کد خبر : 243320
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴ - ۸:۵۹

افسانه سرمایه‌گذاری هزار میلیاردی؛ چرا برخی شیفته رؤیاهای بن‌سلمان شده‌اند؟

افسانه سرمایه‌گذاری هزار میلیاردی؛ چرا برخی شیفته رؤیاهای بن‌سلمان شده‌اند؟
روایت‌های بزرگ‌نمایی‌شده درباره سرمایه‌گذاری‌های نجومی عربستان در آمریکا، دوباره بهانه‌ای شده تا یک جریان سیاسی داخل کشور، این ارقام را به چماقی برای فشار بر ایران تبدیل کند.

افسانه سرمایه‌گذاری هزار میلیاردی؛ چرا برخی شیفته رؤیاهای بن‌سلمان شده‌اند؟

به گزارش اطلاع با ما ، بن‌سلمان : روایت‌های بزرگ‌نمایی‌شده درباره سرمایه‌گذاری‌های نجومی عربستان در آمریکا، دوباره بهانه‌ای شده تا یک جریان سیاسی داخل کشور، این ارقام را به چماقی برای فشار بر ایران تبدیل کند. بررسی کسری بودجه سنگین سعودی‌ها، تجربه قرارداد نمایشی سال ۲۰۱۷ و الگوی رفتاری ترامپ در «گاو شیرده» دیدن کشورهای نفتی، نشان می‌دهد این ادعاها با واقعیت فاصله دارد. ریشه این بزرگ‌نمایی و اصرار مداوم بر مذاکره، در نوعی «درماندگی آموخته‌شده» قرار دارد؛ شیوه‌ای که برای توجیه یک راهبرد شکست‌خورده، مدام به سیاه‌نمایی و مقایسه‌های غلط متوسل می‌شود. راهبرد مقابل، بر تنوع مسیرها، واقع‌بینی و استفاده از ابزارهای مختلف قدرت تأکید دارد.

سراب سرمایه‌گذاری ۱۰۰۰ میلیارد دلاری و هیجان مصنوعی غربگرایان

سفر اخیر محمد بن‌سلمان به آمریکا و سخنان ترامپ درباره احتمال سرمایه‌گذاری چندصد میلیارد دلاری سعودی‌ها، موجی از ذوق‌زدگی در میان برخی جریان‌های داخلی ایجاد کرده است؛ جریانی که همواره از هر رویداد جهانی، ابزاری برای کوبیدن سیاست‌های ایران می‌سازد. این گروه با تمرکز بر عدد «۱۰۰۰ میلیارد دلار»، پرسش تکراری خود را مطرح می‌کنند: «چرا ایران مثل عربستان قراردادهای بزرگ نمی‌بندد؟»
در کنار این ذوق‌زدگی، ادعاهای عجیبی نیز مطرح شده؛ از جمله اینکه ولیعهد سعودی گویا «پیام مذاکره تهران» را برای ترامپ برده است!

اعداد پرزرق‌وبرق؛ واقعیت یا نمایش؟

بررسی داده‌های رسمی نشان می‌دهد اقتصاد عربستان در سال‌های اخیر با کسری بودجه قابل توجه مواجه بوده است؛ کسری‌هایی ده‌ها میلیارد دلاری که با ادعای سرمایه‌گذاری یک تریلیون دلاری همخوانی ندارد.
سابقه قراردادهای اعلامی سال ۲۰۱۷ نیز نشان می‌دهد بخش عمده این توافق‌ها صرفاً قصدنامه بوده و نه قرارداد قطعی. شخصیت‌نمایی ترامپ و تمایل بن‌سلمان به بزرگ‌نمایی نیز به این فضای تبلیغاتی دامن می‌زند.

وقتی نمایش، جای واقعیت را می‌گیرد

حتی اگر این اعداد را واقعی فرض کنیم، سؤال مهم دیگری به‌وجود می‌آید: این پول دقیقاً به جیب چه کسی می‌رود؟ سابقه اظهارات ترامپ روشن است؛ او بارها کشورهای ثروتمند منطقه را «منابع قابل دوشیدن» توصیف کرده است. بنابراین تبدیل این قراردادها به الگوی الهام‌بخش برای ایران، نه منطقی است و نه مبتنی بر تحلیل.

چرا برخی هر رویداد جهانی را به نسخه مذاکره تبدیل می‌کنند؟

رفتار این جریان سیاسی را می‌توان از دریچه مفهوم «درماندگی آموخته‌شده» توضیح داد؛ حالتی که فرد یا گروه پس از شکست‌های مکرر، تصور می‌کند تنها یک راه وجود دارد—even اگر بارها بی‌نتیجه بوده باشد.
برای تثبیت این باور، نیاز به سیاه‌نمایی دائمی و ساختن «نمونه‌های موفق خیالی» وجود دارد؛ نمونه‌هایی مانند همین سفر اخیر بن‌سلمان.
در این الگو، هر اتفاق بین‌المللی—even اگر جنبه نمایشی داشته باشد—به نشانه‌ای برای ضرورت مذاکره تبدیل می‌شود.

راه مقابل: تنوع راهبرد و خوش‌بینی واقع‌بینانه

در برابر این نگاه تک‌بعدی، رویکردی قرار دارد که بر تنوع ابزارها تأکید می‌کند:
تقویت اقتصاد درون‌زا، همکاری با بلوک‌های مختلف، افزایش بازدارندگی، توسعه روابط چندجانبه و مذاکره زمانی که کارکرد داشته باشد—not زمانی که از سر اجبار باشد.
این مدل، همان «خوش‌بینی آموخته‌شده» است؛ یعنی باور به وجود گزینه‌های متعدد، نه گیر افتادن در چرخه یک راهبرد شکست‌خورده.

جمع‌بندی

هیجان‌زدگی درباره یک سرمایه‌گذاری احتمالی، بیش از آنکه تحلیل باشد، بازتاب یک الگوی ذهنی است: تلاش برای توجیه راهبردی که بارها نتیجه نداده.
در مقابل، نگاه هوشمندانه بر واقعیت‌های اقتصادی، توازن قدرت و تنوع مسیرهای پیش‌رو تأکید دارد؛ نگاهی که منافع ملی را قربانی «رؤیای مذاکره به هر قیمت» نمی‌کند.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :آمریکا ، بن‌سلمان

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.