به گزارش اطلاع با ما، بحران ارزی ایران – افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی، وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی را تحت فشار قرار داده است.
اما مسئله اصلی اینجاست: آیا تغییر مدیران اقتصادی راهحل این بحران است؟ نویسنده معتقد است که حتی قویترین اقتصاددانان جهان هم نمیتوانند صرفاً با ابزارهای اقتصادی این بحران را مهار کنند.
مشکل ریشه در سیاست داخلی و خارجی دارد، اما برخی اقتصاددانان دولتگرا همچون حسین راغفر همچنان بر کنترل دستوری قیمت ارز تأکید دارند. تجربه نشان داده که این روشها تنها باعث تشدید بحران، افزایش رانت، کاهش منابع ارزی و انفجار تورم در آینده میشوند. پیشنهاد جالب نویسنده: یک دوره آزمایشی اداره وزارت اقتصاد و بانک مرکزی توسط راغفر و تیمش، تا عملکرد واقعی آنها در مهار بحران محک بخورد.
۱. مشکل واقعی کجاست؟ اقتصاد یا سیاست؟ سقوط ارزش ریال تنها به تصمیمات اقتصادی مربوط نیست. تحریمهای خارجی، سیاستهای داخلی و بحرانهای ساختاری اقتصادی، همگی بر بازار ارز تأثیر مستقیم دارند. تغییر افراد در رأس وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی، بدون اصلاح سیاستهای کلان، تغییری در روند صعودی قیمت ارز ایجاد نخواهد کرد.
– اتلاف منابع ارزی – افزایش فساد و رانت
سیاستهای مشابه در گذشته اجرا شده و نتیجهای جز بحرانهای اقتصادی شدیدتر نداشته است.
آیا اقتصاددانانی مثل راغفر میتوانند در شرایط واقعی، ارز را کنترل کنند؟ نویسنده پیشنهاد میدهد که برای یک دوره آزمایشی، مدیریت اقتصاد کشور به این افراد سپرده شود. اگر موفق شدند، مدیریت کل اقتصاد را به آنها بدهیم؛ اگر شکست خوردند، دست از شعار دادن بردارند!
مسئله ارز در ایران یک بحران عمیق با ریشههای سیاسی و اقتصادی است، نه صرفاً مدیریتی. کنترل دستوری قیمت ارز، مسکنی موقتی است که بحران را شدیدتر میکند. پیشنهاد آزمون عملی برای اقتصاددانان دولتگرا، چالشی منطقی برای راستیآزمایی ادعاهای آنان است. راهحل واقعی، اصلاح سیاستهای کلان داخلی و خارجی، همراه با تدابیر اقتصادی پایدار است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ