کد خبر : 171129
تاریخ انتشار : جمعه ۲۱ دی ۱۴۰۳ - ۲۰:۲۴

ظریف: مبنای قدرت در منظر امام مردم هستند، نه کلاهک هسته‌ای و تانک

ظریف: مبنای قدرت در منظر امام مردم هستند، نه کلاهک هسته‌ای و تانک
وزیر سابق امور خارجه کشورمان درباره نحوه شکل‌گیری علاقه و ارادتش به امام خمینی (ره) اظهار داشت: من در مدرسه علوی درس می‌خواندم.

ظریف: مبنای قدرت در منظر امام مردم هستند، نه کلاهک هسته‌ای و تانک

به گزارش اطلاع با ما  به نقل از جماران، مبنای قدرت در منظر امام مردم هستند: محمدجواد ظریف معاون راهبردی رئیس جمهور و وزیر سابق وزارت امور خارجه کشورمان مهمان این هفته برنامه «حضور» بود و در گفت و گو با «محمدحسین رنجبران» علاوه بر واکاوی اندیشه‌های امام خمینی (ره) در عرصه روابط بین‌الملل، درخصوص نحوه آشنایی با اندیشه‌های امام راحل، مذاکرات برجام و برخی دیگر از مسائل روز سخن گفت.

به گزارش جماران، ظریف با اشاره به خاطره نخستین دیدارش با حضرت امام خمینی (ره) اظهار داشت: اولین بار با انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا و در یک دیدار عمومی خدمت حضرت امام شرفیاب شدم. من آن زمان، حدود ۲۱ سالم بود و این دیدار از معدود شرایطی بود که در یک ملاقات، شاید برایم پیش بیاید که احساس کردم لرزه بر اندامم افتاده است.

وی با اشاره به عکسی که در آن روی ماشین ایستاده و مشغول سخنرانی است، گفت: آن ]عکس مربوط به[ روز قدس در ساکرامنتو بود. شاید دومین روز قدس بود؛ چون اولین روز قدس من ایران بودم؛ بعد از انقلاب به ایران آمده‌ بودم که ازدواج کنم و روز قدس من همراه با همسرم که تازه عقد کرده بودیم، در اصفهان بودیم و در تظاهرات شرکت کردیم.

ظریف اضافه کرد: ما در دوران نامزدی در اصفهان در دعای ابوحمزه مرحوم آقای شیخ مهدی مظاهری بودیم که بعد از آن با هم به راهپیمایی روز قدس رفتیم. دومین تظاهرات روز قدس که فکر می‌کنم سال ۵۹ بود ـ من دیگر سال‌ها خیلی یادم نمی‌آید ـ ما از سانفرانسیسکو به ساکرامنتو که مرکز ایالت کالیفرنیاست، برای تظاهرات روز قدس رفتیم و فکر می‌کنم بعد از جریان لانه جاسوسی و گروگانگیری بود که خیلی سخت‌گیری می‌کردند.

فعال دانشجویی زمان انقلاب بیان داشت: در آن عکسی که شما دیدید، اطراف ما کارگرهای ساختمانی آمریکایی با کلاه کارگری ساختمان و چوب‌هایی که با آن بیسبال بازی می‌کنند، مثل چماق در دستشان بود و دور ما جمع شده بودند که بچه‌ها را بزنند؛ آن بلندگوی دستی هم که به ما داده بودند را به خاطر این دعوا قطع کردند ولی من از اول هم معمولا صدایم آنقدر بلند بود که به بلندگو احتیاج نداشتم.

وزیر سابق امور خارجه کشورمان درباره نحوه شکل‌گیری علاقه و ارادتش به امام خمینی (ره) اظهار داشت: من در مدرسه علوی درس می‌خواندم. دبیرستان علوی جمع تضادها بود. گروهی وقتی از دبیرستان خارج می‌شدند، طرفدار جریان چپ می‌شدند یا به مجاهدین می‌پیوستند؛ بعضی‌ها پیکاری می‌شدند؛ بعضی‌ها چپ می‌شدند؛ یک گروهی هم طرفدار انجمن حجتیه بودند. گروهی هم مثل ما از هر دو جناح استفاده می‌کردند، ولی از همان وقت، من به حضرت امام علاقه پیدا کردم.

وی ادامه داد: خانواده‌ ما مقلد مرحوم آیت‌الله العظمی خویی بودند و رساله‌ای که در خانه ما بود، رساله آیت‌الله خویی بود و ما از بچگی احکام و اینها را از آن رساله یاد گرفته بودیم. آن زمان چون رساله امام ممنوع بود، یک رساله‌ای به فروش می‌رفت به نام رساله «مُحَشی» یا «رساله ۹ حاشیه‌ای» که فتاوای مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بود و ۹ تا یا هفت تا از علما بر آن حاشیه زده بودند یعنی هر فتوای آیت‌الله بروجردی را مثلاً وسطش داخل پرانتز نوشته بود شین که منظور مرحوم آیت‌الله شریعتمداری بود یا نون مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی بود؛ خ مرحوم آیت‌الله خویی بود یا ح مرحوم آیت‌الله حکیم بود و بعد پرانتز باز پرانتز بسته و وسطش خالی که یعنی مرحوم امام و ما از روی آن رساله در منزل تقلید کردن از حضرت امام را شروع کردیم.

ظریف گفت: پدر و مادر من بسیار متدین بودند. ما در خانه‌ تلویزیون نداشتیم. رادیو در یک کمدی بود که قفل می‌شد و فقط سحرهای ماه رمضان برای اینکه وقت اذان معلوم شود، بیرون می‌آمد. منزل ما تمام اعیاد یعنی تولد همه ائمه مهمانی می‌دادند. از علمایی که پدرم با آنها محشور بود. البته پدرم بازاری بود ولی با گروهی از علما محشور بود که متأسفانه هیچ کدامشان انقلابی نبودند. به همه آنها مهمانی می‌داد و غذای مفصلی.

وی در سخنانش به پدربزرگ مادری‌اش، مرحوم آقا میرزا علینقی کاشانی نیز اشاره کرد و بیان داشت: خدا از تقصیرات کسانی که به ایشان تهمت‌های ناشایسته زدند بگذرد؛ به خاطر اینکه مرا بزنند، به یک فردی ]تهمت زدند[ که بخش اعظم مسجد اعظم قم با هزینه ایشان ساخته شده، مسجد هامبورگ را ایشان ساخته و از نزدیکان مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی بوده. ایشان خیلی در امور مذهبی و خیریه مخصوصاً در کنار آیت‌الله العظمی بروجردی فعال بود. خدا آنهایی که به خاطر خراب کردن من به بزرگوارانی مثل پدربزرگم و مرحوم پدرم که ۷۵ سال نماز شبش ترک نشد و به او تهمت ساواکی بودن زدند، هدایت کند.

وزیر سابق امور خارجه با اشاره به نحوه آغاز فعالیتش در لنسولگری ایران در آمریکا، توضیح داد: انقلاب که شد، من سانفرانسیسکو بودم و از کسانی بودیم که کنسولگری را اشغال که نه، بلکه کنسولگری را گرفتیم چون کنسولگری خودمان بود. تا آن وقت کنسولگری شاهنشاهی بود که بعد شده بود کنسولگری جمهوری اسلامی و ما رفتیم داخل کنسولگری.

وی ادامه داد: من آن موقع ۱۹ سالم بود و با دوستان دیگری در کنسولگری مستقر شدیم. بنده هم از آنها بودم که از حوزه برکلی در کالیفرنیا در کنسولگری مستقر شدیم و همه‌پرسی جمهوری اسلامی را برگزار کردیم. من عکسی دارم با کت چرمی که روی دستم زده سکیوریتی انتظامات و مسئول این کار بودیم.

ظریف افزود: بعد از آن مرحوم دکتر یزدی که وزیر امور خارجه شدند، یکی از دوستان را از شیکاگو برای سرکنسول در سانفرانسیسکو فرستادند و من به عنوان نماینده انجمن اسلامی به صورت داوطلبانه در کنسولگری شروع به خدمت کردم و فکر می‌کنم تا زمانی که کارتر کنسولگری را بست یعنی روابط قطع شد، آنجا بودم.

وی گفت: بعد از تعطیلی کنسولگری ایران، به خاطر اینکه من دانشجو بودم با ویزای دانشجویی به صورت افتخاری و داوطلبانه کار می‌کردم. آقای خرم که سرکنسول بودند و داشتند برمی‌گشتند مسئولیت جمع کردن اموال کنسولگری را به من دادند. ما کلی پاسپورت ایرانی‌ها در اختیارمان بود که باید پس می‌دادیم و دیگر اموال کنسولگری. ما یک خانه ملکی داشتیم در سانفرانسیسکو و یک دفتر استیجاری که باید دفتر را خالی می‌کردیم و در خانه جا می‌دادیم تا آمریکایی‌ها آنجا را تحویل گرفتند و مهر و موم کردند که این کار را هم به عهده بنده گذاشتند.

ظریف در پاسخ به این سوال که آیا هیچ وقت از خودتان نپرسیدید که اصلا این چه کاری بود که سفارت آمریکا را اشغال کردند، گفت: چرا ولی وقتی امام حمایت کردند، دیگر ما هم حمایت کردیم و من در حمایت از دانشجویان خط امام سخنرانی کردم و عکسش هم هست.

معاون راهبردی رئیس جمهور بیان داشت: بعد از این اتفاق، دولت آمریکا ویزای همه دانشجویان ایرانی را باطل کرد و ما دیگر نمی‌تونستیم از آمریکا خارج شویم. گروهی هم بودند که تخلف کرده بودند یعنی مثلاً دانشجوی تمام وقت نبودند یا کار می‌کردند چون کار کردن برای کسانی که با ویزای دانشجویی آنجا بودند، ممنوع بود. اینها را هم دادگاهی و اخراج کردند. آن زمان چون رشته‌ من حقوق بین‌الملل و روابط بین الملل بود به همراه یکی دو تا وکیل آمریکایی از طرف کنسولگری، در سانفرانسیسکو به دادگاه می‌رفتیم و از اینها دفاع می‌کردیم.

وی با اشاره به برخورد سخت دادگاه آمریکا با دو دانشجوی ایرانی گفت: یک پدر و مادر بودند که فکر می‌کنم هر دو نفرشان دانشجوی دکتری و طرفدار انقلاب بودند ولی خانم، بی‌حجاب بود و یک بچه ۶ ماهه داشتند. به قاضی گفتند که بچه‌ ما اینجا به دنیا آمده و شهروند آمریکاست؛ اجازه بدهید ما از بچه‌مان پرستاری کنیم. قاضی گفت اگر زیادی حرف بزنید، دستور می‌دهم که بچه‌ را از شما جدا کنند و شما را بدون بچه‌ به ایران بفرستند و هر دو را اخراج کرد و وکیل ما هم نتوانست کاری برای اینها انجام دهد.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.