میدهد این مؤسسه مدتها با اتکا به جذب سپردههای جدید و ترفندهای پرریسک ادامه حیات داده است. نسبت کفایت سرمایه با رقم منفی ۴۱ درصد نیز نشان میدهد که کوچکترین شوک مالی میتوانست آن را از مسیر خارج کند.
ورود قاطعانه سیاستگذار و انتصاب هیأت سرپرستی تازه، یک پیام روشن دارد: دورانی که ناترازی تحمل میشد، تمام شده است. برنامهای ۱۰۰ روزه و ۶ ماهه برای ترمیم ساختار ملل تدوین شده؛ برنامهای که برخلاف سرنوشت بانک آینده، بر احیای تدریجی و تحت نظارت تکیه دارد، نه انحلال.
اما سیاستگذار میداند مشکل فقط یک مؤسسه نیست. ناترازی مانند رشتهای است که از دل کمبود سرمایه شروع میشود و تا خلق پول بدون پشتوانه و تورم ساختاری امتداد پیدا میکند. هر بانک ناتراز در عمل به «موتور تورم» تبدیل میشود و هزینهاش را نه سهامدار، بلکه همه مردم میپردازند.
اصلاحات اخیر تنها برخورد با یک مؤسسه نیست؛ بخشی از یک نقشه بزرگتر است. دولت مسیر جدیدی را آغاز کرده: مسیری که با انبساط بیضابطه ترازنامهها مقابله میکند و به بانکها یادآور میشود که ادامه رفتار گذشته، آنها را در مسیر مؤسسات مشکلدار قرار میدهد.
در کنار این نظارت سختگیرانه، سیاست دیگری نیز در حال اجراست: جهتدهی تسهیلات بانکی به سمت تولید واقعی. هدف این است که منابع بانکی از سوداگری و داراییسازی جدا شده و به سمت بخشهای مولد و صادراتمحور هدایت شوند. اگر این تغییر ساختاری پایدار بماند، میتواند از بازتولید ناترازی جلوگیری کرده و شبکه بانکی را به موتور رشد اقتصادی تبدیل کند.
اصلاح مؤسسه ملل آغاز یک دوره سخت اما ضروری است. بسیاری از بانکها، هرچند هنوز بحرانی نشدهاند، اما با ترازنامههای سنگین و داراییهای غیرمولد تنها چند گام با ناترازی فاصله دارند. اگر حلقههای این اصلاحات گسترش یابد، شبکه بانکی دوباره میتواند به جایگاه طبیعی خود—یعنی پشتیبان تولید و نه تولیدکننده تورم—بازگردد.
در نهایت، هدف اصلی یک چیز است: بازسازی اعتماد مردم. سه ابزار اصلی این مسیر عبارتاند از: کنترل ناترازیها، مهار خلق پول و هدایت سرمایه به سمت فعالیتهای مولد. راهی سخت، اما تنها گزینه برای خروج از بحران طولانیمدت نظام بانکی.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ