به گزارش اطلاع با ما ، دولت با لغو محدودیت فعالیت رسمی دستگاههای دولتی در شبکههای اجتماعی خارجی، مسیر حضور سازمانها در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و ایکس را بازتر کرده است. این تصمیم در شرایطی گرفته شده که بخش بزرگی از کاربران ایرانی همچنان از این شبکهها استفاده میکنند و منتقدان معتقدند غیبت نهادهای رسمی، اطلاعرسانی در زمان بحران و مقابله با شایعات را دشوارتر کرده است.
تصمیم تازه دولت برای کنار گذاشتن محدودیت فعالیت رسمی دستگاههای دولتی در شبکههای اجتماعی خارجی، بار دیگر موضوع فیلترینگ شبکه های اجتماعی را به یکی از بحثهای مهم فضای عمومی تبدیل کرده است.
بر اساس این تصمیم، دستگاههای دولتی میتوانند در پلتفرمهای خارجی که دسترسی به آنها در ایران محدود شده نیز فعالیت رسمی داشته باشند. این تغییر در حالی اتفاق افتاده که طی سالهای گذشته حضور نهادهای دولتی در بسیاری از این سکوها با محدودیت مواجه بود.
یکی از مهمترین نکات این تصمیم، فاصله میان محل حضور مردم و محل اطلاعرسانی رسمی است.
کاربران ایرانی طی سالهای گذشته، با وجود محدودیتهای دسترسی، همچنان از شبکههای اجتماعی خارجی برای دریافت خبر، ارتباط و دنبالکردن رویدادهای روز استفاده کردهاند. در مقابل، بخشی از دستگاههای رسمی به دلیل محدودیتهای موجود امکان فعالیت گسترده در همین فضا را نداشتند.
نتیجه این وضعیت آن بود که در زمان انتشار شایعه، خبر جعلی یا یک اتفاق مهم، کاربران در شبکههای اجتماعی حضور داشتند اما بسیاری از منابع رسمی امکان پاسخگویی مستقیم و سریع در همان بستر را نداشتند.
فیلترینگ قرار بود دسترسی کاربران به برخی پلتفرمهای خارجی را محدود کند، اما تداوم حضور کاربران ایرانی در این شبکهها نشان داده که محدودیت دسترسی لزوماً به معنای پایان استفاده از آنها نیست.
همین مسئله باعث شده منتقدان سیاست فیلترینگ، تصمیم جدید دولت را نشانهای از تغییر رویکرد نسبت به واقعیت موجود در جامعه بدانند؛ واقعیتی که بر اساس آن، بخش قابلتوجهی از ارتباطات و گردش اطلاعات همچنان در پلتفرمهای خارجی انجام میشود.
از این منظر، خروج دستگاههای رسمی از این فضا الزاماً کاربران را به سمت پلتفرمهای داخلی سوق نمیدهد و ممکن است تنها ارتباط مستقیم میان نهادهای رسمی و بخشی از مخاطبان را محدود کند.
حضور رسمی دستگاهها در شبکههای اجتماعی میتواند دستکم یک مزیت مهم داشته باشد: دسترسی مستقیم به مخاطب.
در شرایط عادی، این حضور میتواند برای اطلاعرسانی خدمات عمومی و پاسخ به پرسشهای شهروندان مورد استفاده قرار گیرد. در شرایط بحرانی نیز اهمیت آن بیشتر میشود؛ چراکه سرعت انتشار اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی بالاست و منابع رسمی برای مقابله با شایعات به کانال ارتباطی مستقیم نیاز دارند.
بنابراین، غیبت رسمی یک سازمان در پلتفرمی که بخش قابلتوجهی از مخاطبانش در آن حضور دارند، میتواند ارتباط آن سازمان با جامعه را دشوارتر کند.
ماجرای حضور نهادهای دولتی در شبکههای اجتماعی خارجی، یک تناقض قدیمی را نیز برجسته کرده است؛ از یک سو استفاده عمومی از برخی پلتفرمها محدود شده و از سوی دیگر، مقامها و دستگاههای رسمی برای ارتباط با افکار عمومی به همان فضاها نیاز پیدا میکنند.
این وضعیت در سالهای گذشته بارها مورد بحث قرار گرفته و فعالبودن برخی چهرههای سیاسی و مسئولان در شبکههای اجتماعی خارجی نیز نشان داده که این پلتفرمها همچنان برای اطلاعرسانی و ارتباطات عمومی اهمیت دارند.
مخالفان حضور دستگاههای دولتی در شبکههای خارجی معمولاً موضوع امنیت اطلاعات و احتمال سوءاستفاده از دادههای حساس را مطرح میکنند. این نگرانی را میتوان با تفکیک میان ارتباطات عمومی و ارتباطات محرمانه سازمانی مدیریت کرد.
به این معنا که دستگاهها میتوانند برای انتشار اخبار و اطلاعیههای عمومی از شبکههای اجتماعی پرمخاطب استفاده کنند، اما اطلاعات حساس و ارتباطات داخلی را در بسترهای امن و کنترلشده نگه دارند.
چنین تفکیکی این امکان را فراهم میکند که هم ملاحظات امنیتی رعایت شود و هم ارتباط رسمی با مخاطبان از بین نرود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تغییر رفتار کاربران در فضای مجازی صرفاً با ممنوعیت یا محدودیت دسترسی اتفاق نمیافتد. وقتی یک پلتفرم برای میلیونها نفر به محل ارتباط، کسبوکار، خبر و تعامل تبدیل شده باشد، حذف آن از دسترسی رسمی لزوماً به معنای حذف آن از زندگی روزمره مردم نیست.
از همین رو، تصمیم جدید دولت را میتوان نشانهای از پذیرش یک واقعیت دانست: سیاستگذاری فضای مجازی باید با رفتار واقعی کاربران فاصله زیادی نداشته باشد.
بازگشت دستگاههای دولتی به شبکههای اجتماعی خارجی، اگرچه به معنای پایان فیلترینگ نیست، اما میتواند نشانه تغییر نگاه نسبت به نحوه ارتباط دولت با جامعه باشد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این تصمیم تنها به حضور دوباره حسابهای رسمی دستگاهها در شبکههای اجتماعی محدود میشود یا اینکه در نهایت به بازنگری گستردهتر در سیاستهای فیلترینگ منجر خواهد شد؟
آنچه روشن است اینکه فیلترکردن یک پلتفرم و نادیدهگرفتن حضور کاربران در آن، دو مسئله متفاوت است؛ و تجربه سالهای اخیر نشان داده است که نمیتوان برای دومی صرفاً با ابزار اولی تصمیمگیری کرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ