به گزارش اطلاع با ما ، لبوبو: شفق محمدحسینی– عروسک کوچک و عجیب «لبوبو» حالا یکی از پرفروشترین اسباببازیهای بازار ایران است؛ پدیدهای که از دل افسانههای اروپایی زاده شد و با موج تبلیغات سلبریتیها، راهش را به کیف و کمد نسلزد ایرانی باز کرد. فروش بیش از یک میلیون عدد از این عروسک، تنها یک ترند کودکانه نیست، بلکه نمادی از خلأ فرهنگی، نبود تولید داخلی و قدرت بازار بیقانون واردات است.
عروسک «لبوبو» در نگاه اول ترکیبی از زشتی و شیرینی است؛ چهرهای با دندانهای بیرونزده و بدنی کوچک که برخلاف ظاهر ترسناکش، به دل مخاطب مینشیند. ایده آن از ذهن هنرمند هنگکنگی «کسینگ لانگ» بیرون آمد؛ هنرمندی که از افسانههای شمال اروپا الهام گرفت و شخصیتهایی نیمهشیطانی اما دوستداشتنی خلق کرد. چند سال بعد، شرکت چینی «پاپ مارت» این طرح را خرید و به یک امپراتوری تجاری تبدیل کرد.
ماجرای جهانی شدن لبوبو از جایی آغاز شد که چهرههایی مانند «لیسا» از گروه بلکپینک، «ریانا» و حتی «کیم کارداشیان» با این عروسک عکس گرفتند. همین کافی بود تا موجی از علاقهمندان در سراسر دنیا، از بانکوک تا تهران، به دنبال خرید آن باشند. در ایران نیز نوجوانان نسلزد، تحت تأثیر فضای مجازی و فرهنگ کیپاپ، لبوبو را به نمادی از سبک زندگی مدرن خود تبدیل کردند.
در بسیاری از خانهها، دختران خردسال تا نوجوانان، برای داشتن لبوبو با والدین خود چانه میزنند. در مدارس و محافل دوستانه، صحبت از رنگهای مختلف این عروسک و رقابت بر سر داشتن مدل خاصی، به نوعی نماد تفاخر اجتماعی در میان کودکان تبدیل شده است. فروشندگان زرنگ هم با سوراخ کردن جعبههای مهر و مومشده، رنگ عروسک را لو میدهند تا خریدار مطمئن شود رنگ دلخواهش را میگیرد — خلاقیتی که فقط در بازار ایران میتوان دید.
برآوردها نشان میدهد بیش از یک میلیون عدد لبوبو در ایران فروخته شده است؛ معادل بیش از هزار میلیارد تومان گردش مالی تنها برای یک محصول خارجی. در حالی که صدها تولیدکننده داخلی اسباببازی از کمبود حمایت، تعرفه نامناسب و قاچاق گلایه دارند، بازار لبوبو بهراحتی با واردات گسترده و بدون نظارت پر شده است. به گفته فعالان این صنعت، «بازار اسباببازی ایران بیدروازه است؛ هر ترندی جهانی شود، فردا در ویترین مغازههای ماست.»
کارشناسان معتقدند ضعف تولیدکنندگان ایرانی در طراحی شخصیتهای جذاب، نتیجه مستقیم نبود سیاست فرهنگی هدفمند است. از «کلاه قرمزی» و «زیزیگولو» تا امروز، هیچ عروسک یا انیمیشن ایرانی نتوانسته نسل جدید را با خود همراه کند. در غیاب قهرمانان بومی، لبوبو و امثال آن، جای خالی شخصیتهای ایرانی را در ذهن کودکان پر کردهاند.
ماجرای لبوبو تنها درباره فروش اسباببازی نیست؛ نمادی است از چگونگی شکلگیری ترندهای جهانی و تأثیر مستقیم شبکههای اجتماعی بر ذائقه مصرفی جامعه. لبوبو نشان داد که چگونه فرهنگ مصرف، با یک پست اینستاگرامی میتواند بازار یک کشور را تسخیر کند — بازاری که هنوز منتظر است کسی در آن برای نسل آینده، رؤیای بومی بسازد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ